متن کامل پایان نامه فدیه

لکن اگر اسیری عاجز از راه رفتن باشد و مرکبی هم برای حمل وی نباشد و از آزاد کردن وی هراس باشد که وی به دشمن بپیوندد ، وی جایز است و چه بسا حکم قتلش واجب باشد و این حکم به خاطر مراعات حفظ نظام از خطرات حاصل از الحاق وی به دشمن میباشد که عبارتند از:داد ن روحیه به دشمن ، یاری آنان در جنگ با مسلمین و یا افشای اسرار مسلمین می باشد.
علی بن جعفر از نزدیکترین روایات از برادرش(ع) نقل کرده است:درباره مردی از ایشان پرسیدم که،برده مشرکی را در حالی که در بلاد مشرکین بود خرید ، پس بنده گفت از راه رفتن عاجزم در حالی که مرد از الحاق آن بندخ به مشرکین هراس داشت .آیا قتل وی جایز است؟ گفت هنگامی که از وی ترسید پس او را کشتند. و مثل این روایات که دال بر جواز قتل است. همین حکم در باره اسیری و است، که عاجز از راه رفتن نباشد، بلکه خودش اهمال میکند و سستی می ورزد .

3.3.3-رعایت بهداشت و طب
یکی دیگر از مهمترین خدمات مورد نیاز اسیر رعایت بهداشت و مداوای اسرا می باشد .بایستی بارداشتگاه اسیر تمیز و پاکیزه باشد و همچنین در وسائل مورد استفاده اسرا بهداشت رعایت شود وامّا در روایات به پاکیزگی غذا و غذاخوری اسرا تأکید شده است. همانطور که امام علی (ع) در مورد قاتلشان به امام حسن (ع) فرمودند: از هر آنچه می خورید به او بخورانید ،از آنچه می نوشید به او بنوشانید و محیط غذا خوری و غذای او را پاکیزه نگه دارید. می توان از مقتضیات احسان و مرافقه با اسیر معالجه و مداوا کردن او را دانست. علی (ع) به مداوای جراحت خوارج اقدام می نمودند ، به صورتی که 40مجروح از آنها را به کوفه فرستاد و به مداوای آنها امر کرد . سپس فرمودند : آنها را به هر شهری خواستید بفرستید.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3.3.4- حق آزادی اسیر
در نزد شیعه به اسارت گرفتن وآزاد کردن با منّ{منّ :منت گذاردن بر اسیر و آزاد نمودن اوست}وفداء{گرفتن مبلغ قابل ملاحظه ای بوده که پس از خاتمه جنگ می گرفتند واسرا را در مقابل ان ازاد می کردند.}جایز نمی باشد، مگر بعداز پیروزی مسلمین ، شکست خوردن وکشتن گروه کفار جنگجو،به طوری که خط تجمع وهجوم مجددآنان،وجود نداشته باشد. در باب آزادی اسرا می توان به آیه ای که حکم اسیران را به کامل ترین وجه بیان می کند اشاره نمود:”فإذا لَقیتُم ألّذین کفروا فضرب الرِّقابِ حتّی إذآأثخنتموُهم فشدّوا الوِثاقَ فَإمّا منّاً بعدُ و فداءًحتّی تضع الحرب أوزارَها …”یعنی “هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبرو شدید ،گردنهایشان را بزنید و همچنان ادامه دهیدتا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید.در این هنگام اسیران را محکم بندید ،سپس یا بر آنها منت گذارید(و آزادشان کنید)یا در برابر آزادی آنها فدیه (عوض)بگیرید و این وضع همچنان ادامه یابد تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد.”بنابراین ،براساس نص صریح قرآن، حکم اسیران جنگی فقط آزادی است ،یا آزادی یک طرفه (منّ)،یا به وسیله عوض (مبادله با سربازان مسلمان اسیر شده ،در دست دشمن یا مال) است. همچنین می توان به برخی از احادیث در این باب استناد کرد ؛ از جمله روایتی از امام چهارم [سجاد (ع)] که فرموده اند: “فکاکَ الاسیرِالمسلم لازمٌ علی اهلِ الأرضِ التّی قاتلُ علَیها ” آزادی اسیر مسلمان براهل زمین که در آن جنگ می کند لازم است، بلکه نسبت به اسیران غیر مسلمان نیز نظر مساعد دارد.و از امام صادق (ع)نیز روایت شده است :” إذا وَضَعَتِ الحربُ أوزارَها وأثخُن اهلها فکلّ أسیر اُخذِ علی تِلکَ الحال فِکانَ فی ایِدیهم والامام فیه با لخیارِ إنِ شاءَ منّ علیهم فارسلهم و….. هنگامی که کارزار به پایان آمد و مردان جنگ از کارزار بازماندند، هراسیری که در این حال دستگیر شده ؛ ودر اختیار مسلمین قرار گیرد ،امام در مورد او مختار است اگر خواست منت بگذارد و آزاد کند و… . از امیر المؤمنان(ع) نیز نقل است : پس از سفارش به هزینه کردن مال برای اموری چون نیکی به خویشاوند، پذیرایی از میهمان ، آزاد سازی اسیر و گرفتار کمک در راه مانده فرمود : توفیق به دست یابی به این خصایل، مکارم دنیا و شرف آخرت است . در باب شفاعت برای آزادی اسیر از رسول(ص) برترین صدقه زبان چیست؟فرمود ند :شفاعت وساطت برای آزادی اسیر و پیشگیری از خونریزی می باشد.
2.3.4.1-آزادی با منّ(منت): با منّ یا منت به معنای انعام کردن و نیکی کردن، بر شخصی می باشد . آزادی با منّّ یعنی آزادی بی قید و شرط ، بدون غرامت وفدیه یکی از راههای رهایی اسیراست . همانطور ذکر شد ؛ در آیه 4 سوره محمّد (ص) [فشدّوا الوِثاقَ فَإمّا منّاً بعدُ و فداءً] به آن اشاره شده است. در سیره ائمهمعصوم (ع) نیز این نوع رفتار با اسیر کم نبود،به عنوان نمونه :
1 – در جنگ حنین، بعد از تقسیم اسرا بین رزمندگان و نمایندگان ،”هوازن ” به خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و تقاضای لطف و منت کردند . آن حضرت فرمودند : من مدتی منتظر شما ماندم و گمان نمودم دیگر نخواهید آمد، لذا غنایم تقسیم شدو سهم اشخاص معلوم گردید . سپس عده ای دیگر از هوازن شرفیاب شده و تقاضا را تکرار کردند ، رسول خدا (ص) فرمودند : آنچه سهم من و فرزندانم عبدالمطلب قرار گرفته، از آن شما خواهد بود ، و از مردم نیز چنین درخواستی خواهم کرد . به هر حال هنگام نماز ظهر این کار انجام شد ،و با موافقت انصار و مهاجرین ، تمام اسرای جنگ حنین آزاد شدند .
2 -در فتح مکه که پس از 21 سال شرارت و شکنجه و جنگ علیه مسلمین رخ داد. با وجود آنکه همگی در حکم اسیر جنگی بودند و باید طبق نظام آنروز کشته یا برده می شدند ،با یک جمله “لاتثریب علیکم الیوم … إذهبوا و انتم الطلقاء…”همه را آزاد کردند.
3-رسول (ص) سیران قبیله بنی سعد را به خاطر کارهایی که حلیمه [دایه ایشان]انجام داده بود آزاد کرد وسبب این آزادی “شیما “خواهر رضاعی رسول (ص) همه اسرایی که ححدود6000نفر کرد.
در باب منت قابل ذکر است که فقط باید یک بار صورت گیرد چنانچه فردی را یک بار بار بامنت آزاد کنیم و مجددا به جنگ بیاید دیگر نمی توان او را آزاد کرد.
-رسول (ص) در روز بدر از میان اسیران به “أبوعزّه” که شاعر بود ، امان داد؛ و او را آزاد کرد. او گفت: من پنج دختردارم که چیزی ندارند. ای محمد؛ به خاطر ایشان بر من تطف و رحمت بفرمای .من با تو پیمان می بندم که هرگزبه جنگ تو نیایم ومردم را بر ضد تو جمع . رسول{ص} او را آزاد نمود .وی در مدح آن حضرت مدحی سرود، اما هنگامی که قریش برای جنگ احد بیرون آمدند، صفوان بنی امیه پیش ابوعزّه آمده و گفت : تو مردی شاعر و زبان آوری با زبان خود ما را یاری ده. ابوعزّه گفت : من با محمّد، عهد بسته ام که به جنگ او نروم وکسی را علیه او جمع نکنم او تنها بر من منت نهاده و بدون فدیه آزادم کرده است.صفوان متعهد شد، که اگر ابوعزّه کشته شود،دختران او را همراه دختران خود، نگهداری کند و اگر زنده بماند،مال فراوانی به او بدهدکه تمام شدنی نباشد.أبوعزّه،صفوان را پذیرفت و در سرزمین تهامه به راه افتادو بااشعاری که می گفت؛ قبایل “بنی کنانه”رابه جنگ بامسلمانان فرامی خواندواز پیشرفت اسلام برحذر میداشت.سپس همراه قریش به جنگ آمد واتفاقاًدر “حمراءالأسد” اسیر شد وجز اوکسی ازقریش رااسیر نکردند .چون بار دیگر تقاضای عفوواغماض کرد رسول(ص)فرمودند : عهد وپیمانی که بامن کردی چه شد ؟ به خدا سو گند دیگرنخواهی توانست که درمکه دست به گونه های خود بکشی و بگویی من دو مرتبه، محمد را فریب دادم، سپس به عاصم بن ثابت دستور داد،تا گردنش رابزند.
