راه حل شما واسه پیشگیری از کودک آزاری و کاهش آمار تجاوز به کودکان در جامعه چیه؟ (رویای پایان یک کابوس) 

راه حل شما واسه پیشگیری از کودک آزاری و کاهش آمار تجاوز به کودکان در جامعه چیه؟ (رویای پایان یک کابوس)

در گوشه ای از این سرزمین، «آتنا»ی معصومی قربونی تجاوز می شه، «کیمیا»ی ۷ ساله ای ۷۰ بار در عملی غیر انسانی زجر می کشه و موردهای مسکوت دیگری که هیچ بعضی وقتا نه اسم و نه اخبارشان به گوش ما نمی رسند یا از قلم می افتن. نتیجه تموم این تاسف خوردنا و نگرانیا، تشکیل یه جور احساس ناامنی می شه که به تموم جامعه آسیب میرسوند.

واسه جلوگیری از آمار تجاوز به کودکان، در نقش خونواده فقط می تونیم به کودک خود در مورد اندامای جنسی اش آگاهی دهیم و به نحوی که ذهن کودک مون خراب نشه خطر تجاوز رو به اون گوشزد کنیم. به «نه» گفتن هاش در مورد بوسیده شدن و دیگر برخوردهای لمسی احترام بذاریم و از بچگی واسه بدنش احترام قائل شیم. این راه حلای به ظاهر فست فودی رو تقریبا همه میدونیم!

مسئله اینجاست «کودک آزارها» چه بخوایم و نخواهیم در جامعه حضور دارن و آمارها نشون می ده که تعدادشان هم رو به افزایشه.

مسئله دیگر اینه که اثبات تجاوز کار آسون ای نیس. علاوه بر این که خونوادها به بهونه ی خراب کردن نشدن روحیه ی کودک به دلیل زور بودن حضورش در محافل قضایی مثل پزشکی قانونی در آخر مجرم رو آزاد می کنن. در صورتی که اینجور مجرمانی معمولا بیشتر از یک قربونی داشتن و در صورتی که خونوادها با نگاه مسئولانه ی بیشتری به ماجرا نگاه کنن بهتر می تونن مانع حضور آزادانه و خطرآفرینی اینجور افرادی در جامعه شن. قربونی تجاوز نباید احساس گناهکار بودن کنه و خونواده اون نباید با سکوت خود به این تقویت این احساس دامن بزنن. این مسئله نیاز به فرهنگ سازی قوی تری داره و لازمه که رسانه هایی مثل صدا و سیما، فرهنگ و ارشاد و دیگر سازمانای تبلیغاتی به طور جدی تر وارد عمل شن تا تابوی شکایت از تجاوز رو از بین ببرن. علاوه بر این که از افرادی که در مشاغل خود با کودکان سر و کار دارن، باید روانکاویای دقیقتری به عمل بیاد و به انتخابای سطحی و سهل انگارانه، بسنده نکرد.

  انگیزش شغلی از نظر روانشناختی

پس از آگاهی بخشی ظریفانه به کودک نوبت به شناسایی افراد کودک آزاره. چه خونوادها و چه محیطایی از فرزندان پاک و معصوم خود اینجور هیولاهایی رو میسازن؟ بعضی وقتا متجاوز حاصل فقر محیطیه و دور و بریا فرد متجاوز هم گروهی از همین جنس بودن. بعضی وقتا متجاوز خود قربونی تجاوزهای تکراری بوده و بعضی وقتا هم دلیل رفتار اون، بی بند و باری اخلاقی یا انحراف جنسی گزارش می شه. ؟ در این مورد با تحقیقات و تحقیقات ریشه ای صورت گیرد تا دلیلای اصلی مشخص شه و بسته به اونا راهکارهایی ارائه شه.

نکته ی مهم دیگر تقویت سازمانای بهزیستیه. صرف این که کودک، خونواده ای داره که می تونه شکم اونو سیر کنه، دلیل بر این نمی شه که با اون خونواده زندگی کنه. بهزیستی باید جزو سازمانایی باشه که از دید بودجه خوب تامین می شن و سرپرستی کودکان خونوادهای ضعیف رو با اختیار قانونی از اونا صلب کرده و به عهده میگیره.

نباید از یاد برد که کودکان بی آزارو آسیب دیده امروز که واسه شون آه ناراحتی می کشیم، می تونن همون مجرمان بی رحمی باشن که در فردای آینده، از بی فرقی امروز ما نسبت به روزگار سخت شون انتقام خواهند گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید