تحقیق رایگان درباره مسیار

ت دائمی با همان ارکان و شرایطی که نکاح دائمی دارد؛ با این تفاوت که زن از برخی حقوق خود مانند نفقه ، مسکن وقسم (نوبت شب) صرف نظر وگذشت می کند وآن را در اختیار شوهر می گذارد که هر وقت برای او میسر شد به او سر بزند ، وگذشت ازحقوق خود از نظر شرعی اشکالی ندارد؛ زیرا همچنان که برای شخص جایز است که از دیگری حقوق خود را مطالبه نماید نیز برای او جایز است که از حقوق خود در گذر کرده معاف نماید ، دکتر احمد الحجی الکردی از علماء معاصر کویت نیز در تاریخ 18 ذی القعده سال 1419 ه.قدر پاسخ به سوال اسامه عمر گفته است: ازدواج مسیار اصطلاح جدیدی است که نسبت داده شده به اسلام که مورد قبول نبوده و تنها نظری که در این خصوص میتوان ارائه کرد به این که تمام شرائط ازدواج کامل از حیث بلوغ و عاقله بودن و حضور شهود در آن دخیل باشد با مهریه معلوم مگر این که طرفین با توافق بعض حقوق را از یگدیگر سلب نمایند چنان چه ام المومنین حضرت سوده بنت زمعه رضی الله عنها از حق شب خود به نفع ام المومنین حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها گذشت ومسلم ودر مورد مهر زنان در قرآن می آید: اگر با رضایت چیزی از مهریه خود را به شما بخشیدند آن را حلال وگوارا مصرف کنید. قال الله تعالی: «فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَرِیئًا» یا می آید «وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ
هم چنین نکاح بدون ذکر مهر وحتی نکاح بدون مهر صحیح می باشد؛ البته در این صورت مهر مثل بر ذمه شوهر لازم می شود. المبسوط: ۵/۵۹ «وعقد النکاح بغیر تسمیه المهر جائز» وفی تبیین الحقائق ۲/۵۳۳ «صَحَ النِکاحِ بِلا ذِکرِ المَهرِ وَ کَذا نَفیَه» وایضا فی شرح فتح القدیر:۳/۲۱۰، وفی مجمع الانهر ۱/۳۴۵ وفی الاحکام الشرعیه فی الاحوال الشخصیه ۱/ماده۱۱وهمین دلایل به طریق اولی بر معاف کردن نفقه نیز صدق می کند. با توجه به تعریفهایی که به آنها مختصرا اشاره شد و مباحثی که در رابطه با نکاح مسیار مطرح است، مشخص میشود که(نکاح مسیار) به حسب ظاهر نکاح دائم است زیرا کلیه شرائط نکاح دائم را مانند ایجاب و قبول ، مهر، اجازه ولی (برمبنای کسانی که آن را شرط میدانند) و حضور دو شاهد عادل (مطابق نظر مذاهب شافعی ، حنفی و حنبلی ) دارد همین که به صورت صحیح واقع شد، روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار میشود. با این تفاوت که با شرط ضمن عقد ، یا اجرای عقد برمبنای تراضی و توافق قبل از عقد و یا بر مبنای عرفی و یا با تعهد اخلاقی ، زن از بسیاری از حقوق خود مانند: حق نفقه ، سکنی ، قسم ، و مبیت میگذرد و ممکن است متقابلا مرد نیز از بعضی از حقوق خود مانند حق تسلط بر زن در رابطه با عدم خروج از منزل و یا عدم اشتغال به کار بی اذن او بگذرد. و یا ممکن است طرفین متقابلا از حق ارث خود نسبت به دیگری گذشت نمایند.
آشنایی بیشتر با صورت های نکاح مسیار و یومیه
1- شخصی برای تجارت یا برای تحصیل به شهر یا کشوری دیگر می رود و برای این که خود را از فعل حرام نجات دهد با زنی در آن شهر به صورت دائم ازدواج می کند و زوجه در نفقه ومبیت به زوج سخت نمی گیرد؛ یعنی: هرگاه این فرد فرصت یافت می توانند باهم باشند .
2-بعضی از بیوه زنان به علت نداشتن مشکل مادی با بخشیدن نفقه و نوبت شب گذاری خود، بامردی ازدواج می کنند تا از حقوق زناشویی بهره مند شده و از منکرات به دور باشند .
3-فرد متاهلی همسری دیگر را به گونه ای اختیار می کند که همسر اول وی با خبر نشود و این عمل را به این خاطر انجام می دهد که زندگی اش با همسر اول دچار مشکل نشود وبر اثر نکاح دوم مشکلات پیدا نشود و ازدواج دوم را از او پنهان نگه می دارد.
در هر سه صورت؛ تمام شرائط و ارکان عقد نکاح شرعی از قبیل گواه، تعیین مهر، ثبوت نسب برای فرزندان از زن و مرد، رضایت طرفین و الفاظی که بر دوام نکاح دلالت کند و….. وجود دارد. ودر بحث ادامه زندگی یا جدائی هم مانند بقیه متاهلّین اند که زندگی زناشوئی را ادامه می دهند واگر از ادامه زندگی منصرف باشند، بوسیله طلاق ؛ زندگی زنا شوئی را قطع می نمایند ومانند متعه، موقت نبوده وخود بخود جدائی واقع نمی شود.
نکاح لیلیات و نهاریات :
نوع دیگری از نکاح تحت عنوان ((نِکاحُ لِلیاتٍ و نَهارِیاتٍ )) یعنی ازدواج روزانه یا شبانه از زمان قدیم در کتابهای فقهی اهل تسنن مطرح بوده و مورد بحث قرار گرفته است . در تعریف آن گفته شده ((هِی الَتِی تَنکِحّ عَلی اَنَها تَاتِی زَوجَها نَهارًا وَ لا تَاتِیهِ لَیلًا اَو بِالعَکسِ))
در این ازدواج زن با شرائطی که ضمن عقد با شوهرش کرده است ، روزها خارج از منزل مشغول کار است و فقط شبها در منزل شوهرش سکونت دارد و به اصطلاح ، همسر شبانه است و یا این که شب ها بیرون از منزل و روزها در منزل همسرش حضور دارد و همسر روزانه میباشد. در مورد جواز این ازدواج اختلاف نظر دارند . جمعی قائل به بطلان و جمعی دیگر قائل به جواز آن شده اند. بنا به نقل مروزی، احمد حنبل گفته است: ((اِن تَزوَجَ النَمارِیاتٍ اَو الِیلِیاتٍ لَیسَ مِن نِکاحِ الاِسلامِ))
جهات اشتراک و افتراق (نکاح دائم ، نکاح مسیار و متعه)
اگرچه نکاح مسیار نوعی نکاح دائم است و میان آنها رابطه عام و خاص حاکم است ، لیکن با تنازلی که در آن از حقوق زوجیت میشود و با شرایط ویژه ای که از حیث نتیجه دارد از جهاتی با نکاح دائم معمولی متمایز است و به مشترکات آن با ازدواج موقت نسبت به نکاح دائم افزوده میشود.
لذا بجهت اشتراک و افتراق آنها اشاره میکنیم .
جهات مشترک
1- عقدی هستند مشتمل بر ایجاب و قبول (مجرد تراضی و معاطات کافی نیست) و تعیین زوج و زوجه و مهر
2- در هر سه عقد باید به الفاظی خاص از قبیل انکحت ، زوجت و متعت باشدنه هر لفظی
3- در هر سه باید زن خالی از موانع شرعی نکاح بوده و باشد و برای عقد صلاحیت داشته باشد
4- احتیاج به شروط عامه از قبیل : بلوغ ، عقل ، اختیار و مانند آنها دارد
5- ماهیت مشترک دارند بعنوان (نکاح و زواج) برآنها صدق میکند و همین که عقد بطور صحت واقع شد ، روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف آنها درمقابل یک دیگر برقرار میشود
6- اولاد ملحق به ملحق به پدر و مادرند و تمام احکام مربوط به ولد از قبیل : محرمیت ، ارث ، نفقه ، حضانت و ولایت به آنها مترتب است . فرزند ملحق به شوهر است اگر چه عزل کرده باشد
7- بعقیده بسیاری اذن ولی در عقد باکره لازم است . بعضی هم آن را لازم نمیدانند و نیز بر اساس نظریه مذاهب شافعی ، حنفی ، حنبلی حضور شهود در زمان اجرای عقد از شرائط صحت عقد است . از این لحاظ نیز فرقی بین این سه نکاح وجود ندارد .
