ریاضتکشی و دوری از کامجویی بوده و به تبع آن مصرف غیر ضروری بود. این سلسله ارزشها در بیان «وبر» یکی از خاستگاههای پدید آمدن و تقویت شکلبندی سرمایهداری بوده است. در تصویر وبری از سرمایهداری، آنچه این بنا را استوار کرده، زهد است و هر چقدر مصرف محکوم شده، در مقابل علم و آیین عقل عینی ستوده شده است (تورن:1385) بر طبق همین رهیافت، تجدد مدت مدرنیته متأثر از ایده مسیحی پرهیزکاری، سادهزیستی و سؤظن به لذتها بوده است.

اما شصت سال اول سده هجدهم شاهد پدید آمدن یک انقلاب در حیطه مصرف بوده، انقلاب مصرف‌کنندگان به مفهوم افزایش در تعداد مردمی بود که میخواستند و میتوانستند خرید کنند و این به مفهوم افزایش در تنوع کالاهای خانگی و آرایشی بود. این رشد مصرف پایه های توسعه بعدی تولید صنعتی بزرگ را که در اواخر سده نوزدهم شروع شد، به وجود آورد و سرمایه داری صنعتی سده نوزدهم بریتانیا را پیریزی کرد. (باکاک،1381: 21)
مصرفکنندگان ابتدای دوره مدرن را میتوان به عنوان گروهی در نظر گرفت که الگوهای مصرف، تأثیر مهمی در زندگیشان پدید میآورد. این گروه ها از این طریق ابزاری برای ایجاد تمایز و رقابت با سایر گروه های اجتماعی ایجاد میکردند. چنین گروه های مصرفکنندهای در اواخر سده نوزدهم در ایالات متحده امریکا و در اروپای غربی همزمان با توسعه سرمایهداری صنعتی ظهور کردند.(باکاک،1381: 22)
2-2-4-1- تورستین وبلن(1875- 1929)
نظرات وی در کتاب «طبقه مرفه» که برای اولین بار در سال 1899 منتشر شد، انعکاس یافته است. او نیز همچون ماکس وبر، ویلفردو پارتو و ورنر سومبارت به صورت بین رشتهای در دو حوزه اقتصاد و جامعهشناسی فعالیت میکرد 2005:863) Powers,). به اعتقاد وبلن، سر برآوردن طبقه مرفه با آغاز مالکیت همراه بوده است. به تدریج که فعالیت صنعتی جانشین فعالیتهای مربوط به تهیه غذا (از طریق شکار) شد، دارایی انباشتهشده نیز به عنوان سمبلِ عرفیِ برتری و موفقیت، بیشتر و بیشتر جایگزین بقایای فعالیت شکار و تغذیه از راه شکار شد. تملک دارایی (که در ابتدا در مقام نشان کفایت و میزان لیاقت افراد بود) در برداشت عوامانه، کنش شایسته و قابل تحسینی بود؛ اما هنگامی که قدر و منزلت تنها از طریق نشانه و سمبل قابل درک شد، عدم اشتغال به کار نیز در حکم ضرورتی برای تشخص و نجابت در آمد و بدین سان زندگی فراغتی در نفس خود و براساس نتایجاش از دید انسانهای متمدن، زیبا و قابل تحسین گردید (Day,1901:366-369) داشتن ثروت اگر چه منبع منزلت بوده اما نشان دادن این ثروت است که افتخارآمیز است.
به نظر وی در ابتدا، «فراغت متظاهرانه» (که از طریق اشتغال فرد به کارهای غیرتولیدی نمایش داده میشد) نشان دهنده ثروت فرد بود. او فراغت متظاهرانه را تحت عنوان هدر دادن زمان توسط افرادی تعریف میکند که بدین وسیله میخواهند موقعیت خود را بهتر نشان بدهند. فراغت متظاهرانه صرفاً به خودداری از هر گونه فعالیت مفید بسنده نمیشود بلکه ممکن است دارائی و قدرت توسط برخی نشانه های مناسب جایگزین گردد؛ همچون داشتن عادتهای بدرد نخور و گران (Reynard,1925:445-446). و به همین دلیل، فراغت متظاهرانه میتواند نشاندهنده ثروت و قدرت فرد باشد. او متذکر میشود که برای «متشخص» بودن، یک نفر بایستی حوزههایی همچون فلسفه و هنرهای عالی را مطالعه کند [و یا زبانهای مرده دنیا را یاد بگیرد] که ماهیتاً هیچ ارزش اقتصادیای ندارند.
بدین سان اشتغال به کارهای غیرتولیدی نشان میدهد که فرد برای فراغت و تفریح کار میکند و اشتغال به کار تولیدی، به طبقات پایینتر اختصاص دارد. از دید وبلن، فراغت متظاهرانه در اجتماعات کوچک کاربرد داشت ولی در جامعه شهری نمیشد از این طریق ثروت را به نمایش گذاشت و بنابراین در مرحله شهرنشینی این «مصرف متظاهرانه» است که در خدمت نشان دادن ثروت قرار دارد (فاضلی، 1382: 21).

وبلن در مقام منتقد تمامعیار جامعه امریکای زمان خود معتقد بود که: اصل هدردادن متظاهرانه و فخرفروشانه، کانون زیبایی را شکل میدهد تا جائیکه «کتِ کمارزش، انسانِ کمارزش را میسازد» و گران قیمت بودن کالاهای مصرفی، دقیقاً معادل زیبایی است. این امر حتی ایدهآلهای آموزشی طبقه مرفه را نیز شکل میدهد؛ به طوریکه فرزندانششان را وادار میکنند تا وقتشان را صرف کسب معلومات اساساً بلااستفاده بکنند، یا حتی مذهبشان را نیز عمدتاً به سمت و سوی مصرف پارسامنشانه کالا و خدمات سوق میدهد که این به معنای پایین آوردن قدرت حیاتی اجتماع است (Day,1901:366-369).
کلید فهم وبلن، برداشت او از موجودات انسانی است. از نظر او انسانها [موجوداتی] در جستجوی موقعیت هستند. وبلن جامعه را به مثابه حوزه عظیمی در نظر میگیرد که در آن افراد برای به دست آوردن تایید اجتماعی، با هم در منازعهاند. مفهوم مصرف متظاهرانه جالب توجه او، حلقه نهایی پیوند بین اقتصاد و جامعه را با تاکید بر «جستجوی موقعیت» شکل داده است بدین صورت که [مصرف متظاهرانه] برانگیزاننده بخش وسیعی از رفتارهای اقتصادی است اما بایستی بیشتر در لفافه جامعهشناختی درک شود تا اینکه به عنوان یک اصطلاح صرفاً اقتصادی. در واقع سهم بسزای او با توجه به این مساله مشخص میشود که آنچه که تحت عنوان ماتریالیسم خود را نشان میدهد در واقع جستجوی موقعیت در قالب تغییر قیافه است. «تئوری طبقه مرفه» وبلن نظرگاهی را ارائه میکند که [طبق آن] افراد ثروتمند و کامیاب و حتی افراد فقیرتر در امریکا، از طریق به رخ کشیدن چیزها، گرفتار مصرف متظاهرانهاند (در مقام ابزاری برای ترفیع موقعیت شان) او گرچه معتقد است که انگیزه مصرف متظاهرانه در ذهن مصرفکننده بصورت مستقیم تبلور نمییابد (در میل فرد به پیروی از استاندارد زندگی در طبقهاش) اما مدعی است که کانونهای مسلط رفتار «اصول هدر دادن، بیهودگی و درنده خویی» است. منظور وبلن از اصطلاح هدردادن، مصرف کردن آن چیزی است که برای زندگی انسانی بدرد نمیخورد یا در راستای بهبود وضعیت زندگی انسانی نیست. او تاکید میکند که آزمودن این نوع مصرف کردن و خرج کردن عبارت از این سوال است که آیا این [مصرف کردن] مستقیماً برای پیشرفت زندگی انسانی بدرد میخورد یا نه؟
در نقد وبلن این نکته را میتوان بیان کرد که: تصورات او از نمادهای منزلتی و فراغت و مصرف متظاهرانه (مشخصا از طریق نشان دادن ولخرجی مصرفکننده و فاصله اجتماعی این تصورات از هرگونه کار مفیدی که ممکن است در راستای برآوردن نیازهای واقعی عمل کنند.) مصرف را به «منزلتی معنابخش» تقلیل میدهند. (Powers,2005:864) میتوان ایرادهایی به این دیدگاه وارد کرد، بدین معنی که طبقات پایین ممکن است به جای تقلید و هم‌چشمی به نوآوری بپردازند یا اینکه معیار برتری طبقهبندی را نپذیرند و خود به تعریف معیارهایی بپردازند.
