کنترل اجتماعی

ظاهــــر می شوند، تفسیر نمایند. به همین جهت است که مکتب شیکاگو را «مکتب اکولوژیکی» نیز می نامند.
مفاهیم اکولوژی شهری به وسیله « رابرت پارک، ارنست برگس و رودریک مکنزی» در مکتب شیکاگو پایه گذاری و به وسیله «کلیفورد شاو و هنری مک کی» به کار گرفته شد. رابرت پارک در حالی که بر روی این مفروضه کار می کرد که شهر چیزی شبیه به یک بدن با اندام های مختلف است، دانشجویان خود را روانه بررسی اندام های گوناگون یا «دنیای اجتماعی» کلان شهرها نمود.
مکتب زیست بوم انسانی شیکاگو را می توان به یک معدن طلا توصیف کرد که امروزه نیز به غنی کردن جرم شناسی ادامه می دهد. شیوه های پژوهش شهری به مجموعه گسترده ای از مطالعات تجربی منجر شده اند و نــــظریه بی سامانی اجتماعی بنیان چندین نظریه دیگر را در جرم شناسی معاصر تــشکیل
می دهد. نکته اصلی این نظریه ها و پژوهش های تازه این است که جرم را نمی توان بدون شناخت زمینه ای که در آن روی می دهد فهمید. زمینه های بی واسطه محله هایی هستند که مردم در آنجا زندگی می کنند و وضـعیت هایی هسـتند که سبک زندگی شان به دفعات در آنها به کار گرفته می شود در حـــالی که گسترده ترین زمینه توسط فعالیت های روزمره ی یافت شده در جامعه کلی تشکیل می شود» ( ولد و دیگران 1380، 216)
3-1-3-4- نظریه معاشرت ترجیحی
ساترلند، این نظریه را در دو مرحله ابراز نمود مرحله اول در سال 1939 و مرحله دوم در سال 1947 که در شکل اصلی خود در کتاب جرم شناسی او منعکس است. ساترلند معتقد است (رفتار) در یک محیط اجتماعی، فرا گرفتنی است، و بر این مبنا یک نظریه عمومی از رفتار مجرمانه را ابراز نمود. تا قبل از نظریه ساترلند جرم را نتیجه عیوب ذهنی یا جسمی فرد می دانستند، ساترلند در مرحله اول نظریه خود با عنوان (اصول جرم شناسی) هر دو مورد بالا را رد نمود و به این ترتیب (جرم شناسی جامعه شناختی) را به عنوان دلیل ادعای خود مطرح نمود. (سلاحی 1387، 38)
در نظریه معاشرت ترجیحی ساترلند در چاپ دوم کتاب (اصول جرم شناسی) خود چنین عنـــوان می نماید: «ابتدا هر شخصی قادر است هر الگوی رفتاری را آموزش ببیند و اگر قادر باشد آن را اجرا کند. در قدم دوم در صورتی که فردی در پیروی از یک الگوی رفتاری و آموزش دیده شکست بخورد، این شکست نتیجه ناهماهنگی در فاکتورهای مؤثر برای هدایت فرد است سومین قدم، منازعه فرهنگها از اصول پایه ای است که جرم را تشریح می کند. (سلاحی 1387، 38)
خصوصیات این نظریه عبارتند از: رفتار مجرمانه را می توان آموخت، رفتار مجــرمانه در اثر تعامل با
دیگر افراد از طریق ارتباط آموخته می شود، آموختن رفتار مجرمانه در درون گروه هایی که افراد صمیمی تشکیل می دهند اتفاق می افتد. ( سلاحی 1387، 39)
3-1-3-5- نظریه یادگیری اجتماعی

نظریه یادگیری اجتماعی به عنوان یک نظریه اثبات گرا مورد توجه است. این نظریه در ترکیب با دیگر انواع نظریه ها، به صورت مستقیم تر بر روی رفتار متمرکز می شود و اصلاح یا درمانی روشن برای انحراف را ارائه می دهد. به همین شکل، از آنجایی که نظریه یادگیری بر روی فرد متمرکز است لذا به راحتی نمی توان آن را به عنوان یک «نظریه کلان » طبقه بندی کرد حتی اگر اصول نظری به اندازه کافی عمومی باشند که برای تمام رفتارها به کار گرفته شوند باز هم تلاشی مستقیم برای تشریح چگونگی روی آوردن افراد به رفتار مجرمانه وجود دارد. یادگیری اجتماعی یک نظریه «فرایندی» نیز هست. این نظریه به تشریح فرایندی می پردازد که به واسطه آن، رفتار مجرمانه روی می دهد و به ما می گوید که چرا آن رفتار روی داده است. (ویلیامز و مک شین 1391، 223)
3-1-3-6- نظریه نابهنجاری (آنومی)
نابهنجاری مفهومی است که با دو نظریه پرداز یعنی امیل دورکیم و رابرت مرتون دارای رابطه ای نزدیک است. اگر چه عمر نظریه نابهنجاری مرتون به سال ها قبل یعنی 1938 می رسد اما هنوز در میان موثرترین نظریه های جرم شناختی قرار دارد این نظریه هنوز تفاسیر و تحقیقات زیادی را به خود مشغول می کند و تغییرات گوناگونی در ارتباط با آن ارائه شده است افزون بر آنکه عوامل نظریه نابهنجاری حداقل در بخشی از آن در بیشتر نظریه های جرم شناختی معاصر یافت می شود. (ویلیامز و مک شین 1391، 105)
شرح و تفسیر نظریه نابهنجاری در نهایت بر اهداف فرهنگی تاکید دارد و همراه پیام های فرهنگی است که اهمیت تلاش برای رسیدن به آن اهداف را بیان می کند زمانی که ابزارهای رسیدن به اهداف به صورت مساوی در جامعه توزیع نشده است تاکید بیش از حد اهداف و نامساوی بودن ابزارها به نرخ های ساختار بندی شده و الگو بندی شده اجتماعی انحراف می انجامد. گروه هایی که دارای بیشترین راه دستیابی به ابزارهای تایید شده هستند بیشترین میزان تطابق را نشان می دهند. بر عکس گروه هایی که دارای حداقل راههای دستیابی به ابزار هستند دارای نرخ های بالاتری از انحراف می باشند. (سلاحی 1387، 39)
3-1-3-7- نظریه فشار
بر خلاف مکتب شیکاگو که مبنای نظریه دورکیم درباره دگرگونی اجتماعی سریع را حفظ کرده و آن
را از جوامع به گروه های کوچک یعنی محله ها سوق داده است نظریه های فشار به ویژه نظریه رابرت مرتون کانون بحث را از دگرگونی اجتماعی سریع دور کرد و استدلال نمود شرایط اجتماعی نسبتاً ویژه ای وجود دارد که با نرخ های فراگیر در جامعه ونرخ های بالاتر جرم در طبقه های اجتماعی فرو دست همبسته هستند. وی برای توصیف این شرایط اجتماعی اصطلاح «فشار ساختار اجتماعی» را به کار برد. کانون توجه این نظریه (فشار) به جای تمرکز بر عوامل مرتبط با فرد، طبیعتی جامعه شناختی دارد بدین معنی که این نظریه به ابعاد خاص از ساختار های اجتماعی و فرآیند یادگیری اجتماعی اشاره داشته و آن ابعاد را در ایجاد رفتارها و رهیافت های مجرمانه موثر می شمارد. (نجفی توانا 1390، 76)
کانون عمده تحلیل در نظریه فشار، بر فشارهایی متمرکز است که با فرصت های ساختاری و فرآیند های فرهنگی پیوند دارد. تصور غالب در این نظریه این است که علت جرم را می توان در ناکافی یا نامناسب بودن ابزارها یا فرصت های دستیابی به برخی هدف ها نهفته دید.
دومین رویکرد کلی این موضوع را به آزمون می کشد که در اوضاع و احوال گوناگون اجتماعی، افراد چگونه با کسانی که در برداشت های فرهنگی مربوط به دو دسته رفتارهای پذیرفتنی و ناپذیرفتنی با آن سهیمند، پیوند خورده و به معاشرت می پردازند.
