نظریه‏های مربوط به کیفیت زندگی زناشویی

نظریه‏های مربوط به کیفیت زندگی زناشویی

نظریه سازه‏های شخصی کلی

طبق نظریه کلی سازه‏های شخصی افراد منعکس کننده چگونگی تفسیر یا رشد عقاید آنها در مورد خودشان، دنیا و قطع آینده است. سازه‏های شخصی روشی است که با طبقه‏بندی افراد و وقایع در آن  بنا نهاده شده. افراد همواره در مسیر حل مسئله می‏باشند و سازه‏‏های شخصی ابزارهای مهمی در سازماندهی اطلاعات در مورد روابط بین فردی می‏باشند. (کاظمی، 1384)

نظریه غلبه بر احساسات

رضایت زناشویی با انتظارات قبل از ازدواج و رفتار کنونی همسر، ارتباط مستقیم دارد. تحقیقی که فرانک فینچ هام (1995) در مورد زوج‏هایی که در حال زوج درمانی بودند نشان می‏دهد که این زوج‏ها، از دادن اطلاعات درست به درمانگر، خودداری کرده و فقط به طور ساده، رضایت و احساس خود را به همسرشان بیان می‏کردند. اصطلاح غلبه بر احساسات برای تفسیر وتوضیح رفتارهای زوج‏ها به کار می‏رود. این نظریه خواسته‏ها و انتظارات قبل از ازدواج و رضایت زناشویی را نشان می‏دهند و این که افکار و احساسات قبل از ازدواج به رفتار کنونی همسران می‏توانند تأثیر بگذارند. (کاظمی، 1384)

نظریه اسنادی

یکی از عواملی که موجب سازگاری یا ناسازگاری زناشویی می‏شود در اسناد دادن است، یعنی نسبت دادن یک ویژگی به خود و دیگران. تحقیقات اپستاین و باوکام (1993) بیانگر این است که همسران ناراضی از زندگی زناشویی گرایش به ارائه اسناد و تأکید بر حوادث منفی دارند. یعنی بیشتر جنبه‏های منفی زندگی را مورد تأکید قرار می‏دهند، تا جنبه‏های مثبت آن را (کاظمی، 134)

نظریه یادگیری

بایرنو کلردر 1970 در نظریه اثر تقویت خود اظهار داشتند که شرطی سازی کلاسیک و شرطی‏سازی عاملی در شکل‏گیری دوستی‏ها وروابط عاشقانه تأثیر می‏گذارند. شرطی‏سازی کلاسیک از طریق تداعی موجب یادگیری می‏شود به این شکل که یک محرک خنثی موجب ایجاد یک پاسخ هیجانی می‏شود و شرطی‏سازی عاملی یادگیری از طریق پیامدها است بر اساس شرطی‏سازی کلاسیک ما به افرادی علاقمند می‏شویم که خشنودی و رضایت را در ما تداعی می‏کنند نتایج حاصل از پژوهش‏ها حاکی از آن  است که موقعیت‏های مثبت و منفی گوناگون می‏تواند بر روابط ما تأثیرگذار باشد. به این شکل که هنگامی که ما فعالیت‏های مشترک لذت‏بخش را با یکدیگر تجربه می‏کنیم پاسخ هیجان مثبت در ما ایجاد می‏شود یعنی در ما تأثیر مثبت ایجاد می‏کند که تمایل ما را به ادامه رابطه با آنها افزایش می‏دهد و چنانچه این تجربه در آن  افراد نیز متقابلاً رضایت بخش باشد، پاسخ هیجانی مثبت و تمایل به ادامه دوستی دوجانبه خواهد بود.

بر اساس شرطی‏سازی عاملی، ما به افراد پاداش دهنده علاقمند می‏شویم و از افراد تنبیه کننده دوری می‏جوییم.

  لیفت صورت چیست؟‏

پاداش ممکن است شامل یک همراهی و برخورد دوستانه یا خوشرویی و تنبیه ممکنست به شکل عدم تأیید ارزش‏ها و یا یک رابطه عمل کننده باشد. سه عامل مجاورت، شباهت و جذابیت جسمانی در روابط نقش اساسی دارند و بر اساس شرطی‏سازی کلاسیک و عاملی این عوامل به شرح زیر است:

مجاورت:

هنگامی که با افراد به دلیل شرایط زندگی یا شغلی به طور مرتب تعامل داریم، فرصت‏های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی مثبت فراهم می‏شود به عبارت دیگر تعاملات منفی موجب ایجاد نفرت شدید می‏گردد.

شباهت:

شباهت افراد به ما موجب ارائه پاداش‏های مؤثر می‏گردد. به عبارت دیگر تأثیر نگرش‏ها و ارزش‏ها موجب افزایش عزت نفس ما می‏شود. به علاوه ما از انجام فعالیت با کسانی که علائق مشابهی با آنها داریم، لذت می‏بریم و بالعکس. ارتباط با اشخاصی که عقاید ما را مورد انتقاد یا مخالفت قرار می‏دهند، موجب کاهش عزت نفس ما می‏شود و بسیار ناخوشایند است.

