تحقیق رایگان درباره نظام های حقوقی

در انتخاب همسر دقت کافی کنند و از بهترین افراد برای خویش همسر برگزینند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم، در روایتی دیگر فرمود: (إیّاکم وخضراء الدمن. قیل:
یا رسول اللّه وما خضراء الدّمن قال : المرأه الحسناء فی منبت السوء)
از نزدیک شدن به علف های با طراوتی که در مزبله ها می روید اجتناب کنید! پرسیدند که مقصود از علف های مزبله چیست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم، فرمود: مقصود من زنان زیبارویی هستند که در خانواده های آلوده پرورش یافته اند.).
ج- از جمله اموری که ملــــل مختلف در گذشته در انتخاب همـــسر خویش مراعات می نمودند و سخت پای بند به آن بودند، این بود که می کوشیدند همسر آنان از نظر اعتقادی نیز سالم باشد، بدین معنا که معتقد بودند، همان گونه که سلامت جسمی پدر و مادر در سلامت جسمی فرزند مؤثر است، سلامت روحی و اخلاقی و عقیدتی نیز در سعادت فرزند مؤثر خواهد بود، و به همین جهت مردمان از دیرباز از ازدواج با افراد غیر همکیش خود اجتناب داشته اند؛ بنابراین، نهی از ازدواج با بیگانه عقیدتی اختصاص به اسلام نداشته، بلکه در ادیان دیگر نیز از ازدواج با بیگانگان عقیدتی نهی شده است، می توان گفت: مانند بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر، اسلام در این مسأله نیز اصلاحات مهمی به وجود آورده از جمله بر تصورات غلطی که در دیگر ملل مطرح بوده، خط بطلان کشیده است و مراحلی از اختلاف عقیده را به خصوص در صورتی که ازدواج در جامعه اسلامی صورت گیرد موجب بطلان عقد ازدواج ندانسته است، اسلام آیین فطرت است؛ بنابراین، معیار حلیّت در آن، طیّب و پاک و مفید بودن و معیار حرمت، ناپاک و خبیث بودن یک چیز است. از این جهت، هر چیزی را که عقل آدمی برای جامعه مفید تشخیص دهد، از دیدگاه اسلام مجاز، و هر آن چه را مضر تشخیص دهد، از نظر آیین اسلام نیز ممنوع خواهد بود؛ و از آن جا که اسلام عقاید پدر و مادر را مشمول قوانین توارث نمی دانسته و معتقد بوده که هر کودکی با فطرتی پاک و سالم و الهی به دنیا آمده (کل مولودٍ یولَد علی الفطره) ازدواج با مخالف عقیدتی را در همه صور آن به طور کلی و مطلق منع نکرده است. مطالعه تطبیقی فقه و اسلام با نظام های حقوقی یهود و مسیحیت و آیین زرتشت، گذشته از مزایای فوق فواید گسترده ی دیگری نیز با خود دارد، زیرا تردیدی نیست که آیین الهی اسلام در جزیره العرب به ظهور پیوست و مخاطبان آن در ابتدا ملت عرب بودند. این مردم به طور قطع از نظر حقوقی و ارزش های اجتماعی از آداب و رسوم کشورهای متمدن مجاور خویش، مانند ایران و روم و حبشه متأثر بوده اند و نظام حقوقی و فقهی اسلام نیز که بیشترین اصول و قواعد آن امضایی و مؤید سیرۀ عقلا در این منطقه بوده است.به طور قهری متأثر از نظام های حقوقی کشورهای مجاور بوده و لذا آشنایی ما با نظام حقوقی کشورهای مجاور می تواند در فهم قوانین اسلام نیز ما را تا حدودی یاری دهد.
مهمتر این که شرایع الهی موسی و عیسی و نیز شریعت زرتشت به حکم سبقت تاریخی بر شریعت اسلام و معروفیت این شرایط در جزیره العرب و نیز گرایش گروه هایی از مردمان عرب به شرایع یاد شده این تأثیر پذیری را جدی تر و مشخص تر می سازد.
زیرا یهودیان از دیرباز در جزیره العرب حضور گسترده ای داشتند و به خصوص پس از گرایش کنستانتین به مسیحیت، ضرورتاً تعداد بیشتری از آنها به جزیره العرب روی آوردند؛ گذشته از این که به نقل قرآن کریم این شریعت از دوران حضرت سلیمان و ایمان آوردن بلقیس، ملکه قوم سبا، به آن حضرت، طرفدارانی در یمن نیز بدست آورده است.
یکی از مشترکات ادیان الهی و بلکه مرام های الهی و غیر الهی مسألۀ (ازدواج با بیگانگان) است که هر چه به گذشته باز گردیم و پیشتر برویم ملاحظه می کنیم که اقوام ملل مختلف ازدواج با بیگانگان را تحریم نموده و سخت از آن اجتناب داشته اند. گو اینکه گذشت زمان و ضرورت روابط بین المللی احساس تفرقه اقوام و ملل را ملایم تر نموده و آنها را در جهت وحدت و یگانگی قرار داده ولی تردیدی نیست که اسلام با همۀ این مرام ها تفاوت بسیار زیادی داشته و در تمام مقررات داخلی و بین المللی، تحولاتی چشمگیر پدید آورده و از جمله در مسأله ازدواج با بیگانگان، تسامح و تساهل زیادی ایجاد کرده است؛ لذا می توان گفت: اسلام اولین آیینی است که به مردان پیروان خود اجازه برقراری پیمان زناشویی با پیروان دیگر ادیان را داده است.هر چند در گسترۀ این آزادی ازدواج فقهای اسلام تردید نموده و تقریباً همۀ فقها ازدواج با بیگانگان را مخصوص مردان مسلمان را با زنان اهل کتاب دانسته اند، ولی در روابط جنسی، برخی از فقهای شیعه و اهل سنت این جواز را تعمیم داده و شامل افراد غیر اهل کتاب نیز دانسته اند.
اجمالاً در مقایسه بینش اسلامی در زمینۀ ازدواج با بیگانگان با نگرش دیگر اقوام و ملل و نوع استدلال آنها بر این ممنوعیت و بیان علت تحریم ازدواج با بیگانگان به نکات جالبی بر میخوریم که تا حدودی می تواند در تبیین موضع واقعی اسلام موثر باشد.ضمن اینکه در این مقایسه گوشۀ دیگری از امتیازات شریعت مقدس اسلام بر همۀ ادیان و مرام های الهی و غیرالهی مشخص می گردد. تا آنجا که می توان گفت تنها دین الهی که بردباری لازم را در روابط ملت ها دارد اسلام است و لااقل با اطمینان می توان گفت که قبل از اسلام هیچ مرامی دارای این سعۀ صدر و انسان نگری به معنای واقعی نبوده است.
گفتار اول :ازدواج با غیر هم کیش در آیین یهود
ازدواج با غیر یهودی در بین یهودیان رایج بوده است. و در برخی از کتب دینی آنان ماجرای یهودیانی ذکر شده است که توسط کوروش آزاد شده و از اسارت بابل برگشته بودند و با اقوام محلی فلسطین چون کنعانیان، حتّیان، پریزیان، یبوسیان، عمّونیان، موآبیان، مصریان و اموریان ازدواج کرده بودند.
اما در اکثرکتابهای مقدس یهود که بعد از دورن اسارت نوشته شده اند از این گونه ازدواج ها به شدت منع شده است:
در مورد کراهت ازدواج با غیر یهود در (سفر پیدایش) آمده است:
حضرت ابراهیم علیه الاسلام، هنگامی که تصمیم گرفت برای فرزندش اسحاق زن بگیرد، پیشکارش را قسم داد که از کنعانیان (مردم بومی منطقه) برای اسحاق زن نگیرد، بلکه با همه دوری راه، به نزد خویشاوندان ابراهیم علیه الاسلام، و ساره سفر کند و از آنان دختری برای اسحاق برگزیند و پیشکار ابراهیم نیز چنین کرد و برادر زاده ابراهیم را – که (رفقه) نام داشت و دختر بنوئیل از شهر ناحور در بین النهرین بود برای اسحاق علیه الاسلام، به زنی برگزید و او را به سرزمین کنعان آورد.
