با فرارسیدن ماه رمضان رسول(ص) همه اسیران را آزاد می کردند و به هر نیازمندی که به ایشان مراجعه می کرد،چیزی می بخشیدند. یا گاهی آزاد کردن اسیر به عنوان کفاره برخی از افعال انسانی قرار داده شده است . افعالی چون: افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان . اسرای جنگی ای را که به اجبار و یا اکراه بجنگ با مسلمین آمده باشند، آزاد می شوند. حضرت رسول (ص) در جنگ بدر فرمودند: هر کس در جنگ بدر توانایی گرفتن اسیر از فرزندان عبد المطلب را دارد؛ اسیر بگیرد، و آنان را نکشد،زیرا آنان به اجبار و اکراه ، همراه لشکر قریش از مکه بیرون آمده اند . و قصد جنگ با ما نداشته اند .
3.3.5 -حق تآمین جانی اسیر
درامان بودن جان و جسم اسیر از مهم ترین حقوق اسرا است. لذا اسیر کننده مسئول جان و جسم اوست . وی علاوه برایجاد شرایط مناسب برای حفظ جان و جسم اسیر ، بایستی از انجام هر نوع رفتار سوئی که باعث آزردگی اسیر میشود، بپرهیزد و حافظ جان او باشد. از جمله اصولی که بایستی در باب حفظ حیات اسیر رعایت شود،عبارت است از: 3.3.5.1- قتل: اگر اسیری قبل از پایان جنگ به اسارت در آید قتل او جایز است، لیکن اغلب فقهای شیعه معتقدند که کشتن اسیری که پس از پایان جنگ اسیر شده است جایز نیست.اگر چه ممکن است در برخی موارد با اذن امام قتل جایز باشد با این وجود اذن به قتل اسیر جز در موارد استثنایی مقبول شارع نمی باشد. ،چنان که حتی آزار و شکنجه درباره افرادی که محکوم به قتل هستند ،نیز روا نیست. در تاریخ اسلامی،جز در موارد بسیار استثنایی این پدیده را برای اسیران جنگی مقدر نساخته و حتی همین موارد بسیار اندکی هم که واقع شذه است نه به دلیل اسارت بلکه به علت جرایم دیگری که به وقوع پیوسته است ،می باشد. آنچه در متون و أحادیث آمده است نشان سیره معصومین در باب اسیر و اسرا است:
حضرت علی(ع)در صفین به سپاهش فرمودند:هیچ اسیری را گردن نزنید .
کسانی که اسیر کردید از بنی عبد المطلب پس نکشید پس همانا آنها به صورت اجباری و اکراه به جنگ آمده اند . 3-هنگامی که “مرداس بن نهیک الفدکی “به سپاه رسول (ص)رسید، در ناحیه الجبل اهلش را گرد آورد و گفت: (أشهد أن لا إلهَ إلاّ لله…). پس رفت به سمت “عاتب اسامه بنِ زید” و تسلیم وی شد، لیکن اسامه او را کشت . وقتی که به سمت حضرت رسول اکرم(ص )بازگشت ،او را از ماجرا باخبر کرد وبه رسول خدا(ص) گفت که آیا کشتی مردی را که شهادت به خدا داده بود ،اسامه پاسخ داد که او از روی ترس مسلمان شد. در پاسخ وی رسول (ص) پرسیدند : آیا از قلبش آگاه بودی ؟نه آنچه را گفت قبول کردی و نه از قلبش آگاه بودی.