3.3.4.2- آزادی با فدیه
مبحث فدیه؛دومین مطلبی که در آیه 4 از سوره محمد (ص) به آن اشاره شده است. این دستور قرآن نیز یک دستور کامل عادی و طبیعی است و در همه جا و هر زمان و در هر مکتب دینی و حتی امروز هم متداول است معمولا پس از کشور مغلوب و متجاوز غرامت جنگی گرفته می شود. درست است که شاید غرامت های امروزی را در برابر آزادی اسیران قرار نمی دهند ولی به هر حال گرفتن غرامت پس از جنگ در کنار آزادی اسیران جزء موارد صلح نامه هاست. فدیه در لغت : فدیه از “فَدَی” به معنای سربها(آنچه از مال آزاد شود.)داد و آزاد کرد.و نیز به معنای غرامت می باشد. فدیه دراصطلاح،عوضی است که؛در مقابل آزادی اسیر دادهمی شود.عوض ممکن است پول، کالا،خدمت،مبادله با اسرای خودی یا همکاری در امور جنگی باشد. آیه شریفه شامل همه این انواع می شودودرجنگ های صدراسلام آزادی اسرا درمقابل فدیه با انواع مختلف آن اتفاق افتاده که به موارد آن به تفکیک با ذکر نمونه اشاره می کنیم:
فدیه مالی : بیشترین تعداد از میان هفتاد نفر اسیر قریش با پرداخت سربهاآزاد شدند و مبلغ آن نسبت به موقعیت و ثروت اشخاص متفاوت از چهار هزار درهم تا یک هزار درهم می بود. در سریّه عبدالله بن حجش دو نفراز قریش به نامهای عثمان بن عبدالله و حکم بن کیسان ،اسیر شدند. قریش برای آزادی آنها فدیه فرستادند،ولی چون دو نفر از مسلمین که در سریّه شرکت کرده بودند، هنوز باز نگشته بودندو احتمال دستگیری آنها به دست قریش می رفت. رسول خدا(ص)نپذیزفت . چون آن دو بازگشتند حضرت پذیرفتندوآن دو راآزاد کردند. امّا حکم بن قیاس اسلام آورد،درمحضر پیامبر(ص) ماند،تادر ماجرای بئر معونه به شهادت رسید.
در روایتی دیگر آمده است: فدیه بیشترى براى آزاد کردن اسیر خود فرستاد و هر که کمتر داشت کمتر. از جمله کسانى که براى آزادى اسیر خود فدیه فرستاد زینب دختر رسول خدا (ص) و همسر ابى العاص بن ربیع بود که براى آزاد شدن شوهرش قلاده‏هاى خود را فرستاد و این قلاده‏ها جزو جهیزیه‏اى بود که مادرش خدیجه کبرى (ع) به او داده بود، و از طرفى ابو العاص خواهرزاده خدیجه بود، لذا وقتى چشم رسول خدا (ص) به آن قلاده‏ها افتاد فرمود: خدا رحمت کند خدیجه را این قلاده‏ها را او به عنوان جهیزیه به زینب داده بود، آن گاه دستور داد ابو العاص را آزاد کردند به شرطى که همسرش زینب را نزد آن حضرت بفرستد و با آمدنش به نزد آن جناب مخالفت نکند، ابو العاص عهد بست که چنین کند و به عهد خود وفا کرد.
روایت شده که پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به عبّاس فرمود: از طرف دو فرزند برادرانت عقیل بن ابى طالب و نوفل بن حرث فدیه بده. عباس گفت: آیا مى‏خواهى مرا چنان فقیر کنى که در باقیمانده عمر دست را پیش طایفه قریش دراز کنم؟ پیامبر فرمود: پس طلایى که به همسرت امّ الفضل دادى و گفتى: اگر براى من پیشامدى روى داد، این مال براى تو و فضل و عبد اللَّه و قثم باشد کجاست؟ عباس گفت: چه کسى این خبر را به تو داده؟ پیامبر فرمود: پروردگارم به من خبر داده است. عباس گفت: شهادت مى‏دهم که تو در دعوت خود راستگویى و خدایى جز خداى یکتا نیست و تو بنده و رسول اویى به خدا سوگند من در تاریکى شب طلا را به امّ الفضل دادم و هیچ کس جز خداوند از آن آگاه نبوده است. من درباره پیامبرى تو در شک و تردید بودم امّا اکنون که مرا از این امر آگاه کردى شکّى در آن ندارم (پس از این واقعه) عباس مى‏گفت: خداوند بهتر از آن را به من داد اکنون من بیست بنده دارم که کمترین آنها بیست هزار درهم ارزش دارد و خداوند زمزم را نیز به من بخشید که همه اموال مردم مکه را با آن عوض نمى‏کنم و انتظار آمرزش پروردگارم را دارم.
خدمت: همچنان که پرداخت مالی،به عنوان سربها موجب آزادی اسیر می گردد.انجام کار و خدمتی که به اسیر محول می شود نیز می تواند سربها تلّقی شده و سبب آزادی او شود. در جنگ بدر تعدادی از مشرکین اسیر شده در مقابل سوادآموزی به چند نفر از فرزندان انصار آزاد شدند. اسرای بدر70 نفر بودند،پس همه آنها رارسول اکرم(ص) بدون فدیه وجمعاًبه شرط اینکه هر نفر 10جوان مسلمان را نوشتن یاد دهند آزاد کردو از تعدادی فدیه هر یک نفر 4000 گرفت.مگر دو مرد که آنها را کشتند.
ج- همکاری: مواردی در تاریخ صدراسلام به چشم می خورد که اسیر به دلیل همکاری با نیروهای اسلام آزاد شده است. از جمله در سریّه علی بن ابی طالب (ع) به سوی بنی سعد که از این قرار می باشد: جاسوسی از آنان به دست مسلمانان ،اسیر شد و به ناچار اعتراف کرد که جاسوس بنی سعد است ؛ از او در باره محل بنی سعد و چارپایان آنها پرسیدند. به او گفتند: اگر همکاری کند ، در امان خواهد بود . او مسلمین را به محل رمه شتران و گوسفندان آنان راهنما یی کرد و در نتیجه اموال آنان به غنیمت مسلمین در آمد . در این هنگام اسیر درخواست کرد که اورا آزاد کنند، لیکن مسلمین بیان کردند، تا از تعقیب دشمن آسوده نشوند ،رهایش نمی کنند. بنی سعد از طریق چوپانها از حم له مسلمین مطلع شدند و متفرق گشتند ، لذا اسیر گفت: آنان متفرق شده اند پس چرا مرا نگه داشته اید؟امیرالمؤمنین (ع) فرمودند :هنوز به لشکرگاه نرسیده ایم و وقتی سربازان اسلام به لشکرگاه بنی سعد دست یافتند، او را رها کردند.
مورد دیگر سریّه “عکّاشه بن محصِن” است؛ که پیامبر (ص) او را همراه چهل مرد به سوی “غَمر”فرستادند . دشمن از آمدن مسلمانان با خبر شده گریختند، اما دیده بانی از آنان که شب تا صبح بیدار و در آن زمان خفته بود،در خواب دستگیر شد و چون با مسلمین همکاری کرد. او را امان داده سپس آزاد کردند.
د- مبادله اسرا: یکی دیگر از اقسام «فداء»، مبادله اسیر با اسیر می باشد که نه تنها انسانی تر و پسندیده ترین ر اهها است بلکه کاری است که معمولاً در مواردلزوم وضروری امکان پذیر است:اولاًَ: دشمن نیز از طرف مقابل اسیرانی داشته باشد و ثانیاً حاضر به مبادله اسیر باشد تا به مقتضای اهمیت اسیری،تعدادی از اسیران طرف مقابل را آزاد سازد. عمر و پسر ابوسفیان در بدر اسیر شدند، ابوسفیان فدیه ای برای آزادی فرزندش نپرداخت و گفت بگذارید تا وقتی که می خواهند او را نگه دارند. در این اوان سعد بن نعمان که از قبیله بنی عمروبن عوف بود، برای ادای مناسک عمره عازم مکّه شد. قریش از پیش متعهد شده بودند که متعرض زائرین خانه خدا نشوند ، امّا ابوسفیان قانون شکنی کرد و سعد بن نعمان را به جای فرزندش به گروگان گرفت.قبیله بنی عمروبن عوف از رسول خدا(ص) درخواست کردند که فرزند ابوسفیان را به ایشان واگذار تا با آزاد کردن او زمینه آزدی سعدبن نعمان فراهم کنند. رسول خدا (ص) نیز پذیرفتند و در نتیجه سعد بن نعمان آزاد شد. همچنین قبیله ثقیف دو نفر از مسلمین را اسیر گرفته بود. رسول خدا (ص) آن دو نفر را با اسیری که در اختیار مسلمانان بود مبادله کردند. لازم به ذکر است در اسلام علاوه برفراهم کردن آزادی اسیر با منّ و فداء[هر کدام از مصادیق فدیه ] ؛گاهی با بهانه های کوچک نیز کافی است ، تا اسباب آزادی اسیر را فراهم کند به عنو ان مثال :

دیدگاهتان را بنویسید