در سفر تثنیه چنین آمده:
(چون یهوه، خدایت، تو را به زمینی که برای تصرفش به آن جا می روی در آورد و امتهای بسیار را که حتیان و جِرجاشیان و…، هفت امت بزرگ تر و عظیم تر از تو باشند، از پیش تو اخراج نماید… با ایشان عهد مبند و برایشان ترحم منما و با ایشان مصاهرت منما؛ دختر خود را به پسر ایشان مده و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر! زیرا که اولاد تو را از متابعت من بر خواهند گرداند تا خدایان غیر را عبادت نمایند و غضب خداوند بر شما افروخته شده و شما را به زودی هلاک خواهد ساخت.). همچنین در کتاب اول پادشاهان آمده است: (و سلیمان… زنان غریب بسیاری را از مُوآبیان و عَمّونیان و ادومیان و صیدونیان وحِتّیان، دوست می داشت، از امتهایی که خداوند درباره ایشان، بنی اسرائیل را فرموده بود که شما به ایشان در نیایید و ایشان به شما در نیایند، مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند؛ و سلیمان با اینها به محبت ملصق شد… و زنانش دل او را برگردانیدند.).
نیز در کتاب نَحَیما آمده است: (در آن روزها نیز بعضی یهودیان را دیدم که زنانی از اَشدُودیان و عَمّونیان و مؤآبیان گرفته بودند و نصف کلام پسران ایشان در زبان اَشدُودیان بود و به زبان یهود نمی توانستند به خوبی تکلّم کنند، بلکه به زبان این قوم و آن قوم؛ بنابراین با ایشان مشاجره نموده، ایشان را ملامت کردم و بعضی از ایشان را زدم و موی ایشان را کندم و ایشان را به خدا قسم داده گفتم: دختران خود به پسران آنها مدهید و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خویشتن مگیرید! آیا سلیمان، پادشاه اسرائیل، در همین امر گناه نورزید! با آن که در امتهای بسیار پادشاهی مثل او نبود و اگر چه او محبوب خدای می بود و خدا او را به پادشاهی تمام اسرائیل نصب کرده بود، زنان بیگانه او را نیز مرتکب گناه ساختند. پس آیا ما به شما گوش خواهیم گرفت که مرتکب این شرارت عظیم بشویم و زنان بیگانه گرفته، به خدای خویش خیانت ورزیم.و یکی از پسران (یهوباداع بن اَلیاشیب) رییس کَهَنه، داماد (سنبلَّط حُورُونی) بود؛ پس او را از نزد خود راندم. ای خدای من! ایشان را به یاد آور، زیرا که کهانت و عهد کهانت ولاویان را بی عصمت کرده اند.) با توجه به مطالب تورات علل تحریم ازدواج با غیر هم غیر هم کیش در آیین یهود عبارتند از : تأثیر منفی این ازدواج در عبادت یهوه خدای بنی اسرائیل همچنین از دست دادن اصالت یهودی و عدم توانایی سخن گفتن به زبان عبــــری این نکته قابل ذکــر است که درعصر ما تـعداد زیادی از خاخام ها یا اصلاح طلب و آزاد اندیش در دهه های گذشته ازدواج یهودیان با پیروان دیگر ادیان را جایز شمرده اند، ولی یهودیان سنت گرا و افراطی ازدواج با غیر یهودیان را ممنوع کرده اند.
گفتار دوم :ازدواج با غیر هم کیش در مسیحیّت
اروپا در قرون وسطی یکپارچه مسیحی بود و طبق قانون مسیحی، زن نصرانی نمی توانست به عقد غیر نصرانی در آید، تا مبادا در نتیجه اولاد او از مسیحیت خارج شوند. باز طبق قانون کلیسا مرد نصرانی نیز نمی توانست غیر از زن نصرانی بگیرد، مگر احتمال دهد آن زن و فرزندان او را بدین خود در خواهد آورد، ولی در عمل محال بود مرد نصرانی زن مسلمان بگیرد.
یکی از دانشمندان مسیحی به نام (ابن العسال) در مجموعه خود چنین نقل کرده: للرجل أن یتزوّج غیر المؤمنات بشرط دخول المرأه فی إیمان، فأمّا النساء المؤمنات فلا یتزوّجن بالرجال الخارجین عن الإیمان لئه ینقلوهن إلی مذاهبهم.
