مباحث نظری کانون کنترل سلامت

– ویژگی‌های محیط‌های تاب آور

حسن شاهی (1390) در این محیط‌ها باورهای مثبت وجود دارد و شناسایی نقاط مثبت در راس کار قرار دارد.  حمایت‌های بی چشمداشت، چالش طلبی حمایت گرانه، فرصت‌هایی برای رقابت اجتماعی و حل مسئله، فرصت‌هایی برای مشارکت و مسئولیت دهی، باورمندی و اعتقاد و ایمنی، شنیدن و درک کردن از جمله ویژگی‌های محیط‌های به وجود آورنده تاب آوری است، این محیط‌ها می‌تواند خانواده، مدرسه و اجتماع باشد شاید بتوان سه ویژگی را برای آنها در نظر گرفت:

الف- انتظارات مثبت،  به طوری که نقاط مثبت را شناسایی می‌کند انگیزه بوجود می‌آورد و راهکارهای ساختارمند ارائه می‌دهد.

ب- پیوند مهربانانه، به گونه‌ای که اعتماد و ایمان به وجود می‌آورد، به گفتن، شنیدن و درک کردن می پردازد و حمایت می‌کند.

ج- ایجاد فرصت برای رقابت‌های سالم اجتماعی، مسئولیت دهی و پذیرش فرد بدون قید و شرط (نیل[1]، 2006).

 

2-1-3- مباحث نظری کانون کنترل سلامت

2-1-3-1- منبع کنترل

مفهوم منبع کنترل که نخستین بار به وسیله راتر مطرح شد در مطالعات مربوط به انگیزیش به گونه‌ای فزاینده‌ای اهمیت نظری و عملی به دست آورده است.  نظریه یادگیری اجتماعی که مفهوم منبع کنترل از آن مایه می‌گیرد عبارت است از این که شخص در برابر یک موفقیت با انتظاراتی روبرو می‌شود که نتایج احتمالی رفتارهای ممکن او را در بر می‌گیرد.  این انتظارات مبتنی بر تجارب گذشته فرد هستند.  بنابر نظریه راتر احتمال رفتاری معین به گونه‌ای قانونمند با توجه به انتظارات فرد نسبت به نتایج آن رفتار فرق می‌کند.

کنترل یعنی توان هدایت یا اعمال قدرت یا بازداری رفتار خود یا دیگران.  احساس کنترل داشتن احساس مطلوبی است که در بهداشت روانی فرد نقش مهمی‌بازی می‌کند حتی اگر این احساس توهمی‌بیش نباشد (کریمی، 1374).

محققان در مورد توانایی فرد در کنترل محیط از دیدگاه‌های مختلف و تحت عناوین گوناگون سخن گفته‌اند مانند رقابت، شایستگی، تفوق طلبی، درماندگی و نومیدی همه به نوعی در توصیف اینکه فرد تا چه درجه‌ای قادر است حوادث و رویدادهای مهم زندگی خود را کنترل کند به کار رفته است از دیدگاه روانشناسان واژه کنترل دارای دو معنای عمومی است:

الف) کنترل تجربی که نوعی متدولوژی علمی است و در محدوده تجربیات علمی عمل می‌کند.

ب) کنترل به عنوان یک متغیر رفتاری یا به طور روشن تر توانایی تاثیرگذاشتن و دستکاری محیط در نظر گرفته می‌شود (پودات، 1375).

به طور کلی مقصود از کنترل درونی این است که شخص رویدادهای خاص را از رفتار یا ویژگی‌های نسبتاً پایدار خود می‌داند از سوی دیگر کنترل بیرونی این است که شخص نوعی تقویت منفی یا مثبت را که به دنبال رفتار خاصی آمده معلول رفتار خود ندانسته، بلکه آن را نتیجه تصادف و اتفاق و شانس تلقی می‌کند.  یا آن را به نفوذ افراد قدرتمند نسبت می‌دهد و با پیش کشیدن عوامل محیطی امکان پیش‌بینی آن را نفی می‌کند (آناستازی [2]،  1364).  به عبارت دیگر منبع کنترل درونی به این معنا است که تقویت و تنبیه‌هایی که شخص دریافت می‌کند حاصل تلاش و تدابیر شخص هستند.  منبع کنترل بیرونی به این معنا است که تقویت شخص به سبب نیروهای بیرونی ورای کنترل او می‌باشند (صبوری، مقدم، 1376).

