مفهوم سرمایه­ی اجتماعی و دیدگاه های صاحب نظران

ـ  سرمایه­ی اجتماعی

2 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ تعریف  سرمایه­ی اجتماعی

 

واژه­ی سرمایه­ی اجتماعی برای نخستین بار توسط هانی­فان (1916) به منظور بیان اهمیت مشارکت اجتماعی در ارتقای عملکرد مدارس به کار گرفته شد (شجاعی باغینی، 1387؛ پوتنام، 2000). بعد از وی، ایده­ی مذکور چندین دهه به دست فراموشی سپرده شد و مجدداًً در دهه‏های بعدی در حوزه­های گوناگون مورد توجه و بررسی قرار گرفت (بیکر[1]، 1984). در دو دهه­ی اخیر نیز صاحبنظران با توجه به مبانی نظری و شرایط عملی متفاوت، تعاریف متنوعی از سرمایه­ی اجتماعی ارائه کردند که ضمن برخورداری از وجوه مشترک، تفاوت­هایی نیز در آنها مشاهده می­شود (سامپسون[2]، 2001؛ وارن، تامپسون و سِگارت[3] ، 2001؛ گتیل و تامپسون[4]، 2001). بوردیو (1990) سرمایه­ی اجتماعی را منابع بالقوه و بالفعلی می­داند که با عضویت در شبکه­ی پایایی از روابط کم و بیش نهادینه شده و آشنایی یا شناخت متقابل افراد با یکدیگر به دست می­آید. از نظر فوکویاما (1995) سرمایه­ی اجتماعی به معنی توانایی افراد برای کار­ کردن با یکدیگر به منظور دستیابی به اهداف مشترک در گروه­ و سازمان­ می­باشد. بر این اساس، سرمایه­ی اجتماعی زمانی به وجود می­آید که روابط بین افراد به گونه­ای دگرگون شود که کنش میان آنها را تسهیل کند (کلمن، 1990). پوتنام (1993) نیز با تأکید بر انجمن­های­ افقی[5]، سرمایه­ی اجتماعی را متشکل از شبکه­های اجتماعی (شبکه­ی فعالیت­های مدنی) و هنجارهای همراه آن می­داند که به تسهیل همکاری و مشارکت در جهت منافع متقابل اعضای انجمن یا گروه می­انجامد (شجاعی باغینی، 1387). کلمن (1990) سرمایه­ی اجتماعی را ارزش آن جنبه از ساختارهای اجتماعی می­داند که به عنوان منبعی در اختیار اعضاء قرار می­گیرد تا بتوانند به اهداف خود دست یابند. بدین ترتیب از نظر کلمن، سرمایه­ی اجتماعی علاوه بر روابط افقی، مشتمل بر انجمن های عمودی به منظور برقراری رابطه با سایر واحدها نیز می­باشد. از دیدگاه لین[6] (2001) سرمایه­ی اجتماعی مجموعه منابع موجود در ساختار اجتماعی می­باشد که امکان دسترسی بدان امکان­پذیر باشد.

استن و هیوز[7] (2002) سرمایه­ی اجتماعی را مفهومی چند بُعدی و متشکل از ابعاد و عناصر متعددی مانند شبکه­ها، اعتماد و بده­بستان می­دانند و با تأکید بر کیفیت روابط اجتماعی و ساختار این روابط معتقدند که سرمایه­ی اجتماعی صرفاً مختص نوع خاصی از شبکه­های اجتماعی نیست، بلکه در انواع شبکه‌هایی به شرح ذیل مشاهده می­شود:

  1. شبکه­های موجود در قلمرو غیر­رسمی مانند پیوندهای خویشاوندی و خانوادگی.
  2. شبکه­های موجود در قلمرو تعمیم یافته[8] مانند پیوند با افرادی که فرد آنها را به خودی خود نمی­شناسد.
  3. شبکه­های موجود در قلمرو نهادی[9] مانند ارتباط فرد با نهاد­ها.