8- با فسخ نکاح ، طلاق (بذل یا پایان مدت در ازدواج موقت) در صورت وقوع واقعه و نیز وطی به شبهه ، زن باید عده نگه دارد. البته مدت عده در ازدواج موقت کوتاه تر از عده نکاح دائم و مسیارمیباشد . درصورت عدم مواقعه و هم چنین یائسه بودن زن ، عده نیست ولی عده وفات در هر مورد باید رعایت شود .
9- در صورتی که معلوم شود عقد نکاح باطل بوده و نزدیکی اتفاق نیفتاده زن حق مهر ندارد و اگر نزدیکی اتفاق افتاده باشد و زن در حال وطی ، جاهل به فساد عقد بوده و زن مستحق مهرالمثل است
10- حرمت ازدواج با زن مشرک .
11- منتشر شدن حرمت به سبب دامادی و شیر دادن و حرمت جمع بین اختیین

جهات افتراق
1- درنکاح دائم نفقه زن به شرط عدم نشوز به عهده مرد است ولی درنکاح مسیارازدواج موقت نفقه زن بر عهده مرد نیست
2- برخلاف نکاح دائم زن و مرد در نکاح مسیار و ازدواج موقت از یکدیگر ارث نمیبرند
3- در نکاح مسیار و موقت زن حق قسم ، مبیت نداردولی در نکاح دائم دارد
4- در نکاح دائم زن حق ندارد بدون اجازه زوج خارج شود یا به سفر (بجز سفر حج واجب)رود و یا در بیرون از منزل اشتغال به کار داشته باشد (مگر این که ضمن عقد نکاح و یا عقد خارج لازم دیگر شرط کرده باشد که در این صورت حکم نکاح مسیار را خواهد داشت ) ولی در نکاح مسیار و متعه اجازه لازم نیست .
جهات افتراق نکاح دائم و نکاح مسیار با ازدواج موقت
1- لزوم تعیین مدت در ازدواج موقت
2- عدم ذکر مهر موجب بطلان ازدواج موقت میشود ولی در نکاح دائم و مسیار بدون ذکر مهر صحیح است و طرفین میتوانند بعد از عقد مهر را با تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین در بین آنها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود
3- لزوم اجرای صیغه طلاق برای متارکه در ازدواج دائم و مسیار بر خلاف ازدواج موقت که متارکه با انقضاء و یا بذل بقیه مدت صورت میگیرد.

4- در نکاح دائم و مسیار مرد نمیتواند هم زمان بیش از چهار زن داشته باشد ولی در ازدواج موقت این نصاب شرط نیست
5- ازدواج موقت با زن کتابیه جایز است ولی نکاح دائم و ازدواج مسیار جایز نیست
در نکاح مسیار کاملا مانند نکاح شرعی ودائم حقوق از قبیل عده، میراث، و ثبوت نسب برای فرزندن از پدر ومادر ثابت می شود. بنابراین دارالافتاء مصر و هیأت فتوی در وزارت اوقاف و شئون اسلامی کویت و عبدالعزیز بن عبدالله بن باز(:) و شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل الشیخ مفتی عام عربستان سعودی و تعداد زیادی از اعضاء هیئت افتاء و دعوت و ارشاد در عربستان سعودی همه فتوای صحت ازدواج مسیار را صادر کرده‌اند.
