والدین است (خورانی ، 1387) .
کارل راجرز که روش او پدیدارشناسی و دیدگاهش انسان گرایی است . بر ادراک ، خودشکوفایی ، مفهوم خویشتن ، تکامل شخصیت در دوره های بالاتر کودکی و تغییرات مداوم شخصیت تکیه می کند . به نظر راجرز هر چه ناهماهنگی بین خودهای واقعی و آرمانی بیشتر باشد عزت نفس کمتر و میزان ناسازگاری بیشتر خواهد بود . تفاوت جیمز و راجرز در آن است که جیمز توجه اش نسبت به واقعی و خود آرمانی و راجرز توجه اش به ناهماهنگی خودهای واقعی و خودآرمانی به عنوان تعیین کنندهی عزت نفس است (همان منبع) .
جرج مید (1899)، معتقد است که تصورات و نگرش های شخص ، نقش زیادی در زندگی او دارند . این تصورات می تواند مربوط به موقعیت های درونی یا بیرونی باشد . تصورات بر اساس بازخوردی که از نظر دیگران به دست می آید ، تشکیل می شود . بنابراین شخص خصوصیات خود را به گونه ای درک می کنند که دیگران آن خصوصیات را به وی نسبت می دهند . او نتیجه گرفت عزت نفس بر اثر انعکاس ارزیابی دیگران به وجود می آید و این اجتماع است که برای افراد معیارهای زندگی را تعیین میکند و از طرفی نظریات در شخصی درونی و عزت نفس او را شکل میدهد .
در سال 1965 ، رزنبرگ عزت نفس را به صورت ارزیابی شخص نسبت به خود و بیانگر نحوه ی برخورد فرد را تأیید یا عدم تأیید خود ، یا به عبارتی نگرش مطلوب و نامطلوب نسبت به خود تعریف کرد . کوپر اسمیت (1976)، نیز معتقد است عزت نفس ، ارزیابی فرد از خویش است که آن را از طریق توجه به خویش به دست می آورد و نشانه ی نگرشی است از تأیید یا عدم تأیید و میزانی که فرد به توانایی ، موفقیت و ارزش خویش ، اعتقاد دارد . به عقیده ی آن دو عزت نفس بیانگر نگرش فرد درباره ی خودش است که ممکن است از مقایسه خود با دیگران و یا مستقل از آن ها شکل بگیرد (بیابانگرد ، 1378) .
رزنبرگ بیان می دارد عزت نفس طی زمان خود را به طور متغیر نشان می دهد و نسبت به وقایع بد یا خوب حساس است که ثبات و عدم ثبات آن ممکن است حاکی از فعالیت فرد در این رویدادها باشد . کوپراسمیت چهار عامل را در تحول عزت نفس مهم می داند ؛ 1) ارزشی که فرد از دیگران دریافت میکند . 2)تجربه ی همراه با موفقیت ، در موقعیتی که فرد خودش را در تعامل با محیط می بیند . 3) تعریف شخص از موفقیت و شکست . 4) شیوه ی فرد در ارتباط با انتقاد (ری شهری و دیگران ، 2011) .
رابسون (1985) ، عزت نفس را حس رضامندی از خویشتن پنداری می داند که از ارزیابی خود درباره ی ارزشمندی ، جذابیت ، شایستگی ، کفایت ، قدر و منزلت و توانایی جهت ارضای تمایلات و خواسته های فرد ناشی میشود (زینی وند ، 1384) .
مزلو (1989) ، از عزت نفس به عنوان یک نیاز یاد کرده و بیان می کند همه ی افراد جامعه ی ما به احترام به خود یا عزت نفس یا احترام به دیگران تمایل یا نیاز دارند ، یعنی نیاز فرد به ایجاد تصویر مثبت در دیگران نسبت به خودش (ری شهری و دیگران ، 2011).
سیف در تعریف عزت نفس چنین آورده است : نیاز به احترام خود ، به عبارت دیگر نیاز به کسب موفقیت و تأیید یا نیاز به ایجاد تصور مثبت درباره ی خود و دیگران و این که دیگران او را فردی قابل احترام بدانند . همچنین بیابانگرد ، عزت نفس را درجه ی تصویب ، تأیید ، پذیرش و ارزشمندی که شخص به خود نسبت میدهد میداند (همان منبع) .
شاملو معتقد است ، عزت نفس عبارت است از ارزیابی و ارزشیابی مداومی که شخص نسبت به ارزشمندی خویشتن دارد و نوعی قضاوت شخصی نسبت به ارزشمندی وجودی میباشد (خورانی ، 1387) .