 

در مجموع می­توان گفت، سرمایه­ی اجتماعی مجموعه­ای از شبکه­ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی موجود در یک سیستم دانشگاهی است. به نحوی که با افزایش تعداد شبکه­های موجود در یک سیستم، علاوه بر اینکه به افزایش سرمایه­ی اجتماعی کمک خواهد شد، با توسعه­ی هنجارهای اجتماعی مثبت مانند مسئولیت­پذیری، رعایت انصاف و عدالت و … بستر توسعه­ی اعتماد فزاینده در درون سیستم نیز فراهم خواهد آمد. بدین­ترتیب، با توجه به مطالب مذکور، تلاش جهت شناسایی و شناخت ابعاد و عناصر سرمایه­ی اجتماعی امر مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ ابعاد  سرمایه­ی اجتماعی

 

از نظر محققان و صاحبنظران سرمایه­ی اجتماعی دربرگیرنده­ی ابعاد و عناصر متعددی است که تعیین کننده­ی کیفیت آن می­باشد. برای مثال از نظر نارایان و کسیدی[10] (2001) ابعاد سرمایه­ی اجتماعی شامل اعتماد، عضویت در انجمن ها یا مشارکت در اجتماع محلی، فعال بودن در زمینه های اجتماعی، جرم و امنیت، ارتباطات محلی، ارتباطات خانوادگی و دوستانه، تحمل گوناگونی، عمل متقابل، تعهد سیاسی و رفاه ذهنی می­باشد. از نظر گروتارت، نارایان، جونز و وول­کُک[11] (2004) نیز طیف شش بُعدی سرمایه­ی اجتماعی شامل گروه­ها و شبکه­ها، اعتماد و انسجام، عمل جمعی و همکاری، اطلاعات و ارتباطات، همبستگی اجتماعی، توانمندسازی و عمل سیاسی می­باشد. استن[12] (2001) نیز سرمایه­ی اجتماعی را متشکل از دو بُعد کیفیت (هنجار) و ساختار (شبکه) روابط اجتماعی می‌داند که بُعد ساختاری در رابطه با ساختارها و فرایندهای مدیریتی و بُعد کیفیت در رابطه با پدیده­هایی نظیر ارزش ها، نگرش ها، تعهدات، مشارکت و اعتماد موجود می باشد.

با وجود تحقیقات متعدد پیرامون سرمایه­ی اجتماعی و ابعاد سازنده­ی آن، این موضوع همچنان به عنوان یک موضوع مورد اختلاف به شمار می­آید و هر کس از منظری بدان نگاه کرده است (جدول شماره­ی 2). اما آنچه بر آن اتفاق وجود دارد آن است که هنجارها و شبکه­های اجتماعی عناصر اصلی این سرمایه محسوب می­شوند و اعتماد نیز بخشی از آن یا حداقل جانشینی نزدیک برای آن محسوب می‌شود. لذا در توضیح ابعاد فوق می­توان هنجارهای اجتماعی را قواعد رسمی شکل­دهنده به رفتار در شرایط مختلف و اعتماد را سطح اطمینان افراد به یکدیگر دانست. شبکه­ی اجتماعی را نیز گروهی از درون پیوسته متشکل از افرادی دانست که دارای نسبتی با یکدیگر بوده که ضمن برخورداری از هنجارهای اجتماعی خاص خود، دارای سطوح تعهد متقابلی به یکدیگر نیز می­باشند. بدین­ترتیب، سرمایه­ی اجتماعی با پدید آوردن چارچوب‌ها و قالب­های رفتاری معین و تعریف شده­ای همچون اجبار، انتظار، اعتماد، هنجار، ضمانت اجرایی مؤثر، روابط اقتدار و سازمان اجتماعی هم شبکه­ی روابط اجتماعی بین کنشگران را مستحکم می­کند و هم با تسهیل رفتار کنشگران در این شبکه، تحقق اهداف آنان را ممکن می­سازد (کلمن، 1990).

 

 

جدول شماره­ی 2: ابعاد سرمایه­ی اجتماعی

ارائه دهنده ابعاد
بانک جهانی[13] (1998) عضویت در گروه­های غیر­رسمی و شبکه­ها، خونگرمی و خوش­مشربی، مشارکت در اجتماع و پیوندهای همسایگی، پیوندهای خانوادگی، اعتماد و هنجارهای انصاف و برابری، جرم و امنیت، بهداشت روانی و پرداختن به امور سیاسی.
فلورا [14](1999) اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی متقابل، گروه­های اجتماعی، احساس هویت جمعی و گروهی، احساس وجود تصویری مشترک از آینده، کار گروهی در یک سیستم اجتماعی.
بریانت و نوریس[15] (2002) مشارکت اجتماعی، تعهد اجتماعی و التزام، میزان توانمندی (کنترل و خودکارایی)، احساس عضویت در اجتماع، شبکه­های اجتماعی، حمایت اجتماعی و کنش متقابل اجتماعی، اعتماد، عمل متقابل و همبستگی اجتماعی.
هارپر[16]  (2002) مشارکت اجتماعی (شبکه­ها)، شبکه­های اجتماعی و حمایت اجتماعی (شبکه­ها)، عمل متقابل و اعتماد (هنجارها و ارزش‌های مشترک)؛ مشارکت مدنی (همکاری)؛ جنبه­های منطقه­ی محلی ‌(هنجارها و ارزش­های مشترک).
فلپ[17]  (2002) حجم شبکه یعنی تعداد افراد موجود در شبکه، منابع موجود در شبکه، میزان دسترسی به­این منابع.
اداره آمار استرالیا

(2004)

الف) کیفیت شبکه­ها شامل 1) هنجارها یعنی اعتماد و معامله به مثل، احساس اثربخشی، همکاری و پذیرش تنوع. 2) هدف مشترک یعنی مشارکت اجتماعی، مشارکت مدنی، حمایت از اجتماع، دوستی و مشارکت اقتصادی.

ب) ساختار شبکه­ها شامل سایز شبکه، فراوانی شبکه، تراکم و انعطاف، جا به جایی و عدم ثبات و روابط قدرت.

ج) مبادله­های شبکه­ای شامل 1)  حمایت مشترک یعنی حمایت مالی، عاطفی و تشویق، انسجام در اجتماع و کنش مشترک. 2) دانش و اطلاعات مشترک. 3) مذاکره. 4) استفاده از ضمانت اجرا.

د) انواع شبکه­ها شامل 1) پیوند دهنده 2) متصل کننده 3) ربط دهنده 4) انزوا.

نوریس[18] (2005) مشارکت اجتماعی، شبکه­های اجتماعی و حمایت، مشارکت مدنی، اعتماد و عمل متقابل.

 

با نظر به مطالب یاد شده، در مجموع می­توان گفت، سرمایه­ی اجتماعی دارای سه بُعد کلی شبکه­ی اجتماعی، هنجار اجتماعی و اعتماد اجتماعی است که هر کدام از این ابعاد نیز مشتمل بر عوامل و شاخص­های زیرمجموعه­ی خود می­باشند. به نحوی که در تعامل سیستمی با یکدیگر، منظومه­ای را تشکیل می­دهند که ضمن اثرگذاری بر کیفیت سرمایه­ی اجتماعی، متأثر از آن نیز می­باشند (ترک­زاده و محترم، زیرچاپ). با این وجود، نگاه به سرمایه­ی اجتماعی و ابعاد و عناصر سازنده­ی آن و همچنین توسعه­ی آن در سیستم، بر حسب دیدگاه­ها و رویکردهای صاحبنظران و مدیران و مسئولان آموزشی متفاوت خواهد بود. لذا در ادامه با بیان دیدگاه­ها و رویکردهای موجود پیرامون سرمایه­ی اجتماعی، به اساتید، مدیران و مسئولان آموزشی کمک خواهد شد تا با شناخت این دیدگاه­ها و رویکردها، علاوه بر پی بردن به دیدگاه خود پیرامون سرمایه­ اجتماعی، در صورت لزوم به تغییر و توسعه­ی رویکرد یا دیگاه خود نیز بپردازند.

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ دیدگاه­هایی پیرامون  سرمایه­ی اجتماعی

 

فولی و ادواردز[19] (1999)، با معرفی بوردیو، کلمن و پوتنام به عنوان سه شاخه­ی به نسبت متمایز در پژوهش­های مربوط به سرمایه­ی اجتماعی ضمن این­که از آنها به عنوان نظریه­پردازان کلاسیک سرمایه­ی اجتماعی یاد می‌کنند (فیلد[20]، 2003). با تأکید بر دیدگاه آنها، عمده­ترین تعاریف پیرامون سرمایه­ی اجتماعی را به آنها نسبت می­دهند و اظهار می­دارند در حالی­که بوردیو به سرمایه­ی اجتماعی به عنوان ابزار تمایز اجتماعی نگاه می­کند، کلمن و پوتنام از آن به عنوان ابزار پیوند اجتماعی یاد­ می­کنند. البته با وجود تمایز در دیدگاه آنها، هر سه نفر سرمایه‏ی اجتماعی را مشتمل بر ارتباط­های فردی و کنش­های متقابل بین­فردی، همراه با مجموعه‌های مشترکی از ارزش­ها می­دانند که در رابطه با تعاملات بین افراد می­باشد (نوغانی و اصغرپور، 1387). لازم به ذکر است که در ادامه به منظور بیان تفاوت­های موجود بین رویکردهای کلاسیک سرمایه­ی اجتماعی، توضیح مختصری از آنها ارائه می­شود.