با وجود نهی از قتل اسیر ،گاهی به دلیل موجباتی چون قصاص و یا ارتکاب جرمی که استحقاق قتل را دارد ، کشتن اسیر جایز می باشد ، لیکن بایستی اجرای این حکم بر اساس رأی حاکم و یا فرمانده سپاه باشد ،و هیچ فردی حتی شخص اسیر کننده شایستگی قتل اسیر را به تنهایی ندارد لذا بایستی اسیر را به فرمانده سپاه یا امام تحویل دهد . إذن امام آنچنان اهمیت دارد که اگر فردی نتواند اسیر را تحویل دهد ،به هر دلیلی ،(مثلاً نبود وسائل نقلیه برای انتقال اسیر و یا عجز اسیر از راه رفتن و….) بایستی او را همان جا رها کند زیرا او حکم امام و فرمانده سپاه را نمی داند. امام سجاد (ع) این گونه بیان می دارند: « إذا أخَذتَ اسیراً فعجز عن المشی و لم یکن معک محمل فارسله و لاتقتله فانک لاتدری ما حکمالأمام فیه» حق ایمنی اسیر از تاراج و به غنیمت گرفتن اسیر کننده از آن کسی که او را اسیر کرده نیست و فرقی ندارد ،که امام اسیر را بکشد یا نکشد . زیرا نبی اکرم ص تاراج را برای قاتل قرارداد لکن اسیر گیرنده قاتل نیست .وفقط امام یا فرمانده سپاه است که حق قتل اسیر را دارد . لذا حال اگر شخصی چه مسلمان و چه کافر پیش دستی کند و اسیر را قبل از اینکه به حضور امام برساند؛ بکشد، چه اسیری که قبل از پایان جنگ دستگیر شده باشد و چه اسیری که بعد از آن دستگیر گردد ،معصیت کرده لیکن ضمان ندارد و دیه و کفاره ای دراین مورد بر او نیست و هرچند کشتن در مورد دوم(یعنی اسارت بعد از پایان جنگ) واجب نمی باشد ، چون خون اسیر کافر احترام ندارد . نویسنده ی جواهر می گوید : در این مسئله مخالفی از مذهب شیعه پیدا نکردم اگر چه کشتن در مورد دوم (یعنی اسارت بعد از پایان جنگ) جایز نیست . در تذکره الفقها آمده است که : قاتل اسیر کافر به صلاح دید امام و حاکم تعزیر می شود .حال اگر اسیری محکوم به قتل باشدبه هر علتی که امام جایز بداند باید اصول زیر را رعایت کند :
سوزاندن اسیر جایز نیست،در روایت آمده است:به محمد بن “حمزهالأسلمی “گفتند:اگر گرفتید فردی راپس بکشیداورا لکن نسوزانیدش. پس همانا فقط آتش خداوند عذاب می کند. ایشان نیز سوزاندن چیزی از حیوان را نهی کردند. از همین فرموده
می توان به نسوزاندن حیوان پی برد.

رعایت رحم و عطوفت در قتل: رسول اکرم (ص)بر رعایت نیکی درقتل امر کرده اندو در ادامه فرموده اند:هنگامی که قصد کشتن کسی را دارید،به نیکی او را بکشید.و هنگامی که نیت ذبح کردن دارید، به نیکی زبح کنید. نیکی در قتل یعنی:از شمشیر یا چاقو استفاده شودو نیز از قتل صبر (توضیحش می آید.)پرهیز شود. احکامی که در باب حیوانات و درختان امر شده(در اینکه حیوان را قبل از ذبح آب دهید. نهی از قطع نخاع، از ذبح از پشت گردن، از جدا کردن پوست او در حالی که روح در بدن آن حیوان باشدو در آخر عدم شکنجه حیوان و… ) نشان می دهد که ، شارع این امور را در قتل انسان به ارجحیت رضایت نداده است؛ هر چند کافر مستحق قتل به شکنجه باشد. در متون و احادیث آمده است: رسول ص می فرمایند : “إنَّ اللهَ تعالی کَتَبَ الإحسان علی کلّ شئ فأحسِنوا القتله”
3-در اسلام از قتل صبر نهی شده است. قتل صبر در لغت به معنای کشتن کسی در حال دستگیری و حبس است ،که نتواند به هیچ وجه از خود دفاع کند. مثل کشتن با شکنجه و معنای اصطلاحی این کلمه در اصطلاح به همان معنای لغوی به کار برده شده است . اشدّقتلها قتل صبر ست ؛انسان یا حیوانی {در کل هر جانداری} رادر محلی حبس کنند و آن قدر به او با چوب و سنگ ویا هر چیز دیگری ضربه بزنند، تا بمیرد. این گونه کشتن چهارپایان نهی شده است؛ امام صادق (ع) می فرمایند : ( لمتقتل رسول الله صبرا قطّ غیرَ رجلٍ و واحدٍ عقبه إبن أبی معیط) رسول(ص) کسی را به (قتل صبر) مگر یک نفر را به نام عقبۀ بن أبی معیط نکشت.
