نفراست، با بهره گرفتن از فرمول کوکران 322 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج تحقیق با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین متغیرهای هدایت گر بیرونی (تأثیر وسایل ارتباط جمعی، دوستان و همسالان بر الگوی مصرف مدرن(، مصرف تظاهری )خرید وسایل و محصولات گران قیمت و به نمایش گذاشتن آن با تصور کسب اعتبار و قدرت پولی(، کنش متقابل )تأثیرپذیری از الگوی مصرفی دیگران(، تشخص پذیری )نشان دادن برتری خود به دیگران(، با الگوی مصرف مدرن زنان رابطه معنی دار وجود دارد. به عبارتی، هر قدر متغیرهای فوق افزایش یابد، الگوی مصرف به سوی مدرن افزایش می یابد.در این میان تنها رابطه بین پایگاه اقتصادی افراد )میزان حقوق دریافتی فرد، شوهر، پدر یا فرد تحت تکفل( برای هر کار تخصصی در طول یک ماه با الگوی مصرف مدرن زنان معنا دار نیست.
2-7-2- تحقیقات خارجی
هلیول (2006)، در پژوهشی تحت عنوان ” رفاه، سرمایه اجتماعی و سیاست اجتماعی:چه چیزی جدید است” به بررسی تعیین گروه های رفاه ذهنی پرداخته است.نتایج نمونه های ملی و بین المللی نشان می دهد که سنجه های سرمایه های اجتماعی به ویژه اعتماد خاص و تعمیم یافته اثرات اساسی بر رفاه ذهنی دارند.نمونه های ملی اثرات رفاهی بسیاری را از کیفیت حکومت نشان می دهد.سرانجام او داده های رفاه را برای برآورد مطالعات درآمدی جنبه های غیرمالی محیط کار استفاده می کند تا بدین منظور فرصت های کشف نشده برای بهبود رضایت شغلی و اثربخشی شرکت را پیشنهاد کند.
ونگ و همکاران(2006)، در پژوهشی تحت عنوان “رفاه ذهنی،شرایط اجتماعی و سیاست اجتماعی “به بررسی اینکه آیا سیاست های اجتماعی و دیگر متغیرهای سیاست اجتماعی در رفاه ذهنی رضایت از زندگی سهیم هستند یا خیر؟پرداخته اند.فرضیه اول این است که سیاست اجتماعی نیاز به توجه بیشتری به بررسی رفاه ذهنی دارد و دومین فرضیه این است که افراد در جوامع ثروتمند دارای سطوح بالاتری از رضایت از زندگی هستند.اما یافته های پیمایش اجتماعی مربوط به سطح و تنوع رضایت از زندگی در یک جامعه ثروتمند چین عکس آن را نشان داد.داده های تجربی یک الگوی رضایت از زندگی را بین درآمد بالا و فاصله طبقاتی منعکس می کند.آن همچنین تصدیق می کند که شرایط اجتماعی و دیگر متغیرهای شرایط اجتماعی درجات متفاوتی از اثرگذاری بر رضایت از زندگی را دارند.
برنت بلیز(1986)، در گزارشی پژوهشی به” بررسی ارزیابی های گوناگون از رفاه در طی چند سال اخیر” پرداخته است.در این پژوهش به بررسی موضوعاتی مانند ، تولید،درآمد داخلی به عنوان ارزیابی کننده رفاه پرداخته شده است.چنین به نظر می رسد که بعضی مشکلات در کشورهای در حال توسعه افزایش یافته است.در این پژوهش سه روش مختلف جهت بررسی میزان رفاه اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.اولین روش شامل بسط حساب های داخلی است که نسبت رفاه را به صورت تئوری در نظر می گیرد.دومین روش مواردی ابتدایی(مانند تحصیل و مراقبت های ویژه ) را با عنوان نشانگرهای اجتماعی ارزیابی می کند و در روش آخر با توجه به داده های به دست آمده از چند آموزنده، حالات روانی و میزان احساس رفاه بررسی می شود.