همچنین در همین کتاب آمده: (کلّ امرأه مؤمنه تتزوّج غیر مؤمن تخرج عن الجماعه.) نیز مینویسد: در کتاب خلاصه القانون آمده: (المخالفه فی الدّین المسیحی تمنع الزواج ابتداءً.)و نیز استاد، انور الخطیب می نویسد:
(إنّ من الموانع القانونیّه لعقد الزواج عند الکاتولیک، یرجع إلی الحاله الدینیّه للشخص کإنت مائه إلی دیانته غیر دیانه الزوج الآخر، بل إنّ اختلاف المذهب مانع أیضاً.)
با توجه به مطالب بالا در می یابیم که در آیین مسیحیت، ازدواج با بیگانگان ممنوع است، ولیکن از آن جا که مسیحیت یک آیین نژادی معرفی نشده و در این دین از هر فرد انسان، خواه از بنی اسرائیل باشد یا هر ملت دیگر، ایمان به مسیح پذیرفته است؛ از این رو، دیگر وجهی برای ممنوعیت ازدواج برای حفظ افتخارات ملی و نژادی وجود نداشته و لذا در این آیین، تنها علت ممنوع ازدواج با بیگانگان حفظ مصونیت اعتقادی افراد بوده است و به همین جهت درباره مردان که به صورت طبیعی از مصونیت بیشتری برخوردارند آن هم در صورتی که معتقد باشد که می تواند همسر خود را به آیین مسیح در آورد این ازدواج مجاز قلمداد شده، ولی در مورد زنان به صورت مطلق ممنوع شده است.
البته کلیسای کاتولیک در این مورد به دو فرع قائل است:
ازدواج دو مسیحی تعمید یافته با دو مذهب مختلف مثل کاتولیک و ارتدوکس.
ازدواج مسیحی تعمید یافته با شخصی که تعمید نیافته با هر مذهبی که دارد خواه مسیحی باشد یا نه.
که در فرع اول ازدواج حرام است، ولی باطل نیست. اما در صورت دوم ازدواج باطل است.
به هر حال، ازدواج با بیگانگان حتی در مورد مردان مسیحی نیز در صورتی که همسر او به آیین غیر مسیحی باقی بماند ممنوع است، در حالی که در آیین اسلام چنین نیست.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتارسوم: ازدواج با غیر هم کیش در دین زرتشت
زرتشتیان ازدواج با غیر زردتشتیان را مطلقاً باطل می دانند. و در متون زرتشتی اعم از قدیم و جدید هر نوع ارتباط با غیر زرتشتی به منزله زنا تلقی می شود.

مؤبد اردشیر آذرگشسب از موبدان زرتشتی تاکید می کند که زن و شوهر هر دو باید به دین و مزدیسنی باشند.
همچنین در کتاب روایت اِمید اَشَوَهیشتان که در قرن چهارم هجری به نگارش یافته است و از حکم رساله عملیه برای زرتشتیان را دارد آمده است که ارتباط با زن مسلمان ( غیر زرتشتی ) امری نامشروع به شمار می رود و تحت عنوان هم خوابگی مطرح شده و از حکم ازدواج آنها سخنی به میان نیامده است.
گفتار چهارم: پیشینه تاریخی ازدواج در مذهب صابئین
هر مندائى چنانچه بخواهد ازدواج کند باید خود را غسل دهد وبعد از آن مراسم ازدواج را بگیرند.پیمان ازدواج بدین صورت است: وقتى پسرودخترغسل کردند به خانه یا مکان مندى مندائى مى روند و آنجا مى مانند تا روحانى عالی مقام و روحانى بیاید ومراسم ازدواج آنها را انجام دهند.وقتى روحانى عالی مقام (گنزورا) وروحانى (ترمیذا) مى آیند “تاج” را قرارمى دهند وداماد رسته ى خود را مى پوشد او سکین دولاى خود را برمى دارد ونزد روحانى عالی مقام مى آید.