امام سجاد (ع)در خطبه ای که برای مردم کوفه بیان داشت:(اَنابنُ مَن قُتِلَ صَبراٌ کَفیبَذلک فَخراٌ)من فرزند کسی هستم که او را به قتل صبر کشتند واین برای ما موجب افتخار است . از آنجا که صبر به معنای کف حبس و بازداشتن هم می باشد. به قاتلی که مقتول را می بنددو صابر می گویند،و مقتول او را هم مصبور گویند. لیکن اگر حبس کننده (صابر) شخص دیگری باشد، قاتل را قصاص و صابر را حبس میکنند.در باب قتل صبر میتوان به بارزترین نمونه آن یعنی قتل سیّد الشهدا اشاره کرد.ایشان در عین مظلومیت و مفابل قساوت کوفیان با وجود اینکه هنوز جان در بدن داشت به بدترین و سخت ترین ضربات مورد ضربات شمشیر و نیره قرار گرفتند تا آنکه به مقام والای شهادت نایل شدند.
3.3.5.2- ممنوعیت سوزاندن و مثله کردن:
3.3.5.2.1-سوزاندن : سوزاندن اسیر ، حتی اسیری که کشتنش واجب است _مثل اسیری که در حال جنگ دستگیر شود _جایز نیست. علامه حلّی در تذکره می نویسد :کشتن اسیر جز با شمشیر جایز نیست . همچنین در کتاب (المغنی) این گونه آمده است : اگر تسلط بر دشمن حاصل شد، سوزاندن او به آتش جایز نیست بلاخلاف. در روایات ازبه آتش کشیدن موجود جاندار نهی شده است. و در چند حدیث از منابع اهل سنت نیز این مضمون آمده است که عذاب کردن به آتش مخصوص خداوند است و کسی جز او این حق را
ندارد .

3.3.5.2.2- مثله: مُثلَه در لغت به معنای ؛گوش و بینی بریدگی می باشد، و در اصطلاح یعنی این که اعضا بدن فردی را قطع بکنند. مانند بریدن گوش،دماغ ،دست ،پا و امثال آن می باشد.
مثله کردن اجساد در عرب جاهلیت رایج بوده است. اما با آمدن اسلام، مثله کردن جزو یکی از اقدامات ممنوع در شرع اسلامی شد. زیرا ذات اسلام با هر گونه بی حرمتی به اجساد دشمنان و یا قطع اعضایی از آن اجساد ضد و مخالف است آنچنان که خداوند در قرآن آن را نهی کرده اند و می فرمایند: ” الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ”و ” الْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْل”. و همانا در تفسیر آیه” وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِین” [چون از پی کیفری همانند جرم دهید و اگر دوبرابر خشم و کینه تان پایدار ی کنید شکیبایان را زیبنده تر باشد . شکیبا باش که شکیبایی توجز به خاطر خدا نخواهد بود بر کارشان اندوه مخور و از نیرنگ جوانمردانه آنها دلتنگ مشو.]به قضیه تاریخی زیر اشاره شده است: پیامبر (ص)دستورات مؤکد می دادند که، از رسم دیرین مثله کردن کشتگان، بپرهیزند . کفار مکه در غزوه احد جسد عمویش ، حمزه، را مثله کردند . رسول اکرم (ص)آتش خشمشان از این کردار ناهنجار چنان بر افروخت، که به این فکر افتادند که؛ در نبرد آینده انتقامی دو چندان از این عملشان بستانند. ناگهان الهام الهی فرا رسید و او را از انتقامی که ناقض مقررات عادلانه اسلامی می باشد ،منصرف ساخت و به شکیبایی و چشم پوشی برانگیختنش؛و در پی آن این آیه کریمه نازل گشت. با توجه به این قضیه تاریخی بایستی به آیه “والحُرُمات قصاص اشاره کرد که ؛ با وجود اطلاق در جواز مقابله به مثل در این آیه ،مثله کردن و غدر کردن کافران به خاطر وجود اطلاق روایات و فتاوا مقتضی عدم جواز مثله جایز نمیباشد [به عنوان نمونه چندین روایت را ذکر می کنیم:
امام علی (ع) درمورد قاتلشان می گویند: “لا تُمَثِّلوا بالرَّجلِ فإنّی سمعتُ رَسول َ اللهِ (ص) یقولُ إیاکُمْ وَ المُثلهَ َ وَ لَوْ بِالْکَلبِ الْعَقورِ “یعنی{مبادا که آن مرد (ابن ملجم) مثله شود، که من خود از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمودند:از مثله کردن بپرهیزید، هرچند سگی گزنده و هار باشد.}
از عبدالله بن یزید آمده است:رسول (ص از مثله کردن نهی کردند.
