یک کارآفرین باید چه مهارت‌هایی داشته باشد؟

آیا می توان کارآفرینی را آموزش داد؟

آموزش افراد برای کارآفرین شدن سخت است اما می‌توان به راحتی به آنان آموزش داد تا نزد کارآفرینان کار کنند. یکی از راه‌های تشویق افراد به کارآفرینی از طریق شرکت در دوره‌های کارآموزی است. کارآموزی تجربه فوق‌العاده‌ای در کارآفرینی است . در حال حاضر برخی مدارس بازرگانی درس کارآفرینی را به فراگیران خود یاد می‌دهند. برای نمونه فراگیران در این مدارس می‌آموزند چطور برای دیگران کار کنند و کارمند خوبی باشند اما می‌توان فراگیران را به گونه‌ای آموزش داد تا در یک شرکت کارآفرین کار کنند و با افزایش مهارت‌های خود به مقام‌های مدیریتی نیز دست یابند. پس آموزش افراد برای کار کردن با کارآفرینان متفاوت از آموزش آنان برای کارآفرین شدن است.

2-2-8-یک کارآفرین باید چه مهارت‌هایی داشته باشد؟

سه مهارت فروشندگی، مدیریت افراد و خلق کالا یا خدمات جدید است که کارآفرین باید آنها را بشناسد و فرا بگیرد اما هیچکدام از این مهارت‌ها در مدارس بازرگانی آموزش داده نمی‌شود. هرگز دوره‌ای که نامش فروش باشد ،در هیچ مدرسه‌ای ندیده‌ام. زمانی که دوره‌ای مختص فروش در مدارس وجود نداشته باشد، چطور می‌توانیم به کارآفرینان کمک کنیم؟ یک کارآفرین همیشه در حال فروش است و سعی می‌کند نظر سرمایه‌گذاران احتمالی را به خود جلب کند یا این‌که ایده‌های خود را به مشتریان و شرکای خود بفروشد. پس فروشندگی یا جلب نظر دیگران، کاری مهم و تخصصی است که کارآفرین به آن نیاز دارد. پس چرا جای آن در دوره‌های آموزش کارآفرینی خالی است؟

من آغاز فعالیتم سردرگم بودم تا این‌که مخفیانه در کلاس‌های فروش شرکت کردم و این کلاس‌ها نگرش من را نسبت به اداره شرکت تغییر داد. با اینکه در آن زمان مدرک فوق لیسانس اقتصاد داشتم و چند سال هم تدریس کرده بودم اما هیچ وقت راجع به این مسأله اطلاعاتی نداشتم و هیچکس هم در این باره به من حرفی نزده بود و زمانی که از دنیای آکادمیک فاصله گرفتم، فرصت پیدا کردم تا بیشتر در این باره تحقیق کنم.( حسینی خواه ، 1387)

  الگوهای بعدنگر اختلال های شخصیت

 

2-2-9-چرا باید کارآفرینی را آموخت؟

در حال حاضر کارآفرینی یک ضرورت می باشد. زیرا سالانه حدود سیصد هزار نفر از دانشگاه های کشور فارغ التحصیل می شوند و با توجه به نگرش دانشگاه های نظری نسبت به فارغ التحصیلان که آنها را فقط برای کارشناس شدن در دولت تربیت می کنند، تنها 20 درصد فارغ التحصیلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسیار پیچیدهای که در امر استخدام به جای ضوابط حاکم است، این درصد کمتر از این مقدار می باشد. البته سختی کسب و کار دولتی نه به این خاطر است که این کار بر بخش خصوصی ترجیح دارد، بلکه به خاطر نوع تربیتی است که جویندگان کار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند. بنابراین لازم است دانشجویان بدانند که چگونه باید شخصاً یک فعالیت اقتصادی را راه اندازی کنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به کارهای خلاق زده و تکنیک های خلاقیت را در خود به کار ببرند؟ چگونه کار خود را مدیریت کنند؟ چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند؟ (جهانیان  ، 1376)