مکی و اسمیت (2002)، درباره ی عزت نفس بیان می کنند ؛ عزت نفس یکی از عوامل تعیین کننده ی رفتار در انسان به شمار میرود . در حقیقت برداشت و قضاوتی که افراد از خود دارند تعیین کنندهی چگونگی برخورد آنها با مسائل مختلف است . فردی که عزت نفس پایین دارد و برای خود ارزش و احترامی قائل نیست ، ممکن است دچار انزوا ، گوشه گیری و رفتارهای ضداجتماعی شود . بنابراین عزت نفس را می توان مجموعه ای از افکار ، عواطف و تجربه ها تصور کرد که در فرایند زندگی اجتماعی شکل میگیرند (کردلو ، 1387) .
عزت نفس جنبه ای از تجربه و کیفیت زندگی فرد است . نوعی خود ارزیابی مثبت ، پیش بینی کننده ی قاطع برای خوشبختی عمومی و درجه ی تطابق با زمینه ی اجتماعی فرد و همچنین عامل قدرتمند در محافظت در مقابل مخاطرات روانی و اجتماعی (پپی و همکاران، 2006) .
همان گونه که هیچ انسانی نمی توان بدون شخصیت محسوب کرد . به همان ترتیب هیچ انسانی را بدون حرمت خود یا عزت نفس نمی توان در نظر گرفت . چه اغلب نظریه ها بر این باور بودند که حرمت خود ، ویژگی دیرپای شخصیت است و اشاره به برخی سطوح کلی و فرضی خودسنجی دارد . به دیگر سخن ، حرمت خود ، درکی است که فرد از خود دارد ، اما این درک با قضاوت های ارزشی همراه است و دربر گیرنده میزانی از حرمت خویش و خویشتن پذیری و بنابراین حس ذهنی و دیرپایی از میزان پذیرش خود به شمار میرود (براندن ؛ ترجمه ی قراچه داغی ، 1379) .
عزت نفس دو جنبه ی وابسته ی مشترک دارد ، حس اثربخشی فردی (خود اثربخشی) ، حس ارزش فرد (حرمت نفس) . خود اثربخشی یعنی ، اعتماد به کارکرد و کنش ذهن ، توانایی اندیشیدن ، در فرایندهایی که به وسیله ی آن قضاوت و انتخاب می کنیم یا تصمیم میگیریم ، اعتماد به توانایی خود در درک حقایق و واقعیت هایی که در حوزه ی علایق و نیازهایمان قرار می گیرند و حس ارزش فردی یعنی احساس رضایت از خود (همان منبع) .
علی رغم تعاریف متعددی که از عزت نفس به عمل آمده می توان یک عامل مشترک را در میان همهی آن ها پیدا کرد و آن جنبهی ارزشی است که در مورد «خود» بیان میشود ، باید توجه نمود که عزت نفس را از خودپنداره متمایز نمود زیرا خودپنداره مجموعه ای از مفاهیم است که فرد برای توصیف خویش از آن ها استفاده می کند ، اما عزت نفس به ارزیابی و قضاوت هایی که شخص دربارهی خصوصیات خود دارد مبتنی میباشد .
دو مفهوم عزت نفس و اعتماد به نفس نیز قرابت معنایی و رابطه ی مستقیم و مثبت با هم دارند و به زبان علم آمار ، همبستگی مستقیم دارند ؛ به گونه ای که با افزوده شدن یکی دیگری نیاز می شود ، اما این دو مترادف نیستند . اعتماد به نفس یعنی شخص احساس کند دارای توانایی و کفایت است یا به عبارتی ، ایمان به توانایی های ذاتی و استعدادهای فطری خویش و ایمان به یاری خداوند در پرورش و گسترش آن ها . و اما ارزیابی ما از میزان ارزشی که برای خود قایل هستیم ، عزت نفس نامیده میشود .
2-2-2-نیاز به عزت نفس
نیاز ما به عزت نفس از دو حقیقت اصولی است ، نخست آن که برای بقاء خود و احاطه ی موفقیت آمیز بر محیط به استفاده ی مناسب از آگاهی نیاز داریم ، زندگی و حال خوب ما به توانایی ما در فکر کردن بستگی دارد . دوم آنکه ، استفاده ی درست و به جا از آگاهی ، خود به خود نیست ، برای تنظیم فعالیت آن ، عامل انتخاب مطرح است (براند ؛ ترجمه ی قراچه داغی ، 1379) .