همچنین ایشان به سپاهشان فرمودند: هیچ مرده ای را مثله نکنید . مثله کردن دشمن روا نیست و جایز نیست گوش وبینی و اعضای ایشان را ببرید . و از آنجاییکه، مثله کردن در و “لاتمثِّلوا” مطلق به کار رفته است. در اینجا مثله کردن شامل مثله در حال جنگ و بعد از جنگ و بعد از مرگ و قبل مرگ نیز می شود.
رسول اکرم (ص) در باب اسیرمی فرمایند :”لا اُمثّل ُبه فیمثّل الله بی و إن کنتُ نبیاً”یعنی او رامثله نمی کنم و گرنه خداوند مرا مثله می کند هرچند پیامبرم.
همچنین رسول اکرم (ص)در نبرد احزاب پس از آنکه ،جنگجوی مشهور سپاه دشمن به دست مسلمین کشته شد و جسد وی در طرف مسلمین قرار گرفت ، گفار خواهان جسد جنگجوی خود به ازای پرداخت پول شدند . که پیامبر در پاسخ به این درخواست فرمودند: ما جسد را نمی فروشیم ، می توانید ، جسد همرزم خود را بردارید و ببرید.
بر این اساس دانستیم ؛ مثله کردن مطلقا حرام است.
3.3.5.3- ممنوعیت شکنجه و انتقام اسلام آدمی را از شکنجه کردن و به غل و زنجیر کشاندن افراد در جنگ نهی می کند ،و در محکوم کردن آن چندان پیش می رود که شکنجه دادن وی را نارواتر از کشتن می داند. در این باب نیز می توان به آیات 191 و 217 بقره که در باب مثله مورد استناد قرار گرفت اشاره کرد. ” الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ”و ” الْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْل”. علاوه بر شکنجه انتقام گرفتن از اسرا نیز ناروا می باشد و منع شده است. لذا نمی توان به صرف اینکه اسرا در حال جنگ با مسلمین بوده اند، مورد شکنجه و آزار قرار داد. در مقررات اسلامی اجازه چنین کاری داده نشده است همانطور که در صدر اسلام و دوران اولیه اسلام رویه ای دال بر اذیت و آزار اسیران جنگی دشمن به چشم نمی خورد . امام علی (ع) در باب شکنجه می فرمایند :آن که به شخصی از روی ستم تازیانه زند ،خداوند او را به تازیانه آتشین خواهد زد. و یا اینکه :دشمن ترین مردم نزد خداوند –عزّ و جل-کسی است که پشت مسلمانی را به ناحق برهنه کند و کسی را که او را نزده است به ناحق کتک زند و کسی را که قصد کشتن او را نداشته بکشد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3.3.5.4- حفظ جان اسیر در مخاطرات اگرفردی، اسیر رادر مخاطره ای اندازد و شرایطیخطر آمیز ایجاد کند بر او ضمانی کامل استو بین دیه و قصاص فرقی نیست. رها کردن اسیر در مکان یا دشتی که احتمال وجود حیوانی درنده در آن باشد و اورا تکه تکه کند یا غالبادر آنجا حیوان درنده ای وجوداشته باشد یا انداختن او به سوی حیوان درنده ای که او را شکار کند و… همه را می تون از شرایط مخاطره آمیز دانست . وارد کردن جراحت بر اسیر که منجر به هلاک وی شود ودر ان صورت با مباشرت حیوانی در آن جراحت بمیرد (مثل اینکه نیش ماری بر جراحت وارد شود .ونیش مار سبب جراحت وارد شود ونیش مار سبب جراحت نباشدبلکه سبب شدید کننده جراحت و مرگ شود .) پس ضمان در اسباب تقسیم می شود وفرد بایستی به نسبت خودش ضامن می باشد . حق ایمنی اسیر از تاراج و به غنیمت گرفتن اسیر کننده از آن کسی است کهاو را اسیر کرده نیست و فرقی ندارد که امام اسیر را بکشد یا نکشد . زیرا نبی اکرم ص تاراج را برای قاتل قرارداد لکن اسیر گیرنده قاتل نیست.
3.3.5.5- حق امنیت جانی بعد از اعطاء امان به فرد برامام جایز است که ؛ بعد از استیلای بر اسیر و اسارتش ، به وی امان دهد .لذا بر این اساس امنیت جانی اسیر بعد از دادن امان به وی واجب است و قتل وی حرام است . در باب جواز امان براسیر می توانیم به روایت زیر استناد کنیم: رسول اکرم (ص) به زینب برای زوجش “أبی العاص بن ربیع”اجازه ی امان داد و نیز