خرید و دانلود پایان نامه سلامت اقتصادی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تهدید قرار دهد، همه آنها را «محارب» و این گونه اعمال را «محارب با خدا و رسول خدا» مینامند.
6-بغی و جرم سیاسی، گرچه به ظاهر و در ادعا و یا پندار عاملان آن به عنوان دفاع از حقوق و آزادیهای مردم در برابر قدرت و حکومت انجام میگیرد، ولی محاربه درست به عکس جرم سیاسی، مستقیما علیه حقوق، آزادی و آرامش مردم ضعیف و بیپناه خدا و سلب امنیت جامعه به وقوع میپیوندد.
7-مسأله بغی و جرم سیاسی و مسأله محاربه هر دو در حقوق اساسی مردم مطرح میشوند، ولی به طور معکوس یعنی در جرم سیاسی تخفیف در مجازات مجرمین سیاسی و رعایت حقوق آنان از سوی حکومت، در مقوله حقوق اساسی مردم و حفظ آزادیهای آنان میگنجد، ولی در محاربه تشدید مجازات اشرار و محاربین و برخورد شدید با آنان به وسیله حکومت، در محدوده حفظ حقوق، امنیت، آرامش و آزادی مردم جای میگیرد. به این جهت آزادیخواهان و جوامع آزاد و دموکراتیک معمولا طرفدار رعایت و حمایت از حقوق متهمان و مجرمان سیاسی و سرکوب اشرار و محاربین هستند».
گفتار سوم: تبیین مفهوم افساد فیالارض

در این گفتار سعی شده است با تتبع در منابع در دسترس عنوان مجرمانهی افساد فیالارض به لحاظ مفهومی تحلیل و تنقیح گشته و ارکان و زوایای تاریک آن روشن گردد.

بند اول: تعریف لغوی افساد

در فرهنگ عمید، فساد و افساد به معنای ذیل آمده است:
فساد: تباه شدن، تباهی، پوسیدگی، فتنه و آشوب، ظلم، لهو، لعب و افساد به معنی فاسد کردن، تباه کردن، فتنه و فساد برپاکردن.

