پایان نامه حقوق در مورد : حقوق مالکیت فکری

نبوده، جز در عالم ذهن قابل تصور و درک نیست ولی شیئی مادی جسمیت دارد و امثال و اشباه آن قابل رؤیت و لمس و ارائه است. به تعبیر، دیگر چون شیئی غیرمادی، امری ذهنی و فکری و زاییده عقل، اندیشه و ابتکار است، با شیء مادی تفاوت‌های فراوانی دارد. از جمله این تفاوت آن است که ثمره و منافع این دو شیء یکسان نیست یعنی به طور مثال منافع یک اتومبیل یا اسب انحصاراً به مالک آن تعلق داشته و شخص دیگری بدون اجازه وی حق انتفاع از آن را ندارد ولی اشیاء غیرمادی و آفرینه‌های فکری خصوصاً آثار ادبی و هنری مورد استفاده عموم قرار می‌گیرند و اصولاً به منظور استفاده دیگران قرار گیرد و استقبال یا توجه مردم به آفرینه فکری زیادتر باشد، نه تنها ارزش اثر مزبور کاسته نمی‌شود بلکه به اعتبار آن افزوده خواهد شد و در واقع میزان استقرار و درجه استحکام هر اثر فکری را استقبال بیشتر انتفاع از آن، مشخص خواهد کرد ولی انتفاع از شیء مادی، سبب استهلاک و کم‌ارزش شدن آن می‌گردد.
طرفداران این نظریه می‌گویند بدون تردید آفرینه فکری نیاز به تلاش ذهنی فراوان دارد و چندان آسان به دست نخواهد آمد. لذا برای این کوشش عقلی و فکری پرزحمت باید پاداشی مناسب در نظر گرفته شود؛ اما قبول این حقیقت، با پذیرش حق مالکیت برای آفریننده اثر فکری، ملازمه نخواهد داشت. به عبارت دیگر برای پدید‌آورنده اثر فکری باید حق‌الزحمه و اجرت مناسب در نظر گرفته شود و منکر این حق نیز نباید شد که مؤلف یا مخترع باید پاداش مالی ارزنده‌ای دریافت کند و زحمات وی از جهت مالی و مادی نباید بی‌نتیجه بماند ولی قبول وجود این پاداش ملازمه‌ای با شناسایی حق مالکیت برای آثار فکری ندارد. البته اشکالی هم ندارد که حق‌الزحمه یا امتیازات مالی آفرینه فکری تا زمانی که صاحب اثر در قید حیات است به وی تعلق داشته باشد و بعد از فوت او نیز ورثه وی، در مدت معقولی از این حق بهره‌مند گردند، بدون این‌که چنین حقی عنوان مالکیت داشته باشد. بنابر نظریه مزبور، بین طبیعت یا ماهیت حق مالکیت اشیاء مادی و ماهیت حقوق ناشی از آفرینه فکری حداقل از دو جهت، تفاوت اساسی وجود دارد:
تفاوت نخست از جهت نحوه وابستگی، تفاوت دوم از جهت نحوه انتفاع.
تفاوت نخست آن است که اثر فکری کاملاً با شخصیت یا پدید‌آورنده آن رابطه دارد به نحوی که می‌توان آن را تبلوری از خصوصیات روان و حالات نفسانی و معنوی وی دانست و بعد از پدید آمدن اثر فکری نیز این رابطه با حیات مؤلف ادامه می‌یابد به همین دلیل است که برای مؤلف اثر فکری این حق وجود دارد که در آن‌چه خلق کرده است تجدید نظر کند و یا بنا به تشخیص خود تغییراتی در آن به وجود آورد و یا با هر انگیزه‌ای به کلی آن را از بین ببرد. لذا ممکن است مؤلف امتیاز نشر تألیف یا تصنیف خود را به ناشری واگذار کرده باشد؛ حق دارد آن را مسترد داشته و از نشر آن جلوگیری کند که جلب موافقت یا رضایت ناشر در این زمینه لازم نیست؛ هر چند در نهایت ممکن است مجبور شود خسارت وارده به ناشر را جبران نماید و حال آن‌که در امور مادی وضع به این منوال نخواهد بود. به طور مثال اگر کسی اتومبیل یا منزل خود را به دیگری بفروشد و آن را به وی انتقال دهد، در واقع سلطه و قدرت مالکانه خود را از دست می‌دهد و دیگر سلطنت مزبور به وی اعاده نمی‌شود؛ یعنی حق استرداد ملک انتقال یافته را ندارد مگر در موارد استثنایی و شرایطی که در قانون پیش‌بینی شده است. البته طرفداران نظریه حق مالکیت آثار و آفرینه‌های فکری نیز همان‌طور که اشاره شد این‌گونه تفاوت‌ها را پذیرفته‌اند.
تفاوت دوم آن است که حیات و اعتبار یا ارزش هر اثر فکری اعم از پدیده ادبی، هنری و صنعتی بستگی کامل به میزان عرضه و انتشار اثر مزبور دارد نه به انباشتن و ذخیره کردن آن. بنابراین آفرینه فکری هرچه بیشتر مصرف شود و مورد استفاده قرار گیرد، به اعتبار آن افزوده می‌شود؛ اما برعکس از ارزش اشیاء مادی در اثر مصرف و استعمال کاسته خواهد شد.
به عقیده این گروه یک آفرینه فکری، منحصراً به خالق آن تعلق نخواهد داشت ؛ بلکه بشریت، به طور کلی به نحوی از انحاء در آفرینش آن مداخله و مشارکت دارد. بنابراین باید همه انسان‌ها بتوانند از آن بهره‌برداری کنند. به عبارت دیگر با این‌که علت و منشأ فضیلت هر انسان و اولویت او بر دیگران اندیشه برتر اوست که با ابزار و اشاعه آن در امور و تفکرات عامه مفید و مؤثر خواهد بود و بشریت از آن بهره می‌گیرد ولی باید پذیرفت هر اندیشه‌ای که منجر به آفرینه فکری و ذهنی می‌شود همانند حلقه‌ای از حلقه‌های زنجیری است که حلقه‌های قبلی را به حلقه‌های بعدی این زنجیر یا سلسه پیوند می‌دهد و اگر صاحب اثر ذهنی به آینده بشریت به نحوی کمک می‌کند، از امور گذشته و فکر گذشتگان بهره گرفته است. به همین دلیل، اقتضاء دارد حق آفرینه فکری مؤلف و مخترع، امتیازی انحصاری و حقی دائمی نباشد. و چون حق مالکیت بر اشیاء مادی چنین خصوصیاتی ندارد، لذا حقی دائمی است و نسلاً بعد نسل ممکن است ادامه پیدا کند. با توجه به مطالب عنوان شده و نظریات ابزاری این گروه، به طور خلاصه می‌توان گفت: حق مؤلف و مخترع، اوصاف و خصوصیات مالکیت را ندارد؛ زیرا حق مالکیت، حقی مطلق، انحصاری و دائمی است ولی حقوق ناشی از آفرینه ذهنی نوعی حق بهره‌برداری و انتفاع موقت از تألیفات و اختراعات است.
اختلاف نظر راجع‌ به ماهیت و طبیعت حقوق پدید‌آورندگان آفرینه‌های ذهنی سبب شد که قانون‌گذاران بسیاری از کشور‌ها از جمله قانون‌گذاران ایران در سال 1348 در زمینه حمایت حقوق و امتیازات صاحبان آفرینه‌های فکری، از استعمال کلمه مالکیت خودداری کنند ولی در حال حاضر قریب به اتفاق حقوق‌دانان و قانون‌گذاران جهان اعتقاد دارند سلطه پدید‌آورندگان اثر فکری نسبت به آفرینه آن‌ها سلطه مالکانه است و حق مالکیت غیرمادی را پذیرفته‌اند که در پیش‌نویس تهیه شده با همکاری اساتید حقوق ایران نیز عنوان «قانون حمایت از مالکیت ادبی و هنری» به جای قانون «حمایت حق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ١٣۴٨» پیشنهاد شده که خود مؤید رفع تردید در این زمینه است.
در حال حاضر بسیاری از علمای حقوق، حق ناشی از آفرینه فکری را حق خاص یا حق مالکیت خاص می‌دانند که دارای ارزش اقتصادی و معنوی است ولی موضوع آن شیء مادی نیست؛ بلکه آفرینش و اثر فکری انسان است که حقوق ناشی از آن، حقوق فکری یا حقوق مالکیت فکری نامیده می‌شود و آن را مالکیت معنوی نیز می‌نامند که حق مؤلفان، مصنفان، هنرمندان، مترجمان، مخترعان و حق تاجر نسبت به حق تجارتی و علائم صنعتی و حق کسب و پیشه و تجارت و سایر حقوق فکری را شامل می‌گردد. در فرانسه حقوق مربوط به پاره‌ی از مشاغل عمومی مانند وکالت در شورای دولتی و دیوان تمیز، شغل سردفتری و ناخدایی کشتی‌ها و دلالی بیمه دریایی نیز در ردیف حق مؤلف و حق تاجر نسبت به نام تجارتی و حق کسب و پیشه و تجارت، شناحته شده است.
حقوق‌دانان در زمینه حقوق ناشی از آفرینه‌های فکری و ماهیت این حقوق اصطلاحات مختلفی به کار برده‌اند؛ به طور مثال در سال1899 نخستین بار پیکارد حقوق‌دان بلژیکی، اصطلاح «حقوق فکری» به کار برد و بعضی دیگر اصطلاح «مالکیت‌های غیرمادی» و همچنین اصطلاح «حقوق بر اموال غیر مادی» و حتی اصطلاح «حقوق جلب مشتری» را در کتب خود به کار برده‌اند. حقوق ناشی از آفرینه ذهنی از جهاتی شباهت با حق مالکیت کلاسیک و قدیمی نیز دارد؛ زیرا به طور مطلق در برابر همه افراد و اشخاص قابلیت استناد دارد و در برابر هر تجاوزی، صاحب حق می‌تواند اعتراض کند، همان‌طور که مالک شیئی مادی می‌تواند در برابر هرکس، به حق خود استناد کند و مال خود را همه‌جا تعقیب و از دست هر متجاوزی خارج نماید ولی تفاوت اساسی بین حق ناشی از آفرینه فکری و حق مالکیت به مفهوم کلاسیک اموال مادی در این است که موضوع حق آفرینش ذهنی، غیرمادی و موضوع مالکیت کلاسیک شیء مادی است ولی از جهت حقوق عینی با مالکیت مادی تفاوت چندانی ندارد؛ زیرا حق عینی، هم در حقوق فکری نسبت به یک آفرینه ذهنی اعمال می‌شود و هم در حقوق مالکیت کلاسیک بر شیء مادی معین اعمال می‌گردد.
نتیجه و حاصل بحث این است که حق آفرینه فکری، حق مالکیت به مفهومی نیست که در حقوق رم قدیم و قانون مدنی فرانسه برای آن قائل شده‌اند و نمی‌توان آن را یک حق عینی به مفهوم عادی تلقی کرد ولی مانعی ندارد که با گسترش مفهوم مالکیت، حق آفرینه ذهنی را نوعی مالکیت بدانیم.
به اعتقاد اساتید و حقوق‌دانان، به کار بردن عنوان مالکیت ادبی و هنری در حقوق ایران، اشکالی ندارد؛ زیرا در حقوق اسلامی و ایران، مالکیت مفهوم مضیق و محدود حقوق رم قدیمی را ندارد؛ بلکه در اسلام مالکیت، نه تنها شامل مالکیت عین است، بلکه مالکیت منفعت و مالکیت انتفاع و ملک الملک یا ملک ان یملک را نیز در بر می‌گیرد که عبارت است از سلطه شخص بر سبب تملک یا داشتن حقی است که به موجب آن شخص بتواند خود را مالک گرداند و حیازت مباحات یا حق ورثه بر رد وصیت مازاد بر ثلث و امثال آن را نیز شامل می‌گردد و حتی اصطلاح مالکیت در مورد حقوق غیرمالی مثل مالکیت بُضع یعنی اختیار قانونی زوج نسبت به برقراری رابطه زناشویی با زوجه نیز استعمال شده است و با این ترتیب می‌توان حقوق ناشی از آفرینه فکری را به طور مطلق و کلی نوعی حق مالکیت دانست.