بوردیو (1987) با تعریف سرمایه­ی اجتماعی به عنوان “مجموعه­ای از منابع واقعی و مجازی که از طریق برخورداری از شبکه­های پایا و کم و بیش نهادینه­ شده­ی روابط دو جانبه، برای یک فرد یا گروه انباشته می­شود” آن را مشتمل بر دو بُعد شبکه­ی اجتماعی و جامعه­پذیری می­داند و اظهار می­دارد که بهره­برداری از منافع شخصی حاصل از این روابط ـ به عنوان پایه­ی انسجام گروهی ـ منوط به آگاهی، شناخت و عمل به هنجارها و الگوهای روابط بین­فردی می­باشد (شجاعی باغینی، 1387؛ پوپ[21]، 2003).

کلمن (1988) نیز با عطف به تعریف بوردیو، سرمایه­ی اجتماعی را بخشی از ساختار اجتماعی می­داند که به کنش­گر اجازه می­دهد تا با استفاده از آن به منافع خود دست یابد. بنابراین، به نظر او سرمایه­ی اجتماعی با کارکردش تعریف می­شود (شجاعی باغینی، 1387؛ سلطانی و جمالی، 1387؛ آگراوال[22]، 2006). یعنی سرمایه­ی اجتماعی علاوه ­بر اینکه به عنوان یک دارایی منحصر به فرد از یک ساخت اجتماعی به تسهیل فعالیت­های شخصی و گروهی افراد کمک می­نماید؛ دستیابی به اهداف و منافع مُعیّنی ـ مانند انتظارات و تعهدات دو جانبه، اعتماد و بده­بستان و تثبیت هنجارها و ارزش­ها در روابط اجتماعی ـ که در نبود آن قابل دستیابی نمی­باشند را امکانپذیر می­سازد (سلطانی و جمالی، 1387؛ آگراوال، 2006).

کلمن (1990) با بیان ویژگی­هایی برای سرمایه­ی اجتماعی، ضمن بیان اهمیت آن در کنار سایر سرمایه­ها در پیشرفت و بهبود زندگی، به تمایز آن با سایر سرمایه­ها نیز اشاره می­کند:

1-    سرمایه­ی اجتماعی به راحتی مبادله نمی­شود.

2-    سرمایه­ی اجتماعی دارایی شخصی هیچ فردی نیست.

3-    سرمایه­ی اجتماعی نتیجه­ی فرعی سایر فعالیت­هاست.

4-    سرمایه­ی اجتماعی در صورت استفاده­ی بیشتر نه تنها مستهلک نمی­شود، بلکه افزایش نیز می­یابد و به توسعه­ی زیستی و بهبود زندگی روحی و روانی انسان­ها کمک می­کند.

 

علاوه بر تعاریف فوق، پوتنام (1993) نیز با به­کارگیری مفهوم سرمایه­ی اجتماعی در سطحی فراتر از سطح فردی، آن را شامل خصوصیاتی از سازمان­های اجتماعی همچون شبکه­ها، هنجارها و اعتماد می­داند که باعث تسهیل همکاری و هماهنگی دو جانبه بین افراد می­گردد. لذا از منظر وی سرمایه­ی اجتماعی یک دارایی جمعی و یک کالای عمومی در گروه­های اجتماعی محسوب می­شود که از طریق ایجاد منافعی همچون اعتماد، بده‌بستان و تعهدات ناشی از آن به تسهیل تعاملات و مشارکت بین افراد و گروه­ها منجر می­شود (شجاعی باغینی، 1387؛ پوتنام، 2000).