در دایرهالمعارف اسلامی آمده است، فساد به معنی به هم خوردن حال یا اخراج از امنیت میباشد.
در فرهنگ «ام واژههای عربی»، در مورد معنی فساد و افساد چنین آمده است:
فساد یعنی تباه شدن، تباهی، بدی، بیماری، فتنه، پوسیدگی، نابودی، گندیدگی، دشمنی، اصطلاحی است در فلسفه، مایهی فساد، آنچه از آن فساد خیزد. افساد یعنی فاسد کردن، تباه کردن، فتنهکاری، تبهکاری، فتنهانگیزی، مفسد یعنی فساد کننده، اهل فساد، تبهکار، بدکار، فتنهساز.
در فرهنگ لغات و اصطلاحات عربی، افساد فیالارض به معنی بستن راه و ضرر رساندن آمده است.
افساد در لغت به معنی تباه کردن و از بین بردن آمده است. این معنا را میتوان در کتب لغت دید به گونهای که همگی آنها همین معنا را برای افساد آوردهاند.
فساد هرگونه تخریب و ویرانگری، افراط و تفریط در کل مسائل فردی و اجتماعی، برهمزدن اعتدال و اتحاد میان افراد، مصداق فساد است.
راغب در مفردات در مورد فساد چنین میگوید؛ «الفساد خروج الشیء عن الاعتدال قلیلا کان او کثیرا، و یفاسده الصلاح، و یستعمل ذلک فیالنفس و البدن و الاشیاء الخارجه عن الاستقامه».
فساد بیرون رفتن هر چیزی از حد اعتدلال است. چه خروج از حد اعتدلال کم باشد یا زیاد، صلاح ضد فساد است. فساد در نفس، بدن و هر چیزی که از اعتدلال خارج شود نظر دارد.
در تاج العروس دربارهی فساد چنین آمده است؛
شیخ ما گفت: عبارت آنان دربارهی معنای فساد با هم اختلاف دارد؛ قول ضعیفی گفته است: «فسدالشیء» یعنی باطل و نابود شد و هم چنین به معنی تغییر کرد نیز میباشد. در معجم المفردات الفاظ قرآن کریم، بیحاصلی بیابانها و رواج قحطی در دریا، فساد مادی است و فساد معنوی نقیض صلاح است.
خوری، فساد را به معنای زوال صورت از ماده، فیروزآبادی فساد را به معنای گرفتن مال به صورت ظالمانه و فراهیدی آن را به معنای نقیض صلاح و ضد صلاح میداند.
ابنمنظور در مورد واژهی فساد چنین میگوید؛ فساد نقیض صلاح است و «تفاسدو القوم»، یعنی به یکدیگر پشت کرده و قطع رحم کردند بنا به گفته زجاج واژهی فساد در آیهی «ظهرالفساد فیالبر و البحر»، به معنی خشکی و بیحاصلی زمین، قحطی در دریا به معنی رواج قحطی در شهرهای کنارهی رودخانه است.
در لسانالعرب، همچنین در مورد واژه فساد چنین آمده است: الفساد: نقیص الصلاح، فسد، یفسد و یفسید، و فسد فسادا و فسودا… والمفسده خلاف المصلحه، والاستفساء: خلاف الاستصلاح.
فساد، ضد و مخالف صلاح است و از سه باب فسد، یفسد و یفسد و فسد با مصدر فساد و فسود آمده است. مفسده خلاف مصلحت و استفساء خلاف استصلاح است.
«فسد» ضد صلح و فساد یعنی گرفتن مال از روی ظلم، «تفاسدوا» یعنی قطع رحم کردند.
در مفردات فی غریب القرآن، صلاح در مقابل فساد قرار گرفته است؛ الصلاح: ضدالفساد هما مختصان فی اکثر الاستعمال بالافعال و قوبل فیالقرآن تاره بالفساد و تاره بالسئه.
صلاح ضد فساد است و هر دو بیشتر در مورد افعال به کار برده میشوند. صلاح در قرآن گاه در برابر فساد قرار گرفته است و گاه در برابر سیئه.
در المیزان نیز اصلاح و افساد در روبهروی هم قرار داده شدهاند؛ «فان الصلاح و الفساد شأنان متقابلان».
در روائع البیان نیز این دو واژه در تقابل با یکدیگر قرار گرفتهاند و میتوان چنین نتیجه گرفت که فساد و افساد به معنای خارج شدن از حد اعتدلال و به هم ریختن نظم و اعتدلال هر چیزی است.
همانگونه که مشاهده شد در اکثر موارد، واژه فساد در مقابل اصلاح قرار گرفته است و میتوان چنین نتیجه گرفت که فساد و افساد به معنای خارج شدن از حد اعتدال و به هم ریختن نظم و اعتدال هر چیزی است.
ریشه فساد در تحلیل روانشناسان، ترویج دنیاگرایی و رفاهطلبی و تشریفات و حاکمیت پول و سرمایه بر فرهنگ و ایمان و ارزشهاست. بزرگترین فساد، حاکمیت طاغوتها بر زندگی بشریت است. خدا ولی مومنان است که آنان را از ظلمت به سوی نور رهبری میکند و کافران گرفتار حاکمیت و ولایت طاغوتها میشوند و آنان را از نور به سوی ظلمت برون میبرند.
با توجه به معنای لغوی فساد میتوان قتل، ظلم، کفر، جنگ، تضییع حقوق دیگران و اخلال در احکام الهی، قوانین و مقررات اسلامی را که همگی ضد اصلاحاند را از مصادیق افساد برشمرد.