در حقوق اسلام ظاهراً حکم صریحی در خصوص حقوق مالکیت فکری ملاحظه نمی‌گردد ولی همان‌طور که اشاره شد در اسلام مالکیت: سلطه و اختیار یا قدرت شرعی است که ناظر بر اشیاء، اموال و حتی اشخاص است و این سلطنت، اختصاص به عین و شی خارجی ملموس یا منفعت یک شیء ندارد، بلکه حتی انواع حقوق را نیز که امر غیرمادی است شامل می‌گردد. بنابراین به طور فطری و قهری حق دارد فکر کند و تلاش فکری خود را که صاحب آن است به عموم ارائه و عرضه نماید و یا از عرضه آن خودداری کرده و همچنین دیگران را از عرضه آفرینه ذهنی خود باز دارد یا به آنان اجازه عرضه آن را بدهد و این سلطه یا قدرت بدون تردید دارای اعتبار عرفی و احترام و ارزش شرعی است که تجاوز به آن، استیلاء بر حق غیر به نحو عدوان محسوب می‌شود و آثاری بر آن مترتب خواهد شد.
در حال حاضر فقهاء اهل تسنن عقیده دارند کار فکری، همانند کار یدی و مادی آثار حقوقی دارد و برای جامعه بشری مفید است.
در فقه امامیه، فقهای معاصر، با توجه به بی‌سابقه بودن موضوع حقوق آفرینه فکری، گروهی موافق و گروهی مخالف حقوق ناشی از آفرینش ذهنی هستند.
در حقوق ایران و در برابر قوانین فعلی چه در قانون حمایت حقوق مؤلفان مصوب ١1348 و آیین‌نامه اجرایی مصوب ١1350 و چه در قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی مصوب و چه در قانون مطبوعات مصوب شده در سال١1346و قانون پدید‌آورندگان نرم‌افزار رایانه‌ای مصوب ٩1379عنوان «حقوق آفرینه فکری یا حقوق مؤلفان و غیره به جای عنوان «حق مالکیت فکری» به کار برده شده که صرف‌نظر از لزوم اصلاح عنوان و به کار بردن عنوان «حقوق مالکیت فکری» در ماهیت این نوع حق مالکیت نیز به اصلاحات اساسی و عمیق نیاز دارد. البته همان‌طور که اشاره گردید، در لایحه دولت به عنوان مزبور توجه شده و با نام «قانون حمایت از مالکیت ادبی و هنری» موادی تهیه و آماده ارائه به مجلس شده است.

الف) آثار مورد حمایت

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برابر ماده یک قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 به آن‌چه که از راه دانش یا هنر یا ابتکار به دست می‌اید، بدون در نظر گرفتن طریقه یا روشی که در بیان یا ظهور و یا ایجاد آن به کار رفته باشد، اثر یا آفرینه فکری اطلاق می‌گردد.

در ماده 2 همین قانون، اثر‌های مورد حمایت که جنبه تمثیلی دارد نه حصری به شرح زیر نام برده شده است:
١- کتاب، رساله، جزوه، نمایش‌نامه، هر نوشته علمی، فنی، ادبی و هنری.
٢- شعر، ترانه، سرود و تصنیف که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.
٣- اثر سمعی و بصری به منظور اجرا در صحنه‌های نمایش یا پرده سینما یا پخش از رادیو یا تلویزیون که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.
۴- اثر موسیقی که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.
۵- نقاشی، تصویر، طرح، نقش، نقشه جغرافیایی ابتکاری، نوشته‌ها، خط‌های تزئینی، هرگونه اثر تزئینی و اثر تجسمی که به هر طریق و روش و به صورت ساده یا ترکیبی به وجود آمده باشد.
۶- هرگونه پیکره (مجسمه).
٧- اثر معماری از قیبل طرح و نقشه ساختمان.
٨- اثر عکاسی که با روش ابتکاری و ابداع پدید آمده باشد.
٩- اثر ابتکاری مربوط به هنر‌های دستی یا صنعتی و نقشه قالی و گلیم.
١٠- اثر ابتکاری که بر پایه فرهنگ عامه (فولکلور) یا میراث فرهنگی و هنر ملی پدید آمده باشد.
١١- اثر فنی که جنبه ابداع و ابتکار داشته باشد.
١٢- هرگونه اثر مبتکرانه دیگر که از ترکیب چند اثر از اثرهای نام برده در این فصل (ماده2) پدید آمده باشد.
بر این ماده ایراداتی به شرح زیر وارد شده است:
ایراد نخست پراکندگی و تشتت در ارائه آثار مورد حمایت است.
با توجه به بند‌های 5۵ و7 و9٩، ملاحظه می‌شود که آثار مورد حمایت به صورت پراکنده و ناهماهنگ ارائه گردیده است؛ زیرا به طرح و نقش به طور کلی و مطلق در بند ۵ اشاره شد ولی در بند‌های ٧7و 9 ماده مذکور، مجدداً از طرح و نقشه ساختمان و نقشه قالی و گلیم نام برده شده است که این پراکندگی منطقی به نظر نمی‌رسد. همچنین اثر تجسمی به طور مطلق و کلی در بند ۵ ذکر شده ولی پیکره یا مجسمه که یکی از نواع اثر تجسمی است در بند 6این ماده به عنوان اثر مورد حمایت معرفی شده است که این‌گونه ناهماهنگی و تشتت قابل توجیه نیست.
ایراد دوم تکرار مصادیق و موضوعات قابل حمایت است، که در بند‌های مختلف موارد مشابه و تکراری متعددی، مشاهده می‌گردد. مثلاً طرح و نقش یا نقشه که در بند 5ماده2قانون حمایت حقوق مؤلفان و هنرمندان عنوان گردیده، در بند7٧ همین ماده تکرار شده است که این تکرار موجب ایجاد ابهام و اشتباه خواهد شد.
ایراد سود عدم ارائه ضابطه یا قاعده کلی است. یعنی در ماده 2 قانون مذکور معیار و ضابطه کلی برای تشخیص آثار مورد حمایت ارائه نگردیده است و به ذکر مصادیق و نمونه‌هایی آثار ادبی و هنری قابل حمایت اکتفا گردیده است؛ ولی وجود ضابطه و معیار تشخیص آثار مورد حمایت کاملاً ضروری است.
در قانون ایران در آفرینه‌های فکری بدون تأثیر شکل و نحوه بیان، بدون ارائه قاعده کلی، اثر تلقی و مورد حمایت قرار گرفته است (مواد 1 و ٢2 قانون حمایت حقوق مؤلفان و …). با این ‌که برابر مستنبط از مواد اشاره شده نوع و ارزش و هدف آفرینش ذهنی نمی‌تواند مانعی برای حمایت از اثر ایجاد کند مگر این‌که به موجب قوانین خاص از نظر مصالح اجتماعی انتشار بعضی از آفرینه‌های ادبی یا هنری ممنوع شده باشد، معذلک وجود معیار قانونی صحیح می‌تواند از سوء‌استفاده حکومت، بیشتر جلوگیری کند. البته آفرینه وقتی از حالت اندیشه و فکر یا ذهنیت محض به فعلیت یا بیان مبدل گردد و شخصیت آفریننده به نحوی در آن تجلی پیدا کند، برابر مواد اشاره شده مورد حمایت قانون قرار خواهد گرفت. یعنی فکر یا اندیشه محض بدون شکل‌گیری و ابراز و عرضه آن، قابل حمایت نیست و استفاده یا بهره‌گیری از فکر محض دیگران موجب مسئولیت مدنی یا کیفری نخواهد بود. اگر چه این قاعده در قانون ایران صریحاً ذکر نشده است ولی از نحوه بیان مواد یک و دو قانون حمایت حقوق مؤلفان، چنین امری قابل استنباط است. با وجود استنباط مذکور برای رفع هرگونه تردید، در ماده5 پیش‌نویس قانون حمایت از مالکیت ادبی و هنری جدید آثاری که مورد حمایت قرار نخواهد گرفت به شرح زیر اعلام گردید است:
«الف- هرگونه فکر، شیوه، سیستم، روش کاری، مفهوم، اصل، اکتشاف یا داده‌های محض، حتی اگر در یک اثر بیان یا تعریف و توصیف و یا توضیح داده شده و یا به تصویر کشیده شده و یا به نحوی در یک اثر گنجانده شده باشد.
ب- هرگونه متن رسمی با ماهیت تقنینی یا حقوقی و همچنین ترجمه رسمی آن‌ها.»

با توجه به تحولات گسترده‌ای که در زمینه مالکیت فکری داخلی و جهانی به وجود آمده، در حال حاضر ماده 2٢ قانون حمایت حقوق مؤلفان … مصوب ٨1348 ایران، علاوه‌بر ایراداتی که دارد، وافی به مقصود نیست. به طور مثال در زمینه حقوق ناشی از برنامه‌های کامپیوتری (رایانه‌ای)، حکمی در این قانون وجود ندارد؛ گرچه قانونی به منظور حمایت از حقوق

دیدگاهتان را بنویسید