سکین دولا: (انگشتری آهنی که روی آن نقش چند حیوان حک شده و تعویذی برای محافظت از شر عصیان عوامل چهارگانه باد، آب، خاک و آتش)

روحانى عالیمقام سکین دولا را از او مى گیرد وهمانند انگشتر آنرا در انگشت کوچک دست راست داماد مى کند وبه اومى گوید:”بگو: نام خداوند ونام مندا ادحى برتو یاد شده است، اى عقد ازدواج، شیشلام.” او تیغه ى سکین دولا را درکمربند داماد گذاشت وبه اوگفت:”بگو: نام خداوند ونام مندا ادحى برتو یاد شده است اى عقد ازدواج، شیشلام ” سپس گنزورا به ترمیذا مى گوید:
“برو، براى عروس خوردن وآشامیدن ببر و دعایى براى او دکلمه کن.انگشتر هاى داماد که یکى قرمز و دیگرى سبز است (سنگ آنها قرمز و سبز است) را داماد بر مى دارد و به عروس مى دهد! عروس دستهایش را مى شوید و انگشترها را در دستهایش مى کند!”
روحانى مى رود وآب وغذایى که از فندق و بادام وکشمش سیاه است را مى آورد تا عروس دستهایش را بشوید. او انگشــترها را در دست عروس مى کند. سپس غــذا و نوشیدنى به عروس مى دهد و دعائى براى او دکلمه می کند.
بعد برمى گردد وبه روحانى عالی مقام مى گوید:”من رفتم وآنها را به عروس دادم، عروس خورد و آشامید. انگشترها را هم به او دادم.”در همین موقع روحانى عالی مقام،داماد و یکى از روحانیون جلوى درب ورودى سکونتگاه،کلبه ى متحرک مى ایستند. این کلبه از نى درست مى شود.
قسمت بالا را با پارچه سفیـــد مى پوشانند ومیان آن، قســمت نشیمنگاه، را هم پارچه سفید قرار مى دهند. طفل کوچکى که کوزه اى دردست دارد، جلوى درب ورودى سکونتگاه مى ایستد وروحانى عالی مقام مقررات مذهبى و دینى را تلاوت مى کند، تا او اینها را بازگو کند: با اشاره روحانى در این لحظه کودک خردسال کوزه را به زمین مى کوبد وآنرا مى شکند. روحانى عالی مقام،داماد و روحانى دیگر به کلبه مقدس مى روند وآنجا مى نشینند. این کودک خردسال مى رود ومیز کوچک که روى آن غذا است را مى آورد. او به داخل کلبه مى آید و[ به آنها] مى گوید:
“سعادتمند و رستگار باشید!”آنها در جواب او مى گویند:
“سعادتمند و رستگارى خداوند برتو!”
به روحانى عالی مقام یک طریان( میز سنتى) داده مى شود. روحانى عالی مقام روبروى آن قرارمى گیرد و در مقابل او هم هشت میز طریان که روى آن غذاهاى فراوان وجود دارد به ترتیب قرار گرفته است. آنها روى هشت پایه کوچک قرار مى گیرند و روى هر میز کوچک هم سه قطعه نان و بین طریان بزرگ و دیگر طریانها، دو قطعه نان قرار مى گیرد.
سپس روحانى عالی مقام یک دعا، دعاى طریان را دکلمه میکند وبه داماد وروحانى که در طرف چپ نشسته اند از طرف راست خود با آنها صحبت مى کند. پس از آن پدرعروس مى آید وبه داخل کلبه مى رود. وقتى پدرعروس به داخل کلبه مى آید به آنها مى گوید:”سعادت بر شما!” آنها در جواب به اومى گویند: “سعادتمندى ورستگارى خداوند برتوباد!” روحانى عالی مقام دعائى دکلمه مى کند و پدرعروس هم سه بار این دعا را دکلمه مى کند. پس از آن داماد هم دعائى دکلمه مى کند، بلند مى شود (و) ایستاده به پدرعروس دست مى دهد. در این میان که آنها دست یکدیگر را گرفته اند، روحانى عالی مقام، داماد را سوگند مى دهد. وبه او مى گوید که براى عروس خوب باشد، او را به راه خوب بیاورد، با او به خوبى صحبت کند و با

دیدگاهتان را بنویسید