کونیسکیو و باندورا (2008)، در پژوهشی تحت عنوان “اندازه گیری رفاه ذهنی: مروری مختصر برآن”، به بررسی ادبیات رفاه ذهنی به عنوان حالتی از شادی پرداخته اند.در این مقاله با استفاده ازمطالعه کتابخانه ای و مقایسه بین کشورهای جهان به بررسی شرایط و پیشرفت مادی و اندازه گیری آن با کمک درآمد و تولید ناخالص داخلی پرداخته شده است.در پایان از نتایج تحقیق چنین استخراج می شود که مفهوم رفاه ذهنی نمی تواند صرفا با تولید ناخالص داخلی اندازه گیری شود، پس چنین اثبات می کنند که با کمک معیارهای عینی و اقتصادی بیشتر در کنار تولید ناخالص داخلی به سنجش وضعیت رفاه ذهنی پرداخته شود.
وو و چن(2005)، در پژوهشی تحت عنوان “رابطه بین خصوصیات فردی، اشکال زندگی، ترجیحات تفریحی و رفتارهای مصرفی دانشجویان آمریکایی، ژاپنی و کره ای” این مفاهیم را به روش پیمایشی مورد بررسی قرار داده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که دانشجویان آمریکایی اعتماد به نفس و استقلال بالایی داشته و دوست دارند خطر کنند. دانشجویان ژاپنی وابسته تر و محتاط ترند. دانشجویان آمریکایی تأکید بیشتری روی مد،مارکهای سطح بالا، سطوح قیمتی بالاتر و تولیدات نامعمو ل تر دارند، اما دانشجویان کر ه ای و ژاپنی بر قیمتهای اقتصاد ی تر، برای کالاهای مصرفی خود تأکید می کنند. همچنین نتایج این تحقیق نشان داده است که هرچه فرد اعتماد بالاتری به خود داشته باشد، سرزنده تر باشد و به مصرف با کیفیت علاقه داشته باشد، زمان بیشتری را در فعالیتهای سرگر م کننده هنری اجتماعی و همچنین قمار مصرف می کند و هرچه وابسته تر، پخته تر و پایدارتر باشد و اقتصادی تر مصرف کنند زمان بیشتری را به فعالیت در فضای باز می گذراند.
استلر (2004)، در پژوهشی تحت عنوان” تاثیر هویت در جابجایی ترجیحات و الگوی مصرف”. زنان شاغلی که خارج از خانه کار کرده و کار را برای هویت خود بسیار مهم می دانند در نظر گرفته است. او تأثیر مجلات زنان را در این هویت سازی بررسی کرده است. مجلات زنان در ایجاد تصویر« زن شاغل» به وسیله تأکید بر اینکه چگونه کالاها می توانند برای به دست آوردن ظاهر متفاوت هویتی و زندگی خانوادگی کارا و دوست داشتنی، مورد استفاده قرار گیرد بسیار مؤثر بوده اند. زنان شاغل جدا از آن مسائلی که در تمایلات سنتی زنانه وجود دارد بر مشغول بودن به کار، مصر ف گرایی و تجهیز زندگی خصوصی بسیار تأکید داشته اند.