علاوه بر صحت ازدواج مسیار از نظر شرع مصالحی نیز برای دو طرف زن و مرد دارد مانند اینکه: مرد راغب است از راه حلال ارضاء جنسی گردد اما توان تحمل تکالیف آن و مخارج زن دوم را ندارد، و زن نیز دوست دارد ازدواج کند و از نفقه و مسکن و رعایت عدالت در همبستری با او صرف‌نظر نماید. در واقع زن می‌خواهد شوهری داشته باشد تا دچار حرام نشود و پاک‌دامن بماند.
پس چون ازدواج مسیار ازدواجی صحیح است احکام شرعی ازدواج دائم بر آن مترتب می‌گردند. یعنی باید به زن مهریه پرداخت شود و شوهر از نظر نسبی پدر فرزندان محسوب گردد و در ازدواج مسیار مانند ازدواج دائم بعضی از زنان خویشاوند همسرش (مانند: مادر زن، خواهر زن و …) بر او حرام می‌گردند و زن هنگام طلاق یامرگ شوهرباید عده را بگذارند و در صورت مرگ یکی از زوجین دیگری از او ارث می‌برد.
اما درنکاح متعه وموقت هیچ کدام یک از این حقوق (عده، میراث، وثبوت نسب) برای زوجین واولاد ثابت نمی شود.
این نکته که تعیین مهریه در ازدواج موقت نیز مثل ازدواج دائم بایستی مهریه‌ای تعیین گرددامری ضروری و مقدار آن بسته به توافق طرفین است، اما برخلاف ازدواج دائم که تعیین مهریه را می‌توان به بعد از ازدواج موکول کرد یا اصولاً توافقی بر آن نکرد، در ازدواج موقت عدم تعیین مهریه در زمان عقد موجب باطل شدن قرارداد می‌شود.
انقضای عقد طلاق در متعه وجود ندارد و انقضای آن با پایان مدت یا بذل مدت است، به این معنی که مرد می‌تواند قبل از پایان مدت از بقیه زمان صرفنظر کرده و رابطهٔ زوجیت را به پایان برساند. ایلاء هم بنا به نظر مشهور در آن امکان ندارد و در مورد امکان لعان و ظهار اختلاف نظر است، بر اساس شرح لمعه لعان فقط در مورد قذف به زنا قابل اجراست

ارث در ازدواج موقت
در مورد وضعیت ارث در ازدواج موقت اختلاف نظر زیادی وجود دارد و چهار دیدگاه متفاوت مطرح است:
زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند مگر اینکه در هنگام عقد شرط توارث کنند. با توجه به اصل «المسلمون عند شروطهم» و برخی احادیث هم آن را تأیید کرده‌اند. این نظر را شیخ طوسی ، محقق حلی ، شهید اول و شهید ثانی داشته‌اند.
زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و شرط توارث هم باطل است. با توجه به اینکه ارث یک حکم شرعی است و اثبات آن به دلیل نیاز دارد. برخی احادیث هم از این دیدگاه پشتیبانی می‌کند. اکثر فقهای متأخر این نظر را داشته‌اند و برخی این را نظر مشهور دانسته‌اند.
زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند مگر اینکه شرط عدم توارث کنند. شریف مرتضی این نظر را داشته‌است. زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند و شرط عدم توارث هم باطل است.
در قانون مدنی ایران با توجه به مادهٔ ۹۴۰ که گفته «زوجین که زوجیت آن‌ها دائم بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می‌برند.» مشخص می‌شود که در ازدواج موقت ارث وجود ندارد اما این‌که آیا می‌توان شرط ضمن عقد توارث را کرد مشخص نیست. برخی حقوق‌دانان چنین شرطی را با توجه به اصل صحت صحیح ولی برخی سکوت قانون را به معنی نبود این امکان می‌دانند و تغییر در مقررات ارث را با توجه به اینکه به منافع افراد دیگرو مصلحت اجتماعی مربوط است از طریق قرارداد ممکن نمی‌دانند.

1: جدایی از نکاح مسیار ونکاح دائم، بدون وفات، طلاق،خلع، فسخ قاضی یا تفویض طلاق حاصل نمی شود.