بنابراین با توجه به دیدگاه وبلن آنچه از مصرف برای فرد اهمیت می یابد شاید رسیدن به رفاه ذهنی است. چرا که از نظر او هدف افراد از مصرف بدست آوردن موقعیت و تأیید اجتماعی است در نتیجه الگوی مصرف انتخابی افراد با این هدف و رفاه ذهنی حاصل از آن در ارتباط است.این مسئله به خوبی رابطه این دو مفهوم(رفاه ذهنی و الگوهای مصرف) را نشان می دهد.
2-2-4-2- جورج زیمل(1858- 1918)
نظریه مصرف زیمل حول مفهوم «شهر» و پیامدهای مترتب بر شهرنشینی سامان یافته است. وی در اهمیت دادن به مفهوم شهر تا بدانجا پیش میرود که مینویسد «شهر مدرن یک هویت فضایی با نتایج جامعه‌شناختی نیست بلکه هویتی جامعهشناختی است که به نحو فضایی شکل گرفته است» (باکاک،1381: 24). در واقع گمنامی حاصل از زندگی در کلانشهر و همچنین الزامات ساختاری ناشی از زندگی مدرن، فرد را به پیگیری و بسط مجموعهای از الگوهای مصرف جهت متمایز کردن خود سوق میدهد. او مشتاقانه به جستجوی شیوه‌هایی پرداخت که افراد به کمک آنها نمیگذارند زندگی مدرن آنان را در خود غرق کند. بدینگونه جمله آغازین مقاله «کلانشهر و حیات ذهنی» زیمل در نگرانی بابت سرنوشت فرد در برابر عقلانیشدن فزاینده جهان با نوشته های وبر همنواست اما بدون به کار بردن تصویر بدبینانهای همچون انگاره قفس آهنین. (کیویستو،1378: 177) «ژرفترین مسائل زندگی مدرن از تلاش فرد برای حفظ استقلال و فردیت در مقابل قدرتهای حاکم جامعه و در مقابل سنگینی میراث تاریخی و فرهنگ بیرونی و تکنیک زندگی ناشی میشود.» (همان )
به اعتقاد او فرد فقط از طریق بسط شدید فردگرایی که هدف آن دنبال کردن نهادهای منزلت و مد است، می‌تواند فشارهای زندگی مدرن را تحمل کند، این گونه مصرف کردن راهی برای اثبات خود و حفظ اقتدار فرد است.(فاضلی،1382: 25)پس نوع الگوی مصرفی افراد در حفظ این اقتدار نقش بسزایی ایفا می کند که البته این اقتدار در نتیجه ارتباطی است که نوع الگوی مصرفی با ذهن افراد دارد. یعنی الگویی که افراد برای مصرف در زندگی انتخاب می کنند با رفاهی که از این مصرف در ذهن آنها حاصل می شود در ارتباط است.