در بسیاری از تحقیقات بر این نکته تأکید شده است که گرچه هر سه نظریه­پرداز مذکور، تعاریف متنوعی از سرمایه­ی اجتماعی ارائه کرده­اند اما تحقیقات زیادی به این نتیجه رسیده­اند که این دیدگاه­های متغیر پیرامون سرمایه­ی اجتماعی جدای از هم نیستند. بلکه به دلیل برخی تفاوت­ها مکمل یکدیگرند (بانک­جهانی، 1998؛ وال، فراز و چِریِر[23]، 1998؛ استن، 2001). لذا در ادامه شباهت­ها و تفاوت­های دیدگاه هر سه نظریه­پرداز ذکر شده است (جدول شماره­ی 3).

 

جدول شماره­ی 3: شباهت­ها و تفاوت­های میان دیدگاه بوردیو، کلمن و پوتنام پیرامون سرمایه­ی اجتماعی

نظریه پردازان تفاوت شباهت
بوردیو سرمایه­ی اجتماعی یک دارایی­ فرهنگی و اجتماعی است. سرمایه­ی اجتماعی منبعی برای فعالیت­های جمعی است.
کلمن سرمایه­ی اجتماعی بعدی از ساختار اجتماعی است.
پوتنام سرمایه­ی اجتماعی یک دارایی جمعی است.
بوردیو سرمایه­ی اجتماعی در کلاس درس شکل می­گیرد. سرمایه­ی اجتماعی در اجتماعات شکل می‌گیرد و با گذر زمان انباشت می­شود.
کلمن سرمایه­ی اجتماعی در خانواده و سازمان شکل می­گیرد.
پوتنام سرمایه­ی اجتماعی در سطوح منطقه­ای شکل می­گیرد.
بوردیو مقیاس سرمایه­ی اجتماعی پیشرفت تحصیلی است. سرمایه­ی اجتماعی مبتنی بر هدف و دارای نقش مهمی در کمک به اشخاص و گروه­ها جهت نیل به مطلوبیت­هاست.
کلمن مقیاس سرمایه­ی اجتماعی قدرت شخص است.
پوتنام مقیاس سرمایه­ی اجتماعی توسعه و بهبود موفقیت ملی است.
بوردیو سرمایه­ی اجتماعی نوعی کنترل اجتماعی برای محروم­سازی برخی افراد است. سرمایه­ی اجتماعی وسیله­ی کنترل اجتماعی است.
کلمن سرمایه­ی اجتماعی راهی برای هنجارسازی و ایجاد معیارهایی برای تشخیص امنیت و عملکردهای صحیح و بدون نقص است.
پوتنام سرمایه­ی اجتماعی راهی برای هنجارسازی و ایجاد معیارهایی برای تشخیص امنیت و عملکردهای صحیح و بدون نقص است.

    مطالب جدول فوق با استفاده از منابع ذیل تدوین شده است: شجاعی باغینی، 1397؛ وال و همکاران، 1998؛ آگراوال، 2006.

 

مطابق با جدول شماره­ی 3، از دیدگاه هر سه نظریه­پرداز، سرمایه­ی اجتماعی منبعی برای فعالیت­های جمعی به شمار می­آید. با این وجود، در حالی­که از نظر بوردیو، سرمایه­ی اجتماعی یک دارایی فرهنگی و اجتماعی است، کلمن از آن به عنوان بُعدی از ساختار اجتماعی و پوتنام از آن به عنوان یک دارایی اجتماعی جهت نیل به یک جامعه­ی دموکراتیک یاد می­کند (شجاعی باغینی، 1387). همچنین، در حالی­که پیرامون این نکته که سرمایه­ی اجتماعی شکل­گرفته در اجتماعات با گذشت زمان انباشته می­شود بین این سه تن اتفاق نظر وجود دارد، دیدگاه­های آنها پیرامون اندازه­ی اجتماعی که سرمایه­ی اجتماعی در آن اتفاق می­افتد متفاوت است. علت چنین تفاوت دیدگاهی می­تواند این باشد که بوردیو پیرامون سرمایه­ی اجتماعی کلاس درس، کلمن پیرامون سرمایه­ی اجتماعی خانواده و سازمان­ و پوتنام نیز پیرامون سطوح منطقه­ای سرمایه­ی اجتماعی بحث کرده­اند (وال و همکاران، 1998). مطابق با مطالب مذکور در جدول فوق، با وجودی­که در هر سه دیدگاه، سرمایه‌ی اجتماعی مبتنی بر هدف و دارای نقش مهمی در کمک به اشخاص و گروه­ها جهت نیل به مطلوبیت‌ها در نظر گرفته می­شود. چون بوردیو مقیاس سرمایه­ی اجتماعی را قدرت شخصی، کلمن پیشرفت تحصیلی و توسعه­ی انسانی و پوتنام توسعه و بهبود موفقیت ملی ذکر می­کنند، دیدگاه آنها تا حدودی از یکدیگر متمایز می­شود (آگراوال، 2006). در نهایت اینکه، در حالی­که سه دیدگاه فوق، سرمایه­ی اجتماعی را به عنوان کنترل اجتماعی در نظر می­گیرند، بوردیو سرمایه­ی اجتماعی را نوعی کنترل اجتماعی برای محروم­سازی برخی افراد و کلمن و پوتنام، سرمایه­ی اجتماعی را به عنوان راهی برای هنجارسازی و ایجاد معیارهایی در جامعه برای تشخیص امنیت و عملکردهای صحیح و بدون نقص در نظر می­گیرند (وال و همکاران، 1998).

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 4 ـ رویکردهایی پیرامون سرمایه­ی اجتماعی

 

در خصوص سرمایه­ی اجتماعی و ارتباط آن با توسعه­ی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چهار رویکرد متفاوت به شرح زیر وجود دارد (شجاعی باغینی، 1387؛ ملک محمدی و رفسنجانی نژاد، 1389):

1-    رویکرد اجتماع­گرا[24]

2-    رویکرد شبکه­ای[25]

3-    رویکرد نهادی[26]

4-    رویکرد هم­افزا[27]

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 4 ـ 1 ـ رویکرد اجتماع­گرا

 

پیروان این رویکرد، سرمایه­ی اجتماعی را همان سازمان­های محلی نظیر باشگاه­ها، انجمن­ها و گروه­های مدنی می­دانند و با تأکید بر تعداد و تراکم این گروه­ها در یک اجتماع، بر این باورند که نه تنها سرمایه­ی اجتماعی ذاتاً خوب می­باشد بلکه گسترش آن در یک اجتماع نیز تأثیر مثبتی بر رفاه اجتماعی افراد خواهد گذاشت. با این وجود، پیروان این دیدگاه در تحلیل­شان از اجتماع، نقطه ضعف مهم آن را نادیده می­گیرند، مثلاً در مواردی که اجتماعات یا شبکه­ها به صورت منزوی می­باشند یا در راستای اهداف متعارضی تلاش می­کنند سرمایه­ی اجتماعی سازنده به سرمایه­ی اجتماعی منحرف یا کژکارکرد[28] تبدیل می­گردد و توسعه را با چالش رو­برو می­کند.

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 4 ـ 2 ـ رویکرد شبکه­ای

 

این رویکرد به عنوان دومین رویکرد پیرامون سرمایه­ی اجتماعی محسوب می­شود که تلاش می­کند به بیان نقاط قوت و ضعف بحث سرمایه­ی اجتماعی بپردازد. پیروان این رویکرد با تأکید بر اهمیت انجمن­های افقی و عمودی بین افراد و روابط درون و بین واحدهای سازمان­یافته نظیر گروه­های اجتماعی، بیان می­کنند که وجود پیوندهای اجتماعی درون گروهی به ایجاد احساسی از هویت و هدف مشترک در بین افراد خواهد انجامید (استن و همکاران، 1999).

لازم به ذکر است، این رویکرد دارای دو ویژگی شاخص به شرح ذیل است: اولاً از نظر آنها سرمایه‌ی اجتماعی شمشیری دو لبه است یعنی ضمن اینکه می­تواند به ارائه­ی خدمات ارزشمندی به اعضای یک گروه یا اجتماع بپردازد، ممکن است منجر به پیامدهای منفی نیز شود. مثلاً ممکن است وفاداری افراد به یک گروه آنقدر زیاد باشد که آنها را از کسب اطلاعات جدید و تلاش جدی جهت پیشرفت باز دارد.

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 4 ـ 3 ـ رویکرد  نهادی

 

از منظر پیروان رویکرد پیرامون نهادی به سرمایه­ی اجتماعی، قابلیت­های گروهای اجتماعی برای اقدام در جهت منفعت جمعی­، بر پایه­ی کیفیت نهادهای رسمی­ای که آنها را در خود جای داده­اند، تعیین می­شود. لذا از منظر آنها در حالی­که شبکه­های اجتماعی و جامعه­ی مدنی عمدتاً محصول بستر سیاسی، حقوقی و نهادی موجود می­باشند، عملکرد آنها نیز تابعی از انسجام داخلی، اعتبار، شایستگی و پاسخگو بودن آنها در قبال گروه است (شجاعی­باغینی، 1387).

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 4 ـ 4 ـ رویکرد هم­افزا

 

این رویکرد تلاش دارد تا آنچه که از رویکرد­های شبکه­ای و نهادی حاصل شده است را تلفیق نماید. لذا از نظر پیروان این رویکرد، سه وظیفه­ی اصلی پژوهشگران و سیاستگذاران عبارت است از: شناختن ماهیت و میزان روابط اجتماعی، نهادهای رسمی و تعامل بین آنها؛ بسط راهبردهای نهادی بر پایه­ی فهم روابط اجتماعی به ویژه میزان سرمایه­ی اجتماعی وحدت­زا در جامعه یا اجتماع محلی و در نهایت تشخیص شیوه­ها و ابزارهایی که از طریق آنها پیامدهای مثبت یا منفی اجتماعی چون همکاری گسترده، اعتماد و کارایی نهادی، فرقه­گرایی، انزواطلبی و فساد اجتماعی پدید می­آید (شجاعی­باغینی، 1387).

لازم به ذکر است، با وجود تحقیقات متعدد پیرامون سرمایه­ی اجتماعی و ابعاد سازنده­ی آن، این موضوع همچنان به عنوان یک موضوع مورد اختلاف به شمار می­آید و هر کس از منظر و رویکردی بدان نگریسته است. با این جود، بر اساس مطالعات انجام شده پیرامون سرمایه­ی اجتماعی و با اتخاذ رویکردی سیستمی پیرامون این مفهوم، علاوه بر اینکه امکان شناسایی و احصاء ابعاد و عوامل تشکیل­دهنده­ی سرمایه­ی اجتماعی برای محققان، صاحبنظران و مسئولان آموزشی فراهم می­گردد، در درک، تبیین و پیش­بینی جامع این مفهوم نیز به آنها یاری می‏رساند.

 

2 ـ 1 ـ 2 ـ 5 ـ سطوح سرمایه­ی اجتماعی

 

پیرامون سطوح سرمایه­ی اجتماعی میان صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد. به عنوان نمونه از نظر گروهی از محققان، سرمایه­ی اجتماعی قابل تفکیک به سه سطح خرد، میانی و کلان می­باشد که در ادامه به توضیح مختصری پیرامون هریک پرداخته شده است (شجاعی باغینی، 1387):

1 ) سطح خرد (فردی)

سرمایه­ی اجتماعی فردی بیانگر مجموعه­ای از منابع می­باشد که اعضای شبکه‌ی فردی از طریق برقراری رابطه با دیگران بدان دست می­یابند و قابل تفکیک به دو بُعد شناختی و ساختاری می­باشد. در توضیح این دو بُعد می­توان گفت بر خلاف سرمایه اجتماعی ساختاری که بسیار محسوس و قابل لمس است و به اشکال مختلف سازمان­های اجتماعی شامل نقش­ها، قواعد و رویه­های معمول سازمانی می­پردازد؛ سرمایه­ی اجتماعی شناختی، مفهومی انتزاعی است که بیانگر ابعاد غیر ملموس، نگرش­ها و هنجارهای رفتاری، ارزش­ها، اعتماد و تعاملات می­باشد (گروتر و باستلار[29] ، 2001). علاوه بر تقسیم­بندی مذکور از سرمایه­ی اجتماعی فردی، از منظر فلپ (2002) نیز سرمایه­ی اجتماعی مشتمل بر سه بُعد به شرح ذیل می­باشد:

  1. حجم شبکه (تعداد افراد موجود در شبکه)
  2. منابع موجود در شبکه
  3. میزان دسترسی به این منابع

2) سطح میانی (جمعی)

بر خلاف سرمایه­ی اجتماعی فردی که افراد به آن به عنوان ابزاری جهت نیل به خواسته­های خود نگاه می­کنند (بوردیو، اریکسون و لین[30]، 1999) در سرمایه­ی اجتماعی جمعی، سرمایه به عنوان امری دانسته می‌شود که به طور جمعی تولید می­شود و کل اجتماع از آن بهره­مند می­شوند. به عبارتی از این نظر سرمایه­ی اجتماعی دارای یک نفع جمعی است که در قالب هنجارهایی مانند اعتماد تجلی می­یابد. در این رابطه پوتنام (2000) با تعیین دو بُعد ساختاری (شبکه­های اجتماعی) و فرهنگی (هنجار اجتماعی)، پیوندهای بین افراد (شبکه های اجتماعی) و هنجارهای اعتماد و معامله به مثل را که از این پیوندها ناشی می‌شود را سرمایه­ی اجتماعی می­نامد.