برای تقویت عزت نفس ، می توان به مثبت نگری پرداخت و به جنبه های مثبت و ارزشمند شخصیت خویش و توانمندی های خود توجه کرد و جنبه های منفی را نادیده گرفت ، سپس این احساس به او دست میدهد که فرد مفید و برازنده ای برای جامعه است . این روحیه ، تکبر و غرور نیست بلکه دقت و تمرکز در توانمندی واقعی خویش است که فرد تا به حال از آن غفلت کرده است (بیابانگرد ، 1378) .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برخی از عوامل درونی که بر خود فرد و تفسیر و تحلیل او از خود و توانمندی های خویش مربوط می شود نیز در بالا بردن عزت نفس مؤثر است . بندورا (1972) می گوید ، آن دسته از افرادی که به خاطر موفقیت ، به تحسین و تمجید خود می پردازند ، به احتمال فراوان به حرمت خود بالا و پایدار دست مییابند (شجاعی ، 1383 : 129) .
عزت نفس مثبت همراه با احساس گرمی و امنیت و یک عزت نفس منفی همراه با بیم و وحشت است . با توجه به این نکته و به منظور اجتناب از احساسات وحشت آور از افراد باید باور داشته باشند که خوبند ، در نتیجه افراد نیاز به عزت نفس دارند تا بتوانند اضطرابشان را به حداقل برسانند (سیف ، 2005) .
بنابراین ضعف نفس و خود کم بینی ، و پناه بردن به مخدرهای گوناگون ، کمترین نتیجه ای است که عاید نسل جوان می شود ؛ جوانانی که باید توانمندی ، هوش ، زکاوت و کوشش برای تولید علم و همت آنها ، کشور و مردمی را الگوی عزت و سربلندی در جهان سازد .
2-2-3-عزت نفس بالا و پایین
عزت نفس ممکن است به چند حیطه و حوزه تقسیم شود به نحوی که حتی در نزد افراد میتوان بر اساس شدت و ضعف آن ها را تفکیک نمود ، حال هر یک از جنبه های عزت نفس (بالا) یا (پایین) در جنبه های مختلف و زین تر باشد فرد را به طرف یک عزت نفس کلی بالا یا پایین رهنمون میسازد .
عزت نفس تبلوری است از نگاه ارزشمند انسان به خود و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ویژگی هایش سرچشمه می گیرد . هم چنین حاکی از ارزشی است که اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد و حاصل تفاوت بین خود ادراک شده (خودپنداره) با خودِ ایده آل است . اگر تفاوت و فاصلهی خود ادراک شده و خود ایده آل زیاد باشد ، عزت نفس پایین ایجاد میشود و در صورتی که تفاوت و فاصله کم باشد به عزت نفس بالا منجر میشود (بیابانگر ، 1384) .
افراد برخوردار از عزت نفس بالا در درون یک والد مهربان حمل می کنند که به موفقیت آنها افتخار کرده و پشت به شکست های او ، صبور و شکیباست . بر عکس کسی که عزت نفس پایینی دارد در درون خود یک والد ناراضی حمل می کند که در برابر شکست ها بسیار خرده گیر عمل کرده و در هنگام موفقیت صرفاً یک لذت کوتاه مدت و گذرا ارائه میدهد (زارع و دیگران ، 1386).
کوپر اسمیت (1967) ، در این باره می گوید : افراد با عزت نفس بالا ارزیابی نسبتاً ثابت از توانایی ها و ویژگی هایشان دارند. آنها نقش فعالی را در گروه های اجتماعی داشته و همیشه به طور کارآمد دیدگاه های خود را بیان می نمایند . و افراد دارای عزت نفس پایین مکرراً یک نگرش خود ثبت مصنوعی را به دیگران نشان میدهد اما ممکن است به طور ناامیدانه تلاش کند تا به خود و دیگران ثابت نماید که فرد بیکفایتی است (خورانی ، 1387) .
افرادی که عزت نفس بالایی دارند در مقابل انواع مشکلات ومسائل زندگی ، فشارهای روانی ، تهدیدها و حوادث ناگوار طبیعی و بیماری های روانی مقاوم و پایدار خواهند بود که این شکوفایی استعدادهای نهفته ، خلاقیت و پیشرفت های فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت . طبق تحقیقات ، دانش آموزانی که اعتماد به نفس و عزت نفس بالا دارند ، در تکالیف مدرسه و پیشرفت تحصیلی موفق تر هستند و در اجتماعات مشارکت بیشتری دارند (بیابانگرد ، 1384) .
عزت نفس ضعیف با خود انگاره ی ضعیف همراه است . افرادی که عزت نفس پایین دارند به علت اجتناب از شناخت بیشتر خود ، برداشت مبهمی از خود دارند . عزت نفس پایین بر توانایی شاد و موفق بدون در زندگی اثر منفی و عمیقی می گذارد. تصمیم گیری برای این افراد مشکل است ؛ زیرا شناخت کمی از خود دارند ، نمی دانند در زندگی چه میخواهند و نسبت به انتقادهای دیگران بسیار حساس هستند (همان منبع) .