2-2-4-3- کولین کمپل(1872- 1907)
کولین کمپل در کتاب ” اخلاق رمانتیک و روح مصرف گرایی مدرن” راهبردی پژوهشی شبیه به آنچه که وبر در اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری انجام داد، در پیش می گیرد.او سعی دارد نشان دهد که همانگونه که نوعی اخلاق پروتستانی پدید آمد و سرمایه داری را آفرید، نوعی اخلاق مصرف حاصل شده است که ماهیت مصرف سنتی و مصرف مدرن را از هم گسسته است. کمپل معتقد است که رمانتیسیسم قرن هجدهم نقش اساسی در پدید آمدن مصرف‌گرایی مدرن داشته است. ظهور اخلاق رمانتیک واکنشی بوده بر علیه غلبه فرهنگ عینی و دنیای مدرن بیرونی بر دنیای ذهنی فرد، حال در چنین دنیایی جنبش رمانتیک، خلاقیت شخصی را بزرگترین مشخصه انسان بودن میداند. در چنین دنیایی فرد نه از طریق کار سخت و حتی خود- چون پروتستانی واقعی – بلکه با در معرض احساسات قوی قرار گرفتن و بیان خود از طریق تجربه کردن لذت شکوفا میشود.به عقیده او همین تعهد رمانتیتیسم به تجربه کردن لذت، توجیهی فکری برای شیوه زندگی مصرف گرا شده است.جنبش رمانتیک و اخلاق متناسب با آن انگیزه ای برای مصرف فرهنگی مدرن ایجاد می کند؛ انگیزه برای آن نوع مصرفی که بر جنبه ادراک ذهنی آن بسیار تاکید شده است.به نظر کمپل همین جنبه ذهنی است که مصرف مدرن را از وجه سنتی آن متمایز می سازد.مصرف سنتی لذت مصرف اشیاء و انجام اعمال را در خود آن ها جستجو می کرد. اما اخلاق رمانتیک، لذت مصرف را در تجربه ذهنی آن دنبال می کند.برهمین اساس در مصرف گرایی مدرن، لذت خواستن اشیاء بیش از لذت داشتن آنها است و مصرف کردن چرخه ای بی انتها است زیرا تجربه مصرف کردن همواره از خیال مصرف عقب تر است.(فاضلی،1382: 49-50) بنابراین از نظر کمپل مصرف سنتی با رفاه عینی همراه بوده است، اما امروزه مصرف مدرن با رفاه ذهنی در ارتباط است.پس نوع الگوی مصرفی که افراد در زندگی خود انتخاب می کنند نیز با این تجربه ذهنی در ارتباط است.
2-2-4-4- پستمدرنیته و مصرف
«اگر پسامدرنیته معنایی داشته باشد، آن معنا، جامعه مصرفی است. اگر این موضع درست باشد، در واقع چیزهای بسیاری تغییر کردهاند، و به نظر میرسد که نتیجه آن وضع اجتماعی بیسابقه میباشد.» (لایون،1383: 121) در واقع در بررسی ادبیات مربوط به رابطه پستمدرنیته و مصرف با دو نوع آثار مواجه هستیم گروهی که مصرف گرایی را به عنوان یکی از وجوه تشکیل دهنده دوران پستمدرن مطرح میکنند و متونی که تأثیر دوران پستمدرن را به عنوان دورانی جدید بر مصرف مطالعه میکنند. به نظر میرسد دیدگاه اول بهتر بتواند اهمیت مقوله مصرف را به عنوان یکی از وجوه تعیینکننده دوران جدید تبیین کند. کاستلز در جلد سوم «کتاب عصر اطلاعات» مینویسد: «جامعهای نو وقتی پدیدار میشود که شاهد دگرگونی ساختاری در روابط تولید، روابط قدرت و روابط تجربه باشیم.» (کاستلز ،1380: 422) در واقع ما بر اساس هر سه مؤلفه شاهد این چنین وضعیتی هستیم. در مرحله نخست تحولات راهبردی رویدادها در عرصه تولید و در مقابل کاستیهای اقتصاد فوردی منجر به شکلگیری شیوه تولید انعطافپذیر موسوم به پسافوردیسم گردید. شیوهای که ماهیت و سرشت مصرف را تغییر داد. از مشخصههای این شیوه میتوان به سرعت بالای آن و تأکید بر تنوع و تفاوت در کالاهای ارائه شده و ظهور انواع و اقسام مدل و سبکها، بخشبندی بازار و ناهمگنی فزاینده اشاره کرد.