در واقع دو گرایش عمده در نظریه های فشار وجود دارد. یکی دیدگاهایی که بر «ساختارهای فرصت» تاکید دارند و دیگری دیدگاههایی که در باب فراگیری هنجاری، ارزش ها و سرانجام، خصایص و ویژگی های خاص خرده فرهنگی سخن می گوید.

3-1-3-8- نظریات فرهنگی و خرده فرهنگی
این نظریه ها بر بحث های ساترلند درباه تضاد هنجارهای فرهنگی استوار بوده و به محتوای یادگیری
توجه دارند این نظریه ها همانند نظریه ساترلند بر نقش ایده ها در بروز رفتارهای مجرمانه توجه می کنند ولی ویژگی این نظریه ها این است که معتقدند که خود ایده ها و نه شرایط اجتماعی (آن گونه که نظریه ساترلند می گوید) به طور مستقیم علت رفتار مجرمانه اند.
در نظر کوهن ناهنجاری و یا پاشیدگی سازمان اجتماعی به یکسان در تمام قشرهای جامعه مشخص نمی شود قشرهای کارگران کهتر بیشتر تابع آن خواهند بود. همان گونه که عملاً مشاهده می شود تبهکاری به ویژه در محیط رنجبران شهرهای بزرگ بیداد می کند. در این محیط ها خرده فرهنگ های بزهکاران تراوش می کند. خرده فرهنگ های بزهکاران مخالف با فرهنگ غالب که در فرهنگ طبقات متوسط است می باشد. (ویلیامز و مک شین 1391، 126)
3-1-3-9- نظریه کنترل اجتماعی
نظریه کنترل اجتماعی با همه معروفیت و اعتبار اخیرش نظریه ای نو نیست. افزون اینکه این نظریه احتمالاً یک رهیافت نظری بسیار نزدیک به مفهوم رایج درباره دلیل مجرم شدن افراد است اینک یک نفر اعتقاد داشته باشد که فرد به دلیل معاشرت با دوستان ناباب، تربیت نادرست خانوادگی، کمبود عقاید مذهبی یا کمبود تحصیلات، مجرم می شود به هر حال نظریه کنترل اجتماعی می تواند منعکس کننده این عقیده باشد افزون آنکه از نظر بوم شناسان این نظریه شامل اجزاء مربوط به نظریه های نابسامانی اجتماعی، معاشرت ترجیحی و نابهنجاری است که آن را برای جرم شناسانی که نسبت به پذیرش نظریه های منازعه بی میل بوده اند، جذاب جلوه می دهد. (ویلیامز و مک شین 1391، 199)
خلاصه آنکه نظریه کنترل اجتماعی دیدگاهی در مورد سرشت انسان بر می گزیند که بر آن اســــاس

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

انحراف به عنوان پدیده ای طبیعی تلقی می شود (که موجب می شود تا این نظریه از این جهت شبیه نظریه
بر چسب زنی شود ) سپس مساله انطباق به یک سوال واقعی ارزشمند برای تشریح تبدیل می شود. نظریه کنترل اجتماعی با ارائه یک نظم اخلاقی یا یک چارچوب متعارف از جامعه نهادهای اجتماعی مشترک را که به تقویت قیود می پردازند مورد توجه قرار می دهند. زمانی که این نهادها به هر دلیلی تضعیف شدند قیودی که فرد را به نظم اجتماعی گره می زنند نیز تضـعیف می شوند. این قیود تضعیف شده به طور خودکار درجه ای بالاتر از انحراف را موجب می گردند.
3-2- بزه دیده شناسی سرقت
3-2-1- مفهوم بزه دیده
معنای لغوی واژه بزه دیده در زبان فارسی به معنای گناه، خطا، عصیان و تقصیر بکار برده می شود بزه دیده نیز یکی از واژه های مرکبی است که از ترکیب یک اسم با نام (بزه) و پسوند صفت ساز (دیده) حاصل شده است. بر این اساس بزه دیده از نظر لغوی شخصی است که علیه او گناه، خطا یا تقصیری رخ داده باشد.