همچنین ویچروسکی (2000) ، عقیده دارد کسی که عزت نفس بالا دارد در برخورد با دیگران از قدرت ابراز وجود بیشتری برخودار است . فشار روانی ، تغییرات و دگروگونی های زندگی را فرصتی برای پیشرفت شخصی تلقی می کند نه تهدیدی برای شکست. این افراد قدرت سازگاری بالا و خودانگاره ی مثبت دارند. عزت نفس ، انعطاف پذیری در مقابل تغییرات را افزایش و نگرش در جهت پیشرفت ، احساس خودکفایی را تقویت میکند (حقیقی و همکاران ، 1385) .
دانشجویانی که عزت نفس بالا دارند بهتر می توانند با مشکلات مبارزه کنند و از عهده ی راه حل برآیند. و اغلب از لحاظ تحصیلی وضع بهتری دارند ، به لحاظ سازگاری روانشناختی در وضعیت بهتری هستند ، اضطراب پایین دارند و موفقیت خود را به توانایی و کوشش خود نسبت می دهند . اما دانشجویانی که عزت نفس آنها پایین است به همان اندازه زیر فشار و مشکلات از پای درآمده و شکست می خورند این افراد به اضطراب بالا گرایش دارند و شکست های خود را به مشکل بودن کار نسبت میدهند (صالحی ، 2000) .
2-2-4-حیطه های عزت نفس
برای بررسی و حتی اندازه گیری عزت نفس ، آن را به پنج حیطه تقسیم کرده اند ؛ عزت نفس اجتماعی ، تحصیلی ، بدنی ، خانوادگی و عزت نفس کلی . اما در این جا به منظور سنجش میزان احساس ارزشمندی دانش آموزان و دانشجویان ، به چهار حوزهی اجتماعی ، تحصیلی ، خانوادگی و کلی میپردازیم .
2-2-4-1-عزت نفس اجتماعی
عزت نفس اجتماعی (همسالان) ؛ احساس فرد را در مورد خودش به عنوان دوست دیگران شامل می شود ، این که آیا سایر افراد او را دوست دارند و به عقایدش احترام می گذارند و او را در فعالیت های خودشان شرکت می دهند ، آیا از ارتباط و تعامل با همسالان خود احساس رضایت می کنند. فردی که نیازهای اجتماعی اش برآورده شود و معیارهای مورد قبول جامعه را داشته باشد ، از عزت نفس اجتماعی خوبی برخوردار است (اسلامی نسب ، 1373) .
افرادی که واجد احساس قدرت و شایستگی هستند ، در بیان تصورات و عقاید خود در ارتباط با دیگران بی پروا می باشند . اما افرادی که چنین شایستگی ندارند ، خود را ناتوان می انگارند و احساس کفایت شخصی نمی کنند . همسالان به راه های گوناگون در شکل دادن شخصیت ، رفتار اجتماعی و نگرش های یکدیگر دخالت دارند و با ارزشیابی فعالیت و بازخوردی که به هم می دهند ، در تعیین رفتار یکدیگر دخالت دارند (میرعلی یاری ، 1379) .

در دوران نوجوانی و جوانی ، عوامل متعددی مانند جایگاه اجتماعی ، جنسیت ، نژاد و مقبولیت اجتماعی در عزت نفس افراد نقش دارند . از آن روی که رابطه ی فرد در این سنین با افراد جامعه بیشتر است و حرمت خود آنان در یک زمینه ی اجتماعی رشد می یابد،جایگاه فرد در یک گروه خاص عامل مهمی در رشد مفهوم ،حرمت خود به شمار میرود(شجاعی،128:1383).
2-2-4-2-عزت نفس تحصیلی
زمینه ی تحصیلی عزت نفس و ارزشیابی فرد از خودش در جایگاه دانش آموز یا دانشجو سر و کار دارد . باید توجه داشت که این موضوع ارزیابی توانایی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی نیست و به راحتی نمی توان جایگاه تحصیلی فرد را مشخص کرد ، مگر این که فاصله ی او با دیگران را محاسبه نمود . اگر فرد خود را با معیارهایی مطلوب تحصیلی منطبق بداند و استانداردهای پیشرفت تحصیلی خود را برآورده سازد ، عزت نفس مثبتی دارد ؛ یعنی اگر ملاک یا معیار پیشرفت تحصیلی ، قبول شدن در یک سال تحصیلی باشد و وی بتواند به چنین معیاری دست