فلورانس، والت و ژولیبرت( 1990)، در پژوهشی تحت عنوان”بررسی وجود یا عدم وجود رابطه میان سبک‌های زندگی و ارزش‌های اجتماعی و الگوهای مصرف” این مفاهیم را به روش پیمایش مورد بررسی قرار داده اند.آنها به بررسی و تحلیل رابطه‌ی میان سبک زندگی و الگوهای مصرف و رابطه ی میان “ارزش‌های اجتماعی” و “الگوهای مصرف” و درجه‌ی تأثیرپذیری و استقلال آن‌ها از متغیرهای زمینه‌ای و متغیر ترکیبی “فعالیت‌ها، منافع، افکار” پرداخته اند. اهم نتایج حاصله از این قرار است: ارزش‌های اجتماعی به‌عنوان یکی از شاخص‌های سبک زندگی به‌عنوان افکاری تعریف می شوند که ریشه‌های مفهومی‌شان اغلب مبهم هستند ،میان سبک زندگی و ارزش‌های اجتماعی رابطه وجود دارد، در میان متغیرهای اجتماعی-دموگرافیک، متغیرهای اجتماعی-اقتصادی رابطه‌ی معناداری با الگوهای مصرف دارند اما شدت این رابطه قوی‌تر از رابطه‌ی سبک‌های زندگی و ارزش‌های اجتماعی با الگوهای مصرف نیست و در مواردی بسته به نوع الگوی مصرف، تأثیرات آن‌ها بیشتر می‌شود، متغیر ترکیبی “فعالیت‌ها، منافع، افکار”، رابطه‌ی ضعیفی با ارزش‌های اجتماعی دارد اما تأثیر آن در الگوهای مصرف ناچیز و کم اهمیت نیست.
2-7-3- جمع بندی پیشینه تحقیق
همانطور که آورده شد، مفهوم رفاه ذهنی در کشور ما به عنوان یک مفهوم مستقل و مهم که در اندازه گیری وضعیت رفاهی بسیار توجه جدی می طلبد، در نظر گرفته نشده است. در تحقیقات علمی انجام شده به دلیل برداشت های متفاوت از این مفهوم،گاه آن را با حالتی تقلیل گرایانه و گاه خارج از مفهوم اجتماعی آن در نظر گرفته اند. این در حالی است که ذهنیت و ادراک افراد در ساختارهای جامعه شکل می گیرد و عاملیت او نیز بسته به میزان پذیرش و تجربه زیسته ای است که فردیت او را شکل داده است. بسیاری از رویکردهایی که به نظریه پردازی و نیز پژوهش های اجتماعی پرداخته اند، یا این مفهوم را در یک پارادیم اقتصادی سنجیده اند یا به کلی به حوزه روانشناسی تقلیل داده اند و بدین خاطر، پژوهشگر وسیاستگذار این حوزه، با سردرگمی در میان تعابیر مختلف روبرو می شود.
در بررسی رفاه ذهنی هیچ گاه نمی توانیم یک یا تعداد کمی از متغیر ها را برای ارزیابی آن در نظر بگیریم. زیرا با گستردگی که در دامنه تعریف و ابعاد این مفهوم وجود دارد، معطوف شدن به یک متغیر ما را در درک صحیح تر مفهوم به تعویق می اندازد و گاه برای محقق حس کاذب شناسایی مفهوم را ایجاد می کند.در بسیاری از تفسیر های به عمل آمده در تحقیقات مطرح شده همه شاخص های رفاهی در نظر گرفته نشده اند. گاه محققان به خاطر زمان اندک و گاه به خاطر عوامل گزینشی ذهنی خود ابعاد جامعی از رفاه ذهنی را به دست نیاورده اند. این امر در پرسشنامه های کارهای تحقیقی وضوح بیشتری دارد. در این پژوهش های اندک که به صورت پیمایشی جامعه شناسی انجام شده اند، سوالات آن بیشتر شادکامی اجتماعی را به صورت اخص و رفاه عینی را به صورت اعم به جای این مقوله مهم اندازه گیری نموده اند.