واژه بزه دیده یکی از مشتقات واژه انگلیسی victim به شخصی گفته می شود که به دنبال رویداد یک جرم آسیب و زیان یا آزار می بیند و در نوشتگان پارسی به معنی قربانی است. در ادبیات لاتینی واژه victim در اصل در مفهوم خاصی به معنای آیین قربانی کردن (یعنی، زمانی که جان یک شخص یا حیوان به منظور خشنودی خدایان ستانده می شود) در تمدن ها و فرهنگ های باستانی به کار می رفت. با این وجود، واژه victim به مفهوم قربانی ناگزیر نمایانگر درد رنج وارد بر فردی که کشته می شود، نیست و بــرای اولین بار در سده نــوزدهم بود که معـنای وسیـع تری علاوه بر کشتن، زیان یا آسیب را نیز در بر می گرفت گسترانده شد. (رایجیان اصلی 1390، 312)
در نوشتگان علوم جنایی، هر گاه آسیب و زیان یا رنج و سختی از رفتار مجرمانه انسان برخواسته باشد، به فرد زیان دیده «مجنی علیه» یا «بزه دیده» می گویند. در قوانین جزایی، مقنن به جای واژه بزه دیده، اغلب از معادل های عربی آن چون مجنی علیه (مواد 22، 266، 278، 284 و 292 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370) مصدوم (مواد 717 و 719 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370) و متضرر از جرم (ماده 12 قانون آیین دادرسی کیفری 1290) استفاده کرده است.
در اصلاح حقوقی مولف ترمینولوژی حقوق، «مجنی علیه» را کسی می داند که جرمی به ضرر او واقع شده است. (لنگرودی 1387، 621)
در تعریفی دیگر «مجنی علیه» عبارتند از: «مفعول جرم، یعنی آنکه جرم درباره وی انجام پذیرد. وی ممکن است انسان باشد مثل اکثر جرایم از قبیل، قتل، ایراد ضرب و ممکن است شخصیت حقوقی باشد مثل جرایم علیه امنیت کشور یا کلاهبرداری نسبت به یک شرکت تجاری یا اختلاس.
3-2-2- سرقت و بزه دیده
3-2-2-1- نقش بزه دیده در اجرای حد
در اجرای حد سرقت شرایطی لازم است که مربوط به بزه دیده می باشد:
اول : بزه دیده (صاحب مال) نزد قاضی شکایت کند یعنی قطع دست سارق یعنی اجرای حکم سرقت منوط است به شکایت و مطالبه بزه دیده و صاحب مال با بیان شکایت و طرح شکایت نزد حاکم و بنابراین اگر بزه دیده اقامه دعوی نزد حاکم نکند دست سارق قطع نمی شود.
دوم: بزه دیده پیش از شکایت سارق را نبخشیده باشد چنانچه بزه دیده پیش از شکایت سارق را بخشیده باشد اجرای حد موقوف می گردد. این مساله نیز مستند به روایات شرعی است که مختصراً به آن اشاره می شود.
امام صادق (ع) فرمود: «هر کس دزدی را دستگیر کند و او را ببخشد چنین حقی دارد اما اگر شکایت خود را نزد حاکم طرح کند اما حد را بر سارق جاری می سازد و اگر مالباخته بگوید مال را به او (سارق) می بخشم حاکم باز هم حد را جاری می کند زیرا بخشیدن سارق تا زمانی است که شکایت مطرح نشده باشد چرا که خداوند می فرماید: (اینان حافظان حدود الهی هستند) پس وقتی شکایت نزد امام مطرح شد هیچ کس نمی تواند جلوی اجرای حد را بگیرد. (حر عاملی 1400ه.ق، 330)
اگر مالباختگان چند نفر باشند و برخی از آنان شکایت کنند یا برخی از آنان شاکی را بخشیده باشند موجب سقوط حد سرقت نخواهد شد بلکه رضایت همه مالباختگان لازم است.
سـوم: بزه دیده (صاحب مال) پیش از شکایت مال را به سارق نبخشیده باشد.
چهارم: مال مسروقه قبل از ثبوت جرم نزد قاضی از راه خرید و مانند آن به ملک سارق در نیاید به تعبیر امام خمینی(ره) اگر سارق، مالی را دزدیه و از طریق بیع یا معامله ای دیگر به خود منتقل کرده باشد. (موسوی الخمینی 1366، 362)
3-2-2-2- سرقت و نقش بزه دیده
صاحب مال (بزه دیده) مال را در حرز قرار داده باشد از نظر سیاست جنایی اسلام سرقت در صورتی موجب حد می شود و از شدت عمل قضایی برخوردار است که بزه دیده مال را در حرز قرار داده باشد و حرز عبارت از محل نگهداری مال به منظور حفظ از دستبرد، لازم به ذکر است که هر متاعی حرز مخصوص به خود رادارد. مثلاً حرز طلا صندوق و حرز لباس و اجناس خود خانه و اتاق و حرز حیوان محل نگهداری آنهاست بیابان و صحرا و چراگاه ها حرز نمی باشند مگر اینکه محصور باشد. پس بزه دیده باید یک سلسه اصول را مراعات کرده باشد و در حقیقت نقش بزه دیده در تعیین مجازات بزهکاری نقش تعیین کننده دارد.
بزه دیده فرزند سارق نباشد جاری نشدن حد بر پدر به خاطر سرقت از اموال فرزند یک استثناء است بنابراین نمی توان حکم آن را به سایر موارد نیز تسری داد. مثلاً اگر فرزند مال پدر را سرقت کند حد بر او جاری می شود.
بزه دیده از اشخاص حقوق عمومی نباشد در این صورت حد جاری نمی شود و علت آن را این بیان کرده اند که اموال عمومی متعلق به بیت المال بوده و سارق شریک مال مسروقه محسوب می شود.
3-2-3- جبران خسارت بزه دیده
چنانچه بزه ارتکابی افزون بر هم زدن نظم عمومی به زیان دیدگی بزه دیده منجر شود، وی می تواند نسبت به جبران این زیان دیدگی اقدام کند. این جبران در وهله نخست، جبران خسارت را در بر می گیرد که عبارت است از برگرداندن مال یا پرداخت پول برای آسیب یا زیان وارد شده، پرداخت هزینه هایی که بزه دیده به دنبال بزه دیدگی به آن دچار شده، و انجام خدمات و اعاده وضع یا اعاده حیثیت و توان بخشی بزه دیده را نیز در بر می گیرد که به دوش بزه کار یا دیگر اشخاصی است که پاسخ گوی رفتار بزه کاراند. ولی، چنانچه این خسارت را بزه کار یا دیگر منابع (مانند بیمه خصوصی) به طور کامل جبران نکنند، دولت باید تلاش کند تا یا از خزانه خود به بزه دیدگان غرامت پرداخت کنند یا راه را برای پرداخت خسارت از منابع عمومی (مانند صندوق های پرداخت غرامت) همواره سازند. و هدف مطلوب جبران خسارت بالا بردن حس پاسخ گویی نسبت به بزه دیده است. جبران خسارت ممکن است یک تدبیر تنبیهی و نیز یک راه چاره مالی موثر باشد. اگر از جبران خسارت به منزله یک تدبیر تنبیهی در کنار دیگر ضمانــت اجراهای جنایی بهره گیری شود باید از منابع مالی بزه کار (به شکل پول یا خدمت) برداشت شود و نیز باید بخشی از حکم دادگاه جنایی باشد که با تعیین تکلیف پرونده پیوند می خورد.
3-2-3-1- شیوه های جبران خسارت
در کنار گونه هایی که برای جبران وجود دارد راه جبران خسارت یکی دیگر از موضوع های شایسته بحث است. بسیاری از کشورها در این زمینه جبران خسارت اموال سرقت شده یا تعمیر و ترمیم فوری اموال تخریب شده را مجاز می شمارند. پاره ای از کشورها جبران خسارت معنوی را نیز پذیرفته اند. بر این اساس جبران خسارت را می توان به

دیدگاهتان را بنویسید