علایق مشترک باعث تشویق ارتباط مثبت و لذت می‏شود و رابطه زن و شوهر را تقویت می‏کند. تحقیقات نشان می‏دهد از بین زوج‏هایی که بیش از 5 سال از ازدواجشان می‏گذرد آنان که علایق مشترک دارند به میزان 64% بیشتر از بقیه زندگی زناشوییشان دوام دارد. وقتی یکی از زوجین شوخ طبع باشد میزان تضاد در آنها 67% کمتر است. رضایت خاطر زوج‏هایی که با زوج‏های دیگر معاشرت دارند، به میزان 3% بیشتر است. (بوسکالیا، ترجمه ایران‏نژاد، 1375)

جذابیت جسمانی:

‏‏جذابیت جسمانی موجب پاداش مستقیم و پاداش غیرمستقیم و باعث تداعی خود با افراد خوش سیما می‏شود.

نظریه‏پردازان از نظریه یادگیری جهت تغییر ماهیت ارتباط نیز استفاده می‏کنند. در مراحل اولیه پاداش ممکنست شامل تازگی و تمایل به هیجان دوستی جدید باشد. در مراحل بعد از آشنایی، آسودگی ناشی از همراهی با فردی که به خوبی او را می‏شناسیم، پاداش دهنده است و معمولاً رابطه تا زمانی که پاداش دهنده است ادامه می‏یابد. دوستی‏ها زمانی به شکست و جدایی می‏انجامد که پاداش‏ها کاهش یابند یا احتمالاً متوقف شوند. شاید با این دلیل که افراد تجارب پاداش دهنده از قبیل مکالمه خوشایند، آغوش‏های باز و مهربان و تفریحات لذت‏بخش را نخواهند داشت(دایر، ترجمه سپاه منصور، 1386) این نظریه پایه‏ای برای نظریه تبادل اجتماعی و نظریه برابری (عدالت) قرار گرفت.

نظریه تبادل اجتماعی

نظریه تبادل اجتماعی یک مدل اقتصادی از رفتار انسان ارائه می‏دهد . براساس این نظریه روابط بر اساس تبادل پاداش‏ها و هزینه‏ها بین افراد شکل می‏گیرد و رضایت‏بخش‏ترین و طولانی‏ترین رابطه مستلزم بیشترین پاداش و کمترین هزینه است. این اصل در تمام انواع روابط مانند رابطه با کارفرما، معلم، دوست و همسر کاربرد دارد. سه عامل مهم در این نظریه شامل موارد زیر است:

  جرم شناسی حقوقی نهاد های قانونی_کیفری

منافع:

‏‏هومانسدر 1961 بیان کرد که قبل از شروع یک رابطه، هزینه‏ها و منافع گذشته، حال و آینده مورد ارزیابی قرار می‏گیرند و چنانچه قضاوت ما این باشد که چنین رابطه‏‏ای دارای منفعت است، آن را گسترش می‏دهیم و اگر تشخیص دهیم که رابطه به ضرر ما تمام می‏شود از ایجاد رابطه دوستی امتناع می‏ورزیم و همانطور که در اقتصاد بیان میَشود زیان از طریق پاداش منهای هزینه‏ها محاسبه می‏شود. بنابراین پاداش ممکنست شامل تعریف و تمجید، مصاحبت سرگرم کننده و یا هدایای مادی شود.

هزینه‏ها می‏تواند به هر شکل باشد و شامل تمام چیزهایی می‏شود که برای فرد ناخوشایند است از قبیل جر و بحث یا یک عادت آزاردهنده. ضمناً یک استثناء در مورد هزینه‏ها وجود دارد، این که در دوران ماه عسل و تا سه ماه اول زندگی مشترک هزینه‏ها نادیده گرفته می‏شوند و تأثیری بر رضایتمندی رابطه ندارند اما پس از گذشت زمان افزایش هزینه‏ها موجب کاهش رضایتمندی می‏شود. بر اساس پیشّبینی این نظریه در روابط زناشویی پاداش زیاد و هزینه کم با بیشترین رضایت از روابط همراه است.

جایگزین‏ها:

‏‏در یک رابطه نه تنها پاداش‏ها و هزینه‏‏های واقعی را مبنا قرار می‏دهیم بلکه آن  را با پاداش‏ها و هزینه‏ها در سایر روابط نیز مورد مقایسه قرار می‏دهیم.