از سوی دیگر اکثر تحقیقات داخلی، یا بررسی مصرف را در قالب سبک زندگی انجام داده اند که روش غیر مستقیمی برای پرداختن به آن است و یا نوع مصرف را مشخص کرده و روی نوع خاصی از مصرف کار کرده اند. از آنجا که ترکیب خاصی از مصارف گوناگون می تواند تغییرات اجتماعی و فرهنگی و نوآوریهای جوانان را بهتر نشان دهد، تحقیق حاضر نیز در صدد است در یک تقسیم بندی متفاوت از انواع الگوهای مصرف (سنتی،ترکیبی و مدرن)این الگوها را با در نظر گرفتن سه مولفه (مدیریت بدن،اوقات فراغت و مصرف کالاهای فرهنگی) بررسی کند. تحقیقات خارجی گرچه رابطه مستقیم تری با موضوع تحقیق دارند؛ اما اکثراً به روش کیفی انجام شده و قابلیت تعمیم ندارند. از طرف دیگر امروزه با توجه به روند هویت سازی اشخاص با مصرف و نیز اهمیت رفاه ذهنی، با توجه به مطالب ذکر شده در بالا توجه به رابطه الگوهای مصرف و رفاه ذهنی می تواند گره گشای بخش زیادی از سیاستگذاری ها و تصمیم گیری ها باشد. که متاسفانه در تحقیقات مرور شده هیچ اشارات مستقیمی بر این رابطه و نیز شناسایی این دو متغیر به عنوان دو عامل مهم نشده است. همین امر محقق را بر آن داشته که بررسی رابطه الگوهای مصرف و رفاه ذهنی را مورد سنجش قرار دهد تا در راستای ماهیت انباشتی داشتن علم گام موثری نهاده باشد.
فصل سوم
روش شناسی
فصل سوم
روش شناسی

3-1- مقدمه
هر تئوری و نظریهای برای روشن شدن صحت و سقم و تواناییاش در تبیین مسائل مطرح شده در دل خود، لاجرم در مرحلۀ عملیاتی باید به بوتۀ آزمون و نقد گذاشته شود. بدین منظور در این تحقیق، فصل سوم با عنوان «روش شناسی » تعبیۀ شده است تا گامی در صورت بندی و عملیاتی کردن سؤالها، فرضیه ها، مفاهیم، تئوریها و … که در فصل های پیشین مطرح شد، برداشته شود و از مرحلۀ «نظر» به مرحلۀ «عمل» پا بگذاریم.
در نتیجه این فصل به بررسی نحوۀ انجام تحقیق که شامل «روش تحقیق»، «جامعۀ آماری»، «روش نمونهگیری و حجم نمونه»، «واحد تحلیل»، «ابزار پژوهش»، «تعریف نظری و عملی متغیرها و مفاهیم»، «روایی»، «پایایی»، «رویۀ جمعآوری داده ها» و «فنون تحلیل» پرداخته میشود و در کنار آنها به «ملاحظات اخلاقی» نیز اشارهای می شود.
3-2- روش تحقیق
نوع و ماهیت موضوع پژوهش، روش علمی دستیابی به شناخت را تعیین میکند. با توجه به ماهیت تحقیق و متغیرها و مفاهیم آن و نیز ویژگیهای خاص جامعۀ آماری، در پژوهش حاضر از دو روش سود جستهایم. به لحاظ مفهومی از روش مطالعۀ اسنادی و از حیث تجربی برای بررسی متغیرها و چگونگی توزیع آنها در جامعه از روش پیمایشی استفاده کردهایم.
3-3- جامعۀ آماری
جامعۀ آماری در این پژوهش عبارت است از جمعیت بالای 15 سال (زن ومرد) شهر تهران در سال 1393 که سابقه سکونت آنها بیش از پنج سال باشد.
3-4-روش نمونهگیری
در این تحقیق از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای استفاده شده است، بدین صورت که شهر تهران در ابتدا به پنج بخش شمال، مرکز ،شرق ،غرب و جنوب شهر تقسیم و از هر بخش دو منطقه و از هر منطقه 4 محله انتخاب شده است، سپس از هر محله تعداد حدود 10 پرسشنامه، و در مجموع 400 پرسشنامه جمعآوری گردیده است.
بخش شمال( مناطق 1(شامل محله های: نیاوران، سوهانک، درکه، قیطریه) و3( شامل محله های: زرگنده،ونک،سیدخندان،دروس))
بخش مرکز(مناطق 10(شامل محله های: سرسبیل شمالی،هاشمی،بریانک،جی)و12( شامل محله های: بهارستان، آبشار، سنگلج، دروازه غار))
بخش شرق(مناطق 13(شامل محله های:قاسم آباد، صفا، دهقان، زینبیه) و 15( شامل محله های: شهید بروجردی،مسعودیه،رضویه،ابوذر))
بخش غرب( مناطق 21( شامل محله های:تهرانسر شرقی،شهرک دانشگاه،چیتگر شمالی،وردآورد ) و 22 (شامل محله های: نه، هشت، زیبا دشتک پایین،امید دژبان))
بخش جنوب(مناطق 18(شامل محله های: 17شهریور،ولیعصر شمالی، خلیج فارس جنوبی،یافت آباد شمالی) و 20 )شامل محله های: جوانمرد قصاب، 13 آبان، ظهیر آباد، فقر آباد ))
3-5- حجم نمونه
از آنجا که مطالعۀ جوامع آماری بزرگ هم به لحاظ هزینه و هم به لحاظ وقت در توان تحقیقات دانشجویی نیست، پس برای تعیین تعداد افراد مورد مطالعه، از نمونهگیری استفاده شده است.
برای تعیین حجم نمونه نیز از فرمول «کوکران و جدول کرجس و مورگان» استفاده شده است. در فرمول کوکران از پنج درصد خطا و 95 درصد اطمینان استفاده کرده ایم (رفیع پور،1374:383).
با پذیرش 05/0 خطا، از طریق فرمول فوق می‏توان حجم نمونه را برآورد کرد:

N5920930 حجم جمعیت آماری 96/1t= درصد خطای معیار(ضریب اطمینان قابل قبول) 5/0q= نسبتی از جمعیت فاقد صفت(زنان) 5/0P= نسبتی از جمعیت فاقد صفت(مردان) 05/0 d= سطح خطا
با بهره گرفتن از این فرمول حجم نمونه 384 نفر برآورد شد که برای بالا بردن دقت نمونهگیری آن را به 400 نفر افزایش داده ایم.
3-6- واحد تحلیل
واحد تحلیل عبارت است از فرد، گروه، طبقه یا پدیدۀ اجتماعی و موضوعی که ویژگی های آن مورد بررسی قرار میگیرد. واحد تحلیل در این تحقیق، فرد می باشد و سطح تحلیل خرد است.
3-7- ابزار پژوهش
یکی از ابزارهای بسیار متداول در گردآوری اطلاعات میدانی، پرسشنامه است. به همین منظور ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق، «پرسشنامه» ی محقق ساخته توأم با «مصاحبه» میباشد، تا به این وسیله از معایب پرسشنامه کاسته شود و به وسیلۀ پرسشنامۀ مصاحبهای با ایجاد یک ارتباط صمیمی امکان درک، کشف و دریافت پاسخ های مناسب برای دسترسی به واقعیت فراهم شود.
3-8- تعاریف نظری و عملی متغیرهای پژوهش
علاوه بر اطلاعات جمعیت‏شناختی از جمله سن، جنس ، وضعیت تاهل وسال های سکونت (سوالات1،2،3،4) مواد زیر در پرسشنامه استفاده شده اند.
3-8-1-الگوی مصرف
تعریف نظری: مصرف در معنای کلی شامل همه انواع فعالیت های غیر کاری و غیر تولیدی است و به فرآیندی اشاره دارد که در آن کالاهای مادی و خدمات برای ارضای نیازها به کار گرفته می شوند.صحبت کردن از الگو نیز به معنای جستجوی نوعی نظم در پدیده های پراکنده و منفرد است.بنابراین منظور از الگوی های مصرف این است که آیا بر حسب نوع کالاها