نکته دیگری که برای تحلیل ما ضروری به نظر میرسد این است که با انتقال از دنیای قبلی مصرف به دنیای بعدی، مصرفکننده از جایگاه خود در مراتب اجتماعی جدا میشود، یعنی کنشگر از نظام جدا میشود. ورود به دنیای مصرف بیش از هر تغییر اجتماعی دیگر، به معنای خروج از جامعه متجدد است . زیرا آنچه به بهترین نحو این جامعه را تعریف میکند این است که رفتارهای مصرفی کنشگران تابع پایگاه های ساختاری آنهاست. اما در تغییر و تحولات پدید آمده کنشگران قدرت بیشتری پیدا میکنند و عوامل ساختاربخش نظیر طبقه روز به روز اهمیت خود را در تعیین الگوهای مصرف از دست میدهند و مردم بر مبنای علائق و منافع فردی دست به انتخاب میزنند. (گیبنز و بوریمر:1384) بر این اساس آنچه در نتیجه این انتخاب در ذهن افراد حاصل می شود نیز اهمیت ویژه ای می یابد و ارتباط این انتخاب ها و رفاه ذهنی ناشی از آن به خوبی نمایان است.
2-2-4-5- پیر بوردیو(1930- 2002)
به نظر میرسد نظریه بوردیو چارچوب مناسبی برای تحلیل مسائل مربوط به مصرف باشد و این امر بیشتر از هر چیز شاید به خاطر بنیان نظری مستحکمی است که دارای مفاهیم روشن، پیشفرضها و گزارههای روشن و نیز تلاشهای خود بوردیو برای آزمون تجربی آنها باشد که در کتاب تمایز ( 1984 ) آنرا به خوبی نشان داده است و زمینه گستردهای را برای تحقیقات بعدی فراهم کرده است «در واقع یکی از چشم‌اندازهای مبتنی بر رابطه عاملیت و ساختار که با چشمانداز گیدنز از بسیاری جهات قابل مقایسه و در عین حال بلند پروازانه میباشد، نظریه بوردیو است» ( ریتزر،1374: 673) بوردیو چشماندازهایی همچون ساختارگرایی سوسور، لوی اشتراوس و مارکسیستهای ساختاری را به خاطر تاکید بیش از حد بر ساختارهای عینی و نادیده گرفتن فرآیندهایی که کنشگران از طریق آن جهان اجتماعی را میسازند و درک میکنند، مورد نقد قرار میدهد. از سوی دیگر نیز دیدگاههایی همچون پدیدارشناسی و کنش متقابل نمادین و… را به عنوان رویکردهای ذهنیت‌گرایانه به شمار میآورد که تنها به نحوه ادراک و برساختن جهان از سوی کنشگران توجه دارند و ساختارهای اجتماعیای را که فرآیندهای تفسیری در آن شکل میگیرد مورد بررسی قرار نمیدهند. بوردیو بر خلاف این دو دسته از نظریه پردازان، بر رابطه دیالکتیکی میان ساختارهای عینی و پدیده های ذهنی تاکید میکند ( ریتزر،1374: 673-674):

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«از یک سوی ساختارهای عینی قرار میگیرند که مبنای صورتهای ذهنی را تشکیل میدهند و الزامهای