متن کامل پایان نامه سبایا

حکم نکاح زوجین در اسارت دو حالت دارد: 1_چنانچه زوج بالغ باشد و به تنهایی اسیر شود ،نکاحفسخ نمیشود ،مادامی که امام حکم وی را صادر کند.پس اگر امام حکم به بردگی زوجدهد، نکاح فسخ میشود؛ زیرا ملکیت جدید موجب انفساخ میشود . وچنانچه امام آزادی با من وفدیه را انتخاب کند، نکاح باطل نمی شود.
2_ اگر زوجه یا زوجی که کودک می باشد و به سن بلوغ نرسیده است به تنهایی اسیر شوند در این صورت عقد فسخ میشود زیرا نفس اسارت به خاطر وقوع بردگی بر کودکو زن ،موجب فسخ نکاح است . و همچنین می توان در این حکم به قول خداوند اشاره کرد:” وَ اَلْمُحْصَناتُ مِنَ اَلنِّساءِ إِلاّ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ “و منظور این است که مگر آنان که دینشان را با اسارت و بردگی مالک شدید . از ابن عباس روایت شده از رسول اکرم (ص) در باب زنان اسیر شده از اوطاس فرمودند: «لا توطأ حامل حتى تضع حملها، و لا غیر حامل حتى تحیض حیضه» یعنی “با آنان جماع نکنید ،اگر باردار است وضع حمل نماید، و اگر باردار نیست به قدر یک حیض بگذرد.” و این عبارت در فسخ نکاح سابق زنان ظهور دارد.
3_اگر زوجین با هم اسیر شوند؛ حکم آنان همان فسخ است. حکم انفساخ به دلیل تغییر ملکیت در ملک زن است ،که به سبب اسارت واقع میشود .
حالت 4_ اگر دو زوج برده باهماسیر شوند عقد فسخ نمیشود.
قابل ذکر است ؛نکاح زنان در باب حقوق سبایا به تفصیل می آید.
2.3.8 – _احترام به صاحب منصبان
افرادی که به اسارت در می آیند، همه دارای یک موقعیت و شأن اجتماعی نیستند بلکه از مراتب مختلفی برخوردارند ، از این رو بایستی نحوه برخورد با اسیر با شخصیت اجتماعی وی در جامعه اش مناسب باشد، به طوری که اگر مراعات نشود حقی از او ضایع شده و از کرامتش کاسته می گردد و زحمت و زجری است بر او. مراعات این حق در واقع نوعی احسان و ارفاق است که پیشوایان معصوم ما به آن سفارش کرده اند :رسول اکرم (ص) در این مورد می فرمایند:” إذا أتاکم کریم قوم فأکرموه و إن خالفکم”«یعنی اگر فردی که دارای شأن و منزلت در قوم خویش است ، نزد شما آید او را اکرام کنید اگرچه دشمن باشد .» یا اینکه فرموده اند :”أکرموا کریم کل قوم “،«بزرگ هر قومی را بزرگ و محترم دارید.» ، در جایی دیگر رسول (ص) گفتند: به عزیز قومی که خوار شده و به غنی ای که که فقیر شده است برای تسکین غضبشان رحم کنید. حضرت رسول (ص) تأکید داشتند؛ با دختران پادشاهان معامله ای که با دختران رعیت می کنید، انجام ندهید.و در سیره رسول (ص) و امیر مؤمنان (ع) در موارد متعددی به همین حکم عمل شده است، که با کریمان برخوردی شایسته و در خور موقعیت ایشان داشتند ، ایشان چنین احترامی را از مصادیق احسان و نیکی می دانند که به آن امر کرده اند . و امور زیر را از موارد اکرام می دانند :2.3.8.1_عدم بیع آنها : حضرت علی (ع) عمر را از اینکه دختران یزگرد سوم را بفروشد ،نهی فرمود و علت آن را اینگونه بیان کرد که دختران شاهان در بازارآها فروخته نمی شوند. سپس آنان را مخیر کرد تا با هر کسی که بخواهند ازدواج کنند و این بر اساس حدیثی است که بیان می دارد : “لا یجوز بیع بنات الملوک و إن کن کافرات” یعنی«فروش دختران شاهان اگرچه کافرباشند ، جایز یا در جایی دیگر امام علی (ع) با دختران پادشاهان معامله دختران رعیت را نکنید ،همچنین بهتر است در انتخاب همسر مختار گذارده شوند.3.3.8.2_آزاد کردن آنها :
همانطور که در روایات تاریخی آمده است :خلیفه دوم با ایرانیان میانه خوبی نداشت ؛لذا وقتی که اسیران پارس (ایرانی) را به مدینه آوردند ،عمر تصمیم گرفت زنها را بخرد و مردان را برده عرب گرداند و افراد مریض و ناتوان و پیر وفرتوت را در طواف خانه کعبه بر گردن آنها سوار کرده تا طواف کند (برای تحقیر شخصیت ایرانیان ) . در این میان حضرت علی (ع) بیان داشت : خود و بنی هاشم را در راه خدا می بخشم. انصار و مهاجرین نیز همین گونه رفتار کردند و عمر از اجرای نیت خود ناکام ماند.
در روایت تاریخی دیگر آمده است:از ابی هریره روایت شده که گفت هنگامی که: لشکری از طرف رسول (ص) به جایی می رفت و سر راه خود مردی از بنی حنیفه را که نمی شناختند به اسارت گرفتند و چون او را به نزد رسول اکرم (ص) آوردند حضرت گفتند هیچ می دانید چه شخصی را به اسارت گرفته اید؟ این مرد ثمامه بن اثال حنفی است با او به نیکی رفتار کنید سپس به خانه رفت و دستور داد غذایی که در خانه داشتند برای ثمامه فرستاد و نیز امر کرد که شتر شیرده آن حضرت را هر صبح و شام به نزد او ببرند تا هر چه می خواهد از شیر آن دوشیده و بیاشامد، ولی تمام محبت های آن حضرت به وی اثر نکرد و هر چه آن حضرت به وی می فرمود: مسلمان شو! او در پاسخ می گفت: ای محمد، از این سخنان دست بردار، اگر مرا بکشی مرد محترمی را کشته ای و اگر فدیه می پذیری هر چه می خواهی بگو تا بپردازم. مدتی به همین منوال گذشت، تا اینکه روزی رسول(ص) او را آزاد کرد. ثمامه به بقیع رفت و در آنجاخود را شستشو داده و به نزد رسول خدا(ص) بازگشت و به دست ایشان مسلمان شد .
3.3.8.3_در ازدواج کرن با کسی که با او مایلند. و هم کفوشان باشد آزادند.
در این باب آمده است: همانا خلید عامل و کارگذار علی (ع) در خراسان بود وی تعدادی زن اسیر را که از او امان خواستند ، به سوی علی (ع) فرستاد . علی (ع) از او سؤال کردند گفتند:آیا ازدواج میکنید گفتند نه مگر با پسرانتان ازدواج کنیم پس ما کسی را هم کفو خود نمیدانیم علی (ع ) در پاسخ به ایشان گفتند:بروید هر جا که میخواهید پس نرسا از حضرت خواست که آن زن را به او بدهند و گفت: من از خویشان آنهایم .
3.4–حقوق سبایا
همانطورکه در ابتدای این گفتار بیان شد اسرا دو دسته اند: یا مردان جنگی و یا زنان و کودکان و دیوانگان می باشند.در فقه اسلامی از دسته اول ؛ با عنوان اسیران جنگی و از دسته دوم با عنوان سبایا نام برده شده است . ما در آغاز به حقوق اسرای جنگی پرداختیم و اینک به حقوق سبایا می پردازیم. سبایا ؛علاوه بر، داشتن حقوقی که برای (مردان جنگی )بیان کردیم، حقوق دیگری نیز دارند که اسلام از روی عطوفت ومهربانی برای ایشان در نظر گرفته است .
3.4.1-امنیت جانی و یا تأمین حیات :

زنان ، کودکان و دیوانگان کفاری که به اسارت در می آیند چه در حال جنگ اسیر شده باشند و چه بعداز آن کشته نمی شوند. از رسول اکرم (ص) نقل شده است که؛ایشان از کشتن زنان و فرزندان نهی می فرمودند، و وقتی آنها را اسیر می کردند آنان رابه بردگی می گرفتند. هرچند زنان نیز همراه مردان کارزار کنند ،شوهرانشان را یاری دهند و حتی مردان خویش را نیز امساک کنند ، کشتنشان روا نیست مگر اینکه ضرورت اقتضا کند. با ا ین حال در دو جا کشتن زن اسیر جایز است . 1-زنی از کفار، مسلمانی را در جنگ کشته باشد و وقتی به اسارت در آید، کشتن او به عنوان قصاص جایز است. چنان که در ماجرای بنی قریظه زنی به همین دلیل قصاص و کشته شد . 2:اگر زن اسیری برای کشتن مسلمانی تلاش کند، در این صورت نیز کشتن او که عنوان دفاع از خود راپیدا کند، جایز است . در مواردی از کتب تاریخ وحدیث نقل شده که چون رسول (ص) زن مقتولی را ملاحظه کردند، اعتراض نمودند. ولی وقتی معلوم گشت که آن زن قصد توطئه وکشتن مسلمانی را داشته است، پیامبر سکوت کردند وچیزی نفرمودند .
3.4.2 – رعایت حق روحی و عاطفی زنان
اسلام علاوه بر حفظ جان اسیر مراعات در عاطفه اسرا تأکید دارد و از وارد کردن خدشه به احساسات و عواطف آنها نهی کرده اند. به ویژه در باب زنان اسیر که علاوه بر حسن برخورد باآنان حتی در برابر آلام وتأثـرات روحی ،حمایتشان می کند. از جمله مسائلی که در باب زنان بایستی رعایت کرد می توان به رعایت امور زیـر تأکید کرد.3.4.2.1-جدا نکردن مادر از فرزند: از روایاتمتعدد ونیز از سیره رسول(ص)استفاده می شود که؛ جدا کردن فرزند شیر خواره از مادرش ؛که هر دو اسیر شده باشند ، در صورتی که به حیات کودک اسیر آسیبی رساند، جایز نیست .لذا اگر فروخته شوند، باید هر دو با هم به فروش برسند و اگر در اختیار فرد یا خانواده ای قرارداده شودند، باید هر دو باهم باشند. مگر در دو جا که جاییز می باشد :اول در جایی که فرزند بزرگ شده باشد و نیازی به مادر نداشته باشد ، و دیگر در جایی که مادرو طفل رضایت بر جدایی داشته باشند،هر چند اگر این رضایت وجود داشته باشد، بازهم جدا کردن آنان کراهت دارد ؛ زیرا طفل ضرر می کند و ممکن است مادر پشیمانشود،این حکم در بیع هم جاری می باشد .درباب مادر بزرگ فرزند و دایه طفل صغیر، نیز همین حکم مادر را صادق است . در روایات آمده است:
از عمران بن حصین آمده است که گفت: رسول اکرم (ص) فرموده اند : کسی که جدایی افکند ملعون است.
همچنین از أبی موسی روایت شده است : لعنت کردرسول خدا(ص) کسی را که بین مادر و فرزندانش وبین خواهر وبرادرش جدایی اندازد.
ابو ایوب انصاری ؛ از رسول خدا نقل می کند ،که فرمودند :”من فَرّقَ بَین والدهٍ وولدها فَرَّق الله بینه وبین احَبّهفی الجنّه” هر کسی که میان مادر و فرزندش جدایی می افکند ،خداوند متعال در روز قیامت بین او وعزیزانش جداییمیاندازد .
در اینجامی توانیم به سیره أئمه معصومین نیز استناد کنیم:

در تاریخ آمده است: هنگامی که سبایا رابه رسول (ص)عرضه می کردند؛ ایشان ، آنان را به صف می نمودند و به آنها نظر می کردند . اگر زنی را گریان می یافتند، از او در باره علت آن سئوال می کردند؟ اگر زن می گفت: پسرم یا دخترم فروخته شده است، پس بچه را می یافتند و به او باز می گرداندند.
همچنینآمده است :”ابو اُسید ساعدی” تعدادی سبی را به حضور رسول اکرم(ص) آورد.پیامبر (ص)در آن حین مشـاهده کردند؛ که زنی از میان ایشان گریه میکند. به او فرمودند :برای چه گریه می کنی؟گفت :پسرم در میان”قبیله بنی حبس”به فروش رفت آن حضرت خطاب به ابو اُسید فرمودند: سوار بر مرکبی می شوی وآن پسر را می آوری، همچنان که فروخته ای. ابواُسید به دنبال پسر وی رفت و او را به آن زن برگرداند .
و از إبن أبی بصیر نقل شـده است که؛به أبی عبدالله (ع) گفتم :درباره کنیز کوچکی که آیا می توان مردی اورا بخرد پس ایشان فرمودند :اگر از پدرش بی نیاز باشد،شکی در آن نیست .
قابل ذکر است که می توان فرزند را پس از رسیدن به سن بلوغ آزاد نمود . همانطور که در روایتی از عباده بن الصامت از نبی اکرم (ص) نقل شده است:”بین مادر و فرزندش نباید جدایی افکند . پرسیده شد : تا کی؟ ایشان فرمودند:تا اینکه پسر بالغ شود و دختربه سن حیض برسد.” 3.4.2.2- ممنوعیت جدایی افکندن بین دو برادر یا دو خواهر(خویشان) :علاوه بر آنکه جدایی بین مادر و فرزند حرام است ؛ جدایی کسانیکه با طفل وابستگی عاطفی دارند، مثل پدرومادر وخواهر وبرادربه خاطر عموم ادله وعدم تخصیص به مادر ممنوع است.. لذا هر گاه در شـرایطی ؛خانواده ای به طور دسته جمعی دستگیر شوند، اعضای این خانواده نبایداز یک دیگر جدا باشند . در باب جدایی خویشان از همدیگر می توانیم به احادیث زیر اشاره کنیم:
از موثق سماعه روایت شده است که؛ از امام صادق (ع) سوال کردم که ؛ آیا می شود بین دو برادر مملوک (برده) ونیز بین زن وفرزندش تفرقهانداخت؟ فرمودند : خیر این کار حرام است مگر این که خودشان بخواهند.
در صحیح ابن سنان از امام صادق (ع) آمده است: از وی سؤال شد؛ درباره مردی که، غلامی و کنیزی را که برای او خواهر یا برادرو یا مادر و پدری است، از شهری به شهرهای دیگر خرید و فروش می کند؟ ایشان فرمودند :نباید او را به سوی شهری دیگر خارج کند، هر چند آن شهر کوچک باشد. همچنین طفلی را که برای او مادری است نباید بخرند مگر اینکه خود مادر و فرزند راضی باشند.
ازعلی (ع )نقل شده است که؛ رسول اکرم (ص)،مرا برای فروش دو غلام که با هم دو برادر بودند، مامور کرد. من نیز آن دو را جداجدا فروختم ، واین مسئله را برای ایشان بیان کردم. رسول (ص) فرمودند :آن دو را دریاب وبازگردان ونفروش، مگر باهم باشند، وبین آن ها را جدایی نیندازد. 3.4.2.3 عطوفت بر سبایا در اسلام بایستی نهایت عطوفت و رأفت را با سبایای اسیر رعایت کرد، و نباید اجازه داد به روحیه و احساسات آنان خدشه و آسیبی وارد گردد. حتی اگر آنان در جنگ با مردان همراهی کنند . لذا رعایت رحم و مروت با سبایا از حقوق واجب آنان است. در سنت نبوی (ص) نیز، نمونه های زیادی از رأفت ایشان با سبایا دیده می شود . به عنوان نمونه میتوان عطوفت ایشان در نبرد معروف خیبر را شاهد مثال براین امر دانست.قضیه نبرد خیبرنیز از این قرار است : هنگامی که محاصره دژخیبر با پیروزی مسلمین به پایان رسید ،دو زن یهودی به دست بلال به اسارت رفتند. بلال که آن دو را به مرکز فرماندهی می برد ناچار از میدان نبرد عبورشان داد .چون چشم زنان به اجساد بستگانشان افتاد، متاثر شدند یکی از آن دو فریادی درد آلود بر آورد وشیون سرداد. همین که رسول (ص) از جریان خیبر خبر یافت ، دانست که تأثر زن اسیر از مشاهده کشتگان وبر اثر سهل انگاری بلال بوده است. ایشان کاربلال را سخت نکوهش کـرد وزبان به سرزنش وی گشود که؛ مگر رحم از دلت رخت بر بسته که این دو زن رااز کنار جسد مردانشان عبور می دهی؟
3.4.3- مراعات شأن کریمه سبایا

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همانطور که صاحب منصبان در میان مردان جنگی شایسته احترام می باشند ؛ زنان و کودکانی هم که ،متعلق به خانواده های شرافتمند هستند، محترم می باشند ، و نباید با آنان همچون زنان رعایا برخورد کرد . در اسلام علاوه بر تأکید به حفظ شأن سبایا از تحقیر کردن آنان نهی شده است،لذا بایستی از اعمالی که موجبات تحقیر را به وجود می آورد پرهیز کرد.به عنوان نمونه نبایستی آنان را در بازارها به فروش رساند و یا آنان را در ازدواج با کسانی که ،تمایلی بر آنان ندارند مجبور کرد. بنابراین آنان می توانند به دلخواه ازدواج کنند . در نهایت بایستی دانست که زنان و کودکان کریم به عنوان غنیمت بین رزمندگان تقسیم نمی شوند. در سیر تاریخ نیز می توان به تأکیدات معصومین بر احترام به سبایا اشاره کرد:
در تاریخ اسلام آمده است:هنگامی که ؛عمر خواست دختران یزد گرد را معرض فروش بگذار د ،حضرت امیرالمؤمنین (ع)مانع شدند و فرمودند : دختران پادشاهان در بازار در معرض فروش قرار نمی گیرند، سپس آنها را در ازدواج به دلخواه خودشان مخیر ساخت ،و از رسول اکرم (ص)نقل کردند؛ هر وقت کریمه قومی به خدمت ایشان می رسید ،که ولی نداشت ،لیکن خواستگار داشت . دستور می دادند که به او بگویند: آیا به ازدواج رضایت داری ؟ اگر حیا می کرد وساکت می شد، این سکوت را اجازه تلقی کرده و دستور ازدواج ایشان را می دادند. و اگر می گفت : نه اورا مجبور

دیدگاهتان را بنویسید