کسی نمی‌تواند از یک شخصیت درونی که کاملاً مستقل از محیط است صحبت کند و همچنین نمی‌تواند روی رفتار به عنوان پاسخ خودکار نسبت به مجموعه‌ای عینی از محرک‌های محیطی تکیه کند.  برای فهم رفتار یک فرد ترجیحاً باید هم جنبه‌های فردی (تاریخچه و تجربیات یادگیری اش) و هم جنبه‌ی محیطی (محرک‌هایی که شخص به آنها آگاهی است و پاسخ می‌دهد) را در نظر داشت (مارنس، 2001).

اگر منبع کنترل را بر روی یک پیوستار تصور کنیم در یک طرف پیوستار منبع کنترل درونی‌ها قرار می‌گیرد که معتقدند پیش آمدهایی که با آنها مواجه می‌شوند اساساً از اعمال خودشان نشات می‌گیرد در انتهای دیگر پیوستار بیرونی‌های هستند که معتقدند بیشتر چیزهایی که برایشان اتفاق می افتد نتیجه‌ای از علل خارجی و فراسوی کنترل مستقیم آنها می‌باشد (بارون، 1997).

همچنین کنترل عبارت است از درجه یا میزان اعتقاد فرد به اینکه تقویت‌ها وابسته یا همراه با رفتار او  هستند، به این ترتیب شخصی که احساس می‌کند بر این تقویت‌ها تسلط دارد درون بین تلقی می‌شود.  حال آنکه اگر شخص پیامد رفتار را مستقل از نحوه رفتار یا پاسخ خود را وابسته به شرایط دیگری بداند برون بین نامیده می‌شود.  اصطلاح مرکز، کانون یا هسته کنترل به ادراکی گفته می‌شود که ما از علیت نتایج رفتار خود داریم (بال، 1977).

  ویژگی‌های افراد دارای اخلاق حرفه‌ای

 

2-1-3-2- سرسختی روانشناختی (سخت رویی)

در روند شناسایی عوامل ایجاد کننده تفاوت‌های فردی در واکنش به فشارهای زندگی، کوباسا بیان کردکه سرسختی روان شناختی به عنوان یک ویژگی شخصیتی، رابطه بین استرس و بیماری را تحت تاثیر قرار داده، از عوامل اصلی ایجاد تفاوت‌های فردی در این زمینه است.  از آن زمان به بعد، پژوهش‌های متعدد فرضیه کوباسا را حمایت کرده و نشان داده‌اند که سرسختی روان شناختی به عنوان یک ویژگی شخصیتی رابطه بین استرس و بیماری را تعدیل می‌کند.  کوباسا سرسختی را یک ویژگی شخصیتی می‌داند که در مواجه با حوادث فشار زای زندگی، به عنوان یک منبع مقاومت و سپر محافظ عمل می‌کند.  او با استفاده از نظریه‌های وجودی در شخصیت، سر سختی را ترکیبی از باورها در مورد خویش و جهان تعریف می‌کند که از سه مولفه تعهد، کنترل، و مبارزه جویی تشکیل شده و در عین حال یک ساختار واحد است که از عمل یکپارچه و هماهنگ این سه مولفه مرتبط با هم سرچشمه می‌گیرد (کوباسا[9]، 1979).

تعهد: احساس در آمیختگی با بسیاری از جنبه‌های زندگی مثل خانواده، شغل و روابط بین فردی است.  فرد دارای این احساس، معنا و هدفمندی زندگی، کار و خانواده را دریافته است.

کنترل: اعتقادی است مبنی بر این که رویدادهای زندگی و پیامدهای آن قابل پیش‌بینی و کنترل هستند و می‌توان آنها را تغییر داد.

مبارزه جویی: عبارت است از این باور که تغییر، جنبه‌ای عادی از زندگی است.  و وضعیت‌های مثبت یا منفی که به سازگاری مجدد نیاز دارند، فرصتی برای رشد و یادگیری بیشتر هستند، نه تهدیدی برای امنیت و آسایش فرد (شریفی و همکاران 1384).

به طور کلی سرسختی روانشناختی بر تجربه درونی و دریافت ذهنی انسان تاکید می‌کند.  افراد سر سخت دارای ویژگی‌هایی مثل حس کنجکاوی قابل توجه، تمایل به داشتن تجارب معنی دار، اعتقاد به موثر بودن و ابراز وجود، نیرومندی، توانایی و مقاومت می‌باشند (یوسفی و نبوی حصار، 1383).

بر مبنای یافته‌های به دست آمده در پژوهش‌ها و جنبه‌های نظری سخت رویی ویلیامز (1992) مدل مفهومی، ارتباط سخت رویی و سلامتی را بر مبنای یک دیدگاه روان فیزیولوژیک اجتماعی ارائه کرده‌اند.  براساس این مدل ارزیابی تهدید آمیز رویداد و پاسخ‌های مقابله‌ای بی ثمر (مقابله واپس رونده) عامل افزایش برانگیختگی فیزیولوژیک هستند؛ و برانگیختگی فیزیولوژیک مکرر و یا طولانی نیز به فشار و اختلال در عمل سیستم ایمنی، و در نهایت بیماری منجر می‌شود.  اما سخت رویی پرسش در ارزیابی روی داده‌ها و پاسخ‌های مقابله‌ای از برانگیختگی فیزیولوژیک منفی و آسیب زا جلوگیری می‌کند.

پژوهش‌های مختلف در طول یک دهه و اندی این مدل مفهومی‌را تقریباً تایید کرده‌اند.  اما هنوز نمی‌توان در مورد جایگاه سخت رویی در زمینه استرس، سلامتی و بیماری و به طور کلی یک زندگی کارا و بارور به نتیجه گیری قطعی رسید.  عوامل شخصیتی دیگری وجود دارد که برخی محققان در زمینه سلامت و بیماری به آنها نیز توجه کرده‌اند (قربانی، 1374).

 

2-1-3-3- کانون کنترل

برخی افراد معتقدند تقویت کننده‌ها به اعمال خودشان بستگی دارند در حالی که دیگران باور دارند که تقویت کننده‌های آنها به وسیله دیگران و نیروهای بیرونی کنترل می‌شوند. راتر این مفهوم را منبع کنترل نامید (شولتز و سیدنی الن شولتز، 1388).

 

2-1-3-4- کنترل درونی و بیرونی

افرادی که به صورت شخصیت‌های دارای منبع کنترل درونی مشخص شده‌اند معتقدند تقویتی که دریافت می‌کنند تحت کنترل رفتارها و نگرشهای خود آنها قرار دارد. آنهایی که از شخصیت دارای منبع کنترل بیرونی برخوردارند تصور می‌کنند پاداشهایی را که دریافت می‌دارند دیگران، سرنوشت، یا شانس کنترل می‌کنند. به عبارت دیگر، آنها متقاعد شده‌اند که در رابطه با نیروهای بیرونی ناتوان هستند. به راحتی می‌توان درک کرد که منبع کنترل ما چه تاثیر عظیمی‌بر رفتار ما دارد. افراد دارای منبع کنترل بیرونی، که باور دارند رفتار و نگرش آنها بر تقویت کننده‌هایی که دریافت می‌کنند تاثیری ندارد، برای به خرج دادن تلاش جهت بهبود بخشیدن به شرایط خود، ارزشی قایل نیستند. در مقابل، افراد دارای منبع کنترل درونی معتقدند که شرایط خود را کاملا در اختیار داشته و مطابق با آن رفتار می‌کنند. آنها در مقایسه با افراد دارای منبع کنترل بیرونی در تکالیف آزمایشگاهی در سطح بالاتری عمل می‌کنند. علاوه براین، این افراد کمتر پذیرای تلاشهای دیگران برای تاثیر گذاشتن برآنها هستند، برای مهارتهای خود ارزش زیادی قایل اند و نسبت به نشانه‌های محیطی که برای هدایت کردن رفتار استفاده می‌کنند، هوشیارتر هستند (شولتز و سیدنی الن شولتز، 1388).

 

2-1-3-5- کانون کنترل سلامت

  سهم بالقوه واکنش های دوستان به هیجانهای یکدیگر

کانون کنترل سلامت به باور فرد به این امر که سلامت وی تا چه حد تحت کنترل عوامل درونی (خود) و یا بیرونی (افراد موثر، با نفوذ و اقبال) میباشد.  ساختار اولیه کانون کنترل سلامت از نظریه یادگیری اجتماعی راتر اقتباس شده است و بر این اساس یادگیری در فرد بر پایه تقویتهای گذشته انجام می‌شود و طی آن افراد انتظاراتی خاص و عمومی‌را در خود شکل میدهند.  بدین ترتیب آنهایی که از شخصیت دارای منبع کنترل بیرونی برخوردارند پاداشهایی را که دریافت میدارند دیگران، سرنوشت یا شانس کنترل میکنند.  به عبارت دیگر، آنها متقاعد شده‌اند که در رابطه با نیروهای بیرونی ناتوان هستند (شولتز و شولتز، 1388).

راتر، منبع کنترل را چنین تعریف میکند: «چنانچه فرد پاداشی را به تلاش و رفتار خود نسبت نداده و آن را نتیجه تصادف، شانس، و سرنوشت تلقی کند یا آن را حاصل نیروهای غیر قابل پیش بینی تصور کند، این تفسیر تابع اعتقاد به کنترل بیرونی است.  برعکس، وقتی فرد عقیده داشته باشد که بین ویژگیهای نسبتا ثابت شخصیتی و پاداش رابطه وجود دارد، این تفسیر به کنترل درونی بر میگردد» (خدا پناهی، 1385).  «مفهوم کانون کنترل به این مسئله بستگی دارد که آیا فرد دریافت پاداشی را تحت تاثیر قرار می‌دهد یا نه».  بنابراین عقیده مربوط به کانون کنترل تعیین کننده انتظار موفقیت تلقی میشود و فرد میتواند دستیابی به هدف را صرف نظر از ویژگیهای هدف و تقویت کننده با رفتار خویش تحت تاثیر قرار دهد.  کانون کنترل متغیر مهمی‌در علوم اجتماعی است و انتظارات عمومی افراد در مورد علت پاداشها یا تنبیهات را نشان میدهد.  به عبارت دیگر فرد چه کسی یا چه چیزی را مسئول آنچه برای او رخ داده است میداند (براون، 2000).

کانون کنترل سلامت در واقع درجه اعتقاد فرد به این امر است که سلامت او تحت کنترل عوامل درونی است یا عوامل بیرونی؟ کسانی که کانون کنترل سلامت از نوع بیرونی دارند، به این امر معتقدند که پیامدهای معین و حوادث رخ داده در زندگی آنها بواسطه نیروهایی مانند پزشکان، شانس، سرنوشت و بخت و اقبال تعیین میگردند در عوض افرادی که کانون کنترل سلامت از نوع درونی دارند به این امر معتقدند که پیامدها و حوادث معین در نتیجه رفتار و اعمال خود آنها میباشد و تعیین کننده سلامت آنها بطور مستقیم اعمال و رفتارهای آنان میباشد (والستون، والستون[14] و دولیس، 1978).

کانون کنترل سلامت بعنوان یک متغیر موثر بر توسعه و پیشرفت رفتارهای بهداشتی و ظرفیت درمانی و تبیین مشکلات بهداشتی شناخته میشود.  کانون کنترل سلامت بطور مثبتی با بهترشدن همگام میشود.  در مقابل بیشتر منابع بیرونی کانون کنترل سلامت (بخصوص افراد قدرتمند و با نفوذ و بخت و اقبال) با رفتارهای بهداشتی منفی و وضعیت روانشناختی ضعیف همراه می‌شوند (مالکرن و همیلتون، 2005).  کانون کنترل درونی سلامت باعث احساس کنترل میشود و استرس افراد را کاهش میدهد (بانیارد و گرایسون، 2000).

 

2-1-3-6- احساس کنترل فردی

مردم معمولا دوست دارند به نحوی زمام اختیار رخدادهای زندگیشان را در دست داشته باشند و زمانی که می خواهند مستقیما بر وقایع تاثیر بگذارند، شخصا اقدام کنند.  آنان، برای این کاربه کنترل فردی نیاز دارند یعنی احساس اینکه قادر به تصمیم گیری و اقدام موثر برای رسیدن به نتیجه مطلوب و اجتناب از نتیجه نامطلوب هستند (رادین، 1986).  چندین پژوهش نشان داده است افرادی که از احساس کنترل فردی قوی برخوردارند به هنگام استرس، کمتر فرسوده می‌شوند (الیوت، تریف و استاین، 1986؛ ماتینی و کاپ، 1983؛ مک فارلین، نورمن، استرینر و روی، 1983؛ سالس و مولن، 1981؛ به نقل از سارفینو، 2002).

 

2-1-3-7- انواع کنترل

احساس کنترل فردی، موجب کاهش استرس می‌شود. این مسئله را با در نظر گرفتن فرایند زایمان که واقعه ای استرس زا است، می‌توان شرح داد.  زنانی که دوره‌های آموزشی زایمان طبیعی را می‌گذرانند تعدادی از روش‌های افزایش کنترل فردی در فرایند زایمان را می آموزند.  آنان، همانند سایر افرادی که در موقعیت‌های استرس زا قرار می‌گیرند، می‌توانند با تاثیر گذاری بر این واقعه، موجب کاهش استرسی شوند که تجربه می‌کنند.  انواع کنترل‌ها عبارتند از (آوریل، 1973؛ کوهن، اوانز، استوکلز و کرانتز، 1983؛ میلر، 1979؛ تامپسون، 1981، به نقل از سارافینو1383).

1- کنترل رفتاریشامل توانایی انجام اقدامی عملی به منظور کاهش تاثیر استرس است.  این اقدام ممکن است باعث کاهش شدت یا مدت زمان واقعه شود.  برای مثال، طی زایمان مادر می‌تواند از شیوه‌های تنفسی ویژه برای کاهش درد استفاده کند.

2- کنترل شناختی شامل توانایی استفاده از فرایندها یا راهکارهای فکری به منظور تعدیل تاثیر استرس است.  این راهکارها، اندیشیدن در مورد واقعه به گونه ای متفاوت، یا توجه به فکر یا احساسی خوشایند را شامل می‌شود.  برای مثال، مادر به هنگام زایمان می‌تواند به لحظات شیرینی که کودک به زندگی او می افزاید، بیندیشد یا می‌تواند توجهش را به حرکت بچه، یا تصویری مانند یک روز خوب در کنار ساحل، معطوف سازد.

  مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی

3- کنترل بر تصمیم گیری‌هابه داشتن امکان انتخاب از میان راه‌ها و اقدامات گوناگون، گفته می‌شود.  در فرایند زایمان، پدر و مادر حق انتخاب‌های گوناگونی دارند.  مانند انتخاب میان پزشک یا ماما، زایمان طبیعی یا سزارین، زایمان در بیمارستان یا منزل.  در موقعیت‌های پزشکی دیگر، ممکن است به بیمار در مورد نحوه و زمان درمان، حق انتخاب داده شود.

4- کنترل اطلاعاتی شامل داشتن موقعیت برای کسب اطلاعات در مورد واقعه ای استرس زا است- مانند اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، چرا، و پیامدهای احتمالی آن چیست؟برای مثال، یک زن باردار ممکن است اطلاعاتی در مورد مراحل زایمان، احساسات مادر پس از آن، و روش‌های پزشکی به دست آورد.  کنترل اطلاعاتی، به وسیله افزایش توانایی فرد در پیش بینی وقایع و کسب آمادگی‌های لازم برای مواجهه با آن، و کاهش ترس ناشی از وقایع ناشناخته، موجب کاهش استرس می‌شود.

هر یک از انواع کنترل می‌تواند موجب کاهش استرس شود، اما به نظر می‌رسد که کنترل شناختی بیشترین تاثیر سودمند و پایدار را داشته باشد (کوهن، اوانز، استوکلس و کرانتز، 1986؛ تامپسون، 1981به نقل از سارافینو، 1383).

 

2-1-3-8-  باور فرد در مورد خودش و کنترل

اعتقاد افراد در مورد کنترلی که بر زندگیشان دارند.  متفاوت است.  بعضی از مردم تصور می‌کنند زمام اختیار زندگیشان را در دست دارند و بعضی دیگر چنین باوری ندارند.

کسانی که معتقدند بر توفیق‌ها و شکست‌هایشان مسلطند، کانون کنترل درونی دارند.  به عبارت دیگر، آنان خود را مسئول می‌دانند.  بعضی از افراد، مانند که معتقدند اختیار زندگیشان در دست نیروهای خارجی است.  کانون کنترل بیرونی دارند (فاریس، 1987؛ راتر، 1966، به نقل از سارافینو، 1383).

مسلم است که هر گاه فرض کنیم همه چیز زندگی در اختیار فرد است، واقع بینانه فکر نکرده ایم.  اما میزان قبول مسئولیت، تعیین کننده کانون کنترل است.  جولیان راتر (1966) مقیاس کانون کنترل درونی- بیرونی را به منظور تعیین میزان درونی یا بیرونی بودن کانون کنترل افراد، تدوین کرد.  این مقیاس، شامل رشته ای عبارت‌های دوگانه است مانند:

الف) یک فرد معمولی می‌تواند در تصمیم گیری‌های دولت تاثیر بگذارد.

ب) جهان را شماری اندک از افراد با قدرت اداره می‌کنند.

از میان هر جفت از این عبارت‌های درونی-بیرونی، فرد باید جمله ای را که با آن موافق است، انتخاب کند.  اکثر مردم، در مورد میزان تاثیرشان بر وقایع زندگی خود، افکاری میانه دارند.  یعنی کانون کنترل آنها در میانه طیف به شدت درونی و به شدت بیرونی قرار می‌گیرد.

یکی دیگر از جنبه‌های کنترل فردی که اهمیت دارد کارایی شخصی است یعنی اعتقاد به اینکه می‌توانیم درآنچه می خواهیم انجام دهیم، موفق شویم (بندورا، 1986).  مردم احتمال توفیق یا شکست را براساس مشاهدات قبلی خود از نتایج فعالیت‌هایشان تخمین می زنند.  آنها برای به انجام رسیدن یک عمل، دو مورد را در نظر می‌گیرند:

1- آیا عمل، در صورت صحیح انجام گرفتن، به نتیجه مطلوب منجر خواهد شد؟

2- آیا می‌توانند آن عمل را به نحو مطلوب انجام دهند؟ برای مثال، ممکن است بدانید که در صورت گذراندن یک دوره تخصصی، موفق به کسب مدرک آن دوره خواهید شد.  اگر تخمین شما در مورد موفقیت در آن دوره برابر صفر باشد، احتمال ثبت نام شما کم است.  کسانی که از احساس کارایی قوی برخوردارند در مقایسه با کسانی که احساس کارایی ضعیفی دارند، در موقعیت‌های استرس زا، کمتر دچار فرسودگی جسمی و روانی می‌شوند (بندورا، ریسو آدامز، 1982؛ بندورا و همکاران، 1985؛‌هالاهان و بک، 1984، به نقل از سارافینو، 1383).

 

[1] -Neill

[2] – Anastazy

[3] – Marns

[4] – Baroun

[5] – Kobasa

[6] – commitment

[7] – control

[8] – challenge

[9] – Kubasa

[10] – Williams

[11]- Rutter

[12]- Schultz & Schultz

[13] – Brown

[14] – Walston & Walston

[15]-Malcarren & Hamilton

[16] – Banyard & Grayson

[17]-Elliott

[18] – Trief

[19] – Matheny  & Cupp

[20]-Averill

[21] – behavioral control

[22] – cognitive control

[23]- decisional control

[24] – informational control

[25]- internal locua of control

[26]- I- E Scale

[27]- Self- efficacy

[28]-Reesei