سرمایه‏گذاری:

میزان دوام روابط به میزان سرمایه‏گذاری انجام شده نیز مرتبط است. هنگامی که رابطه مستحکم، تبدیل به رابطه کسل کننده و یکنواخت شود می‏‏توانیم آن  را ترک کنیم اما این کار به آسانی امکان‏پذیر نیست زیرا در رابطه‏مان وقت وانرژی صرف کرده‏ایم. سرمایه و دوستان مشترک داشته و شاید بسیاری از فرصت‏ها و موقعیت‏های خود را وقف شریک زندگی کرده و تمایلی به ایجاد رابطه با فرد دیگری نداریم. بنابراین سرمایه‏ها نه تنها موجب افزایش تعهد می‏گردد بلکه همچنین به تثبیت یک رابطه کمک می‏کند. (دایر، ترجمه سپاه منصور، 1386)

نظریه برابری (عدالت)

این نظریه از نظریه تبادل اجتماعی نشأت گرفته است. اصل برابری بیان می‏کند، چنانچه پاداشی که افراد از یک رابطه به دست می‏آورند انعکاسی از آن چیز باشد که در آن رابطه صرف کرده‏اند، رابطه رضایت‏بخش و مطلوب است. باید توجه داشت که برابری معنای تساوی نیست، چنانچه یک طرف سهم بیشتری در یک رابطه بگذارد باید میزان بیشتری از آن  رابطه بدست آورد و بنابراین نظریه تساوی پیش‏بینی می‏کند در روابطی که یکی از طرفین سود فراوان یا بسیار اندک به دست می‏آورد، آن رابطه رضایت‏بخش نیست. فردی که از رابطه سودی نمی‏برد به سمت عصبانیت، بی‏میلی و محرومیت سوق داده می‏شود و در افراد منفعت طلب نیز ممکن است احساس گناه و ناراحتی پدید آورد. اگرچه هر دو حالت عدم توازن نامطلوب است بدیهی است که زیان و خسارت بیشتر از منفعت طلبی و سودجویی نارضایتی به وجود می‏آورد. با توجه به این نظریه می‏توانیم بیان کنیم چنانچه یک زن مسن غیرجذاب با مردی جوان و جذاب ازدواج کند، باید چیزی فراتر از آن  مرد در رابطه صرف کرده باشد زیرا آن  رابطه نابرابر است. برای مثال ممکنست حدس بزنیم آن  زن بسیار ثروتمند است. (دایر، ترجمه سپاه منصور، 1386)

  پایان نامه های دانلودی -لیست همه موضوعات- قسمت 28

در ازدواج مسئله مهم، رضایتمندی زناشویی است که در تعریف آن  بنا به گفته ساروخانی متخصصین، توافق نظر دارند که رضایتمندی زناشویی به ارزیابی ذهنی طرفین از کیفیت رابطه اشاره دارد. متخصصین معتقدند که ازدواج ممکن است از نظر کیفیت زناشویی در سطح پایینی باشد اما دوام و ثبات داشته باشد یا زوجی ممکن است احساس کنند که انتظارات آنها برآورده نمی‏شود، گرچه از نظر متخصصین، کیفیت ازدواج آنها در سطح بالایی باشد (هاشمی گلشن‏آبادی، 1386). ضمناً بایستی توجه داشت همانطوری که قبلاً اشاره شد رضایتمندی زناشویی می‏تواند دامنه‏ای از مطلوب تا نامطلوب را در برگیرد. (مرادی، 1386)

اینکه افراد در کدام قسمت این دامنه قرار می‏گیرند، بایستی عواملی که در رضایتمندی زناشویی نقش دارند مورد بررسی قرار گیرد. (اسچورمن ـ کروک، 2001)

باید توجه داشت که ویژگی‏های همسر و شرایط زندگی جاری می‏تواند تأثیر عمیقی بر روابط داشته باشند. (برک، ترجمه سیدمحمدی، 1385) ملاک‏های انتخاب نادرست ازدواج را به سوی عدم موفقیت سوق می‏دهد. برخی مواقع همسران به درستی با هم جور نشده‏اند. (نیولان، 2000)

برنادشاو می‏گوید: کوشش کنید آن چه شما را راضی می‏کند، به دست آورید وگرنه زمانی خواهد رسید که ناچارید به آن  چه به دست آورده‏اید، راضی باشید. (شاهپروزیری، 1378)

در رضایت­مندی زناشویی، شخصیت، نگرش، طبقه اجتماعی ـ اقتصادی ، تحصیلات، عقاید مذهبی بسیار مؤثرند. (هترنیگتون، ترجمه طهوریان و دیگران، 1373) علاوه بر عوامل فوق بنابر اظهارات ساروخانی فرزندان، طول مدت ازدواج، همکاری، درک همسر، ابراز محبت، توجه و علاقه، حمایت ، مسائل مالی، دخالت اطرافیان و بستگان، مسائل جنسی، صرف اوقات فراغت با هم و اشتغال بر رضایتمندی زناشویی تأثیر دارد. (هاشمی گلشن‏آبادی، 1386)

[1]Byrne

[2]clore

[3] Homans

[4] Schnurmun J crook

[5]niolon