 

3) سطح کلان (نهادی)

مطابق با این سطح، یک شبکه­ی خاص سرمایه­ی اجتماعی در درون یک سیستم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کلان­تری قرار دارد که ضمن شکل­دهی به ساختارهای اجتماعی آن شبکه، توسعه­دهنده­ی هنجارهای اجتماعی آن نیز می­باشند. لذا توجه به آن در تحلیل و توسعه­ی سرمایه­ی اجتماعی یک سیستم حائز اهمیت است.

از منظر گروه دیگری از محققان سطوح سرمایه­ی اجتماعی قابل تفکیک به سطوح سه‏گانه­ای به شرح زیر است ( شجاعی باغینی، 1387؛ کمیسیون بهره­وری استرالیا، 2003):

الف) سطح پیوندی[31] (محکم­کننده)

این سطح از سرمایه­ی اجتماعی، به روابط بین گروه­های نسبتاً همگن ( مانند یک گروه مذهبی، قومی و …) اشاره دارد که به­دلیل عدم پیوستگی با سایر سازمان­ها و تقویت پیوندهای اجتماعی درون­گروهی جنبه­ی انحصاری به خود می­گیرد.

ب) سطح پل­زننده[32]

این سطح از سرمایه­ی اجتماعی نیز به فعالیت­های فراگیری اشاره دارد که مشتمل بر افراد متعددی با خاستگاه­های متفاوت (گروه­های ناهمگن) می­باشد که به خاطر یک هدف مشترک با یکدیگر کار می­کنند.

ج) سطح ارتباطی[33] (پیونددهنده)

در این سطح از سرمایه­ی اجتماعی نیز به روابط افراد و گروه­ها به صورت افقی و عمودی اشاره می­شود که امکان دستیابی به شأن و قدرت اجتماعی را از طریق برقراری رابطه با گروه­های مختلف اجتماعی فراهم می­آورد.

نظر به آنچه گفته شد، می­توان گفت، سرمایه­ی اجتماعی مفهومی چندبعدی و متشکل از ابعاد و عناصر متعددی است که هم بر پیوندها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان یک منبع با ارزش می­نگرد و هم از طریق ویژگی­هایی چون هنجار و اعتماد اجتماعی به تسهیل همکاری و هماهنگی دو جانبه بین افراد یاری می­رساند. بنابراین توسعه­ی سرمایه­ی اجتماعی علاوه بر اینکه به انسجام درونی سازمان­ها از جمله دانشگاه­ها کمک می­کند، به بهبود عملکرد اعضا و در نتیجه بهبود وجه­ی بیرونی دانشگاه نیز یاری خواهد رساند. لذا شایسته­ی توجه و توسعه است.

[1] -Baker

[2] -Sampson

[3] -Warren, Thompson & Saegert

[4] -Gittell & Thompson

[5] -Horizental association

[6] -Lin

[7]– Ston & Heuse

[8] -Generalized realm

[9]– Institutional realm

[10] -Narayan & Cassidy

[11]  -Grootaert, Narayan, Jones & Woolcock

[12]  -Ston

[13] -The Woed Bank

[14] -Flora

[15] -Bryant & Norris

[16] -Harper

[17] -Flap

[18] -Noris

[19]  -Foley & Edvards

[20]  -Field

[21]  -Pope

[22] -Agrawal

[23]– Wall; Ferrazz & Schreyer

[24]  -Communitarian

[25]  -Network

[26]  -Institutional

[27]  -Synergy

[28]  -Perversed

[29]–  Grootaert & Bastelar

[30]–  Ericsson & Lin

[31]  -Bonding

[32]  -Bridging

[33]  -Linking

  نظریه­های مربوط به خودناتوان­سازی