بند دوم: تعریف اصطلاحی افسادفیالارض
افساد فیالارض از عناوینی است که قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران، سابقهی تقنینی ندارد و بعد از پیروزی انقلاب مورد تقنین قانونگذار قرار گرفته است. و این امر باعث شده تا کمتر حقوقدانی نسبت به تعریف آن اقدام کند و این شاید به دلیل آن باشد که اکثر آنها افساد فیالارض را همان محاربه گرفته و به تعریف محاربه اکتفا کردهاند. با این وجود بعضی از حقوقدانان به صورت گذرا به تعریف افساد فیالارض پرداختهاند که در اینجا به بعضی از آنها اشاره میشود.
در تعریفی از مفسد فیالارض آمده است که؛ نباید مفهوم محارب و مفسد فیالارض را به یک معنی به کاربرد، زیرا منظور از مفسد فیالارض کسی است که در جهت فاسد کردن دیگران تلاش و کوشش داشته و قصد ستیزه جویی، گردنکشی، پیکار و محاربه با خدا و رسول را دارد».
در این تعریف بین محاربه و افساد فیالارض فرق قائل شده است ولیکن در ادامه فقط به یکی از مصادیق افساد فیالارض که محاربه است اشاره کرده است. علیایحال از تعریف ایشان میتوان چنین برداشتی نمود که افساد فیالارض اعم از عنوان محاربه میباشد و آن را در برمیگیرد. ولیکن تعریف دقیقی از افساد فیالارض ارائه نداده است.
در کتاب «مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلامی»، در مورد افساد فیالارض چنین آمده است؛ فساد در زمین قید دیگری است که در آیهی 33 سورهی مائده وجود دارد. فساد با توجه به قید زمین جنبهی عمومی جرم را میرساند. هر معصیت و جرمی فساد است، ولی فساد در زمین نیست. ناامن کردنراه ها و شهرها و اغتشاش در جامعه و سلب امنیت از مردم، به وسیلهی قوای قهریه و سلاح همه از مصادیق آشکار فساد در زمین، مفسد فیالارض و محاربه است.
ایشان در تعریف خود، افساد فیالارض و محاربه را یکی پنداشته و تمامی موارد محاربه را داخل در افساد فیالارض دانسته است. هر چند ایشان هر نوع جرمی را نوعی فساد میداند ولیکن افساد فیالارض را محدود به همان معنای محاربه میکند و اضافه شدن جملهی «ویسعون فیالارض فسادا» را قیدی برای محاربه در نظر گرفته که جنبهی عمومی بودن جرم را میرساند. بنابراین از نظر ایشان افساد فیالارض همان محاربه است.
تعریف دیگری که از افساد فیالارض شده است، چنین آمده است؛ کلمهی فساد و مشتقات آن که در جای جای قرآن به کار رفته است، هر یک دارای مصداق خاصی هستند، ولی جامع بین همهی آنها خروج از اعتدال و نظم طبیعی یا تشریعی هر چیزی است. لذا مفسد کسی است شیء را از حالت سلامت وصلاح بیرون ببرد و در راس مفسدین، مفسدی قرار دارد که به منظور سلب امنیت و ایجاد رعب و وحشت برای مردم دست به اسلحه ببرد و با مقاتله و جنگ و قتال نظام صالح را که مقتضای ربوبیت خداوند است به مخاطره میاندازد. اما افساد منحصر به محاربه نیست و خروج از اعتدال به هر کیفیتی و به هر میزانی و با هر شیوه و سیلهای که صورت بگیرد، فساد تحقق مییابد. بنابراین جرایمی مانند تشکیل باندهای فحشاء و منکرات و ارتشاء وکلاهبرداری، قاچاق مواد مخدر، تحریک و تشویق مردم به بیعفتی و هرزگی و امثالهم که همگی منجر به خروج از حالت اعتدال و میانهروی که حرکت به سوی خداست، میشوند، از مصادیق افساد فیالارض هستند.
در این تعریف دکتر حبیبزاده افساد فیالارض را به معنای خروج از اعتدال و به هم ریختن نظم طبیعی موجود دانسته و آن را عامتر از محاربه پنداشته و محاربه را در راس مفسدین و مصداقی از افساد فیالارض دانسته است. ایشان یک معنای گسترده از افساد فیالارض تبیین کرده و هر آنچه که را باعث برهم ریختن اعتدال و نظم شود را در بر میگیرد.
مهدی نعناکار در تعریف خود از افساد فیالارض در کتاب خود «افساد فیالارض در فقه و حقوق موضوعه» چنین برداشتی کرده است؛ افساد فیالارض عبارت است از هرگونه رفتار آگاهانه و عمدی هرکس یا کسانی برای برهم زدن امنیت و سلامت نظام جامعهی اسلامی به قصد براندازی و یا ضربه زدن به آن و یا علم به موثر بودن این رفتار در مقابله با آن.
نعناکار در صفحات قبل کتاب خود، افساد فیالارض را عنوانی عام گرفته که محاربه را نیز در خود جای میدهد که میتوان از این تعریف نیز چنین برداشتی نمود که هم برهم زدن امنیت و سلامت جامعهی اسلامی را در تعریف آورده و در ادامه منظور از سلامت نظام جامعهی اسلامی را سلامت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و … میداند.
یکی دیگر از حقوقدانان، در تعریفی از افسادفیالارض بیان داشته که اقدام به عملی که موجب نابودی انسانها و یا اموال مردم یا غارت آنها و یا اقدام به عملی که موجب گسترش فساد و انحراف اخلاقی عدهای از مردم به هر نحو از انحاء گردد.
گلدوست جویباری به جای تعریف از افساد فیالارض به ذکر مصادیقی از آن پرداختهاند و خود نیز در ادامه به این موضوع اذعان دارد.
ایشان در ادامه در مورد معنای افساد میگوید؛ افساد شامل هر نوع معصیتی میگردد، چه از درجه صغیره باشد یا کبیره، اما منظور از افساد روی زمین موارد خاصی از فساد میباشد نه مطلق فساد، اگر چه با توجه به کلی بودن تعریف افساد، تعیین مصادیق آن در عمل مشکل خواهد شد. لکن با یکی بودن مجازات آن با مجازات محاربه میتوان گفت که مصادیق آن عبارت خواهند بود از وضع قوانین فاسده (خلاف شرع) مثل فرمان کشف حجاب و اشاعه امور سکسی و بیعفتی و منکرات و ترویج باطل و توزیع مواد مخدر و تاسیس قمارخانهها و عشرتکدهها و سوزاندن خرمنها و نظایر اینها. ولی عنوان محاربه بر موارد فوق صدق نمیکند، چون اخافه مردم به وسیلهی سلاح بر این امور منطبق نیست.

بند سوم: افساد فیالارض از منظر قرآن کریم
از آنجا که افساد فیالارض مصداقی از کلان مفاهیمی میباشد که مکررا در گسترهی حقوق کیفری اسلام و به تبع آن در حکومتهای اسلامی همواره بهانهای برای ورود به مسائل مربوط به حدود و قلمرو موضوعی و مفهومی آنها میباشد و نیز از آنجا که این گزاره در محکمترین منبع و ادلهی استباطی حقوق اسلامی یعنی قرآن کریم از پیشینهی وضعی برخوردار است، سهل لازم مینماید که با مداقه در نصوص اخیرالذکر سعی در تنقیح مفهوم و تشریح دایرهی مصداقی آن ضمن طرح مسائل مربوط به امکان یا امتناع تعریف و باز تعریف وجود تحول و تطور در دایرهی مصادیق نوین آن از مجرای قواعد مصلحتی در گسترهی نظام حقوقی اسلامی نماییم.
اصلاح و افساد از زوجهای ناسازگار قرآن است. زوجهای ناسازگار، یعنی آن دو واژگان اعتقادی و اجتماعی که دوبهدو در برابر یکدیگر آمدهاند و به کمک یکدیگر بهتر شناخته میشوند؛ همانند توحید و شرک، ایمان و کفر، هدایت و ضلال، عدل و ظلم، اطاعت و معصیت، شکر نعمت و کفران نعمت، اتحاد و اختلاف، غیب و شهادت، علم و جهل، تقوا و فسوق و …
درک حدود موضوع و مقدار گسترش آن و این که حکم مفسد فیالارض چیست، از لازمترین و حساسترین مباحث قرآنی و روایی است. به وضوح مبرهن است که رسیدن به استنباطی روشن و قوی در این زمینه میتواند تاثیر مهمی را در حقوق جزا و اجرای حدود در مورد مفسد فیالارض داشته باشد.
با لحاظ مراتب اخیرالذکر، هماکنون در این قسمت به بررسی آیات قرآنی در این زمینه میپردازیم. در 50 آیه از آیات قرآنی مشتقات واژه «فسد» استعمال شده است که نشانهی اهمیت این موضوع است. در ذیل به برخی از این آیات اشارهای میکنیم؛
«واذا قیل لهم لا تفسدوا فیالارض قالوا انما نحن مصلحون»

دیدگاهتان را بنویسید