2: در متعه بعد از پایان مدت مشخص شده جدایی خود به خود بدون طلاق، وفات، خلع ، فسخ نکاح وغیره … صورت می گیرد .
3: در نکاح مسیار و نکاح دائم، مرد در یک وقت نمی تواند بیشتر از چهار زن داشته باشد گرچه همه آن ها مسیاری باشند.
4: اما در متعه وموقت مرد در یک وقت می تواند بیشتر از چهار زن بلکه هزار زن داشته باشد .
۵-الف): در نکاح مسیار ونکاح دائم، مهر مقرر می شود اماچه بسا برخی اوقات خود زن آن را معاف می کند.
ب): ولی در نکاح متعه بجای مهر برای زن اجرت در نظر گرفته می شود و مبلغ آن نسبت به کوتاه بودن مدت استفاده از زن، متفاوت می شود.
۶- الف): در نکاح مسیار و نکاح شرعی و دائم، زنی که دارای شوهر است به هیچ وجه نمی تواند با مردی دیگر ازدواج نماید.
ب): در نکاح متعه و موقت جایز است زنی را که دارای شوهر است متعه نمود؟ (عن ابی عبدالله علیه السلام، قال: قلت انی تزوجت امراه متعه فوقع فی نفسی ان لها زوجا فتفتشت عن ذلک فوجدت لها زوجا، قال: ولِمَ فتشت ؟)
(عن ابی عبدالله علیه السلام، قال: قیل له: ان فلانا تزوج امراه متعه فقیل له: ان لها زوجا فسالها، فقال ابو عبدالله علیه السلام، : ولِمَ سالها؟)
البته برداشت از مطلب فوق الذکر بر همگان مبرهن است که هیچ زنی با داشتن زوج نمی تواند به ازدواج شخص دیگری در آید چه ازدواج دائمی باشد چه موقت. این در فقه شیعه ودر کل، بین تمامی مسلمانان و ادیان الهی امری مردود و ناپسند است.
با توجه به مطالب فوق؛ می توان بر فرق هایی که در میان عقد متعه ونکاح مسیار است پی برد، پس زنی که از طریق متعه وموقت به عقد شخصی در می آید نمی توان به آن، عنوان و لقب زوجه شرعی داد اما زنی که از طریق نکاح مسیار به ازدواج شخصی در می آید همسر شرعی ودائم آن می باشد زیرا همان شرایطی را که نکاح شرعی و دائم دارد عیناً همان شرائط را نیز نکاح مسیار دارد با این تفاوت که زن از برخی حقوق خود صرف نظر می کند که گاهاً این در نکاح دائم وشرعی نیز دیده می شود، واین هیچ اشکالی بر صحت نکاح مسیار به وجود نمی آورد بر خلاف متعه وموقت که در آن شرائط نکاح دیده نمی شود.لذا وقتی در نکاح مسیار تمام شرائط نکاح شرعی رعایت می شود پس مانند نکاح شرعی جایز بوده و زوجین زندگی زناشویی خود را بطور عادی ادامه می دهند.
چنانچه مجمع الفقه الاسلامی مکه مکرمه از بین ازدواج های رایج همچون نکاح مسیار، نکاح موقت نکاح به شرط طلاق و…. فقط نکاح مسیار را جایز و حلال قرار داده است و نزد تمام فقها چه شیعه و چه سنی بین نکاح مسیار و نکاح موقت و متعه فرق است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

قابل ذکر است گر چه نکاح مسیار با رعایت شرائط نکاح شرعی و دائمی؛ جائز است لیکن پیشنهاد به این ازدواج داده نمی شود زیراعرفا این گونه ازدواجها ناپسند است.
با توجه به مطالب گذشته ازدواج مسیار ذاتاً با ازدواج موقت نزد برادران تشیع تفاوت دارد چون ازدواج مسیار همان ازدواج دائم است که در آن زن از مقداری حقوق خود تنازل می‌کند.
در نکاح متعه برادران تشیع احکام شرعی متفاوت از احکام شرعی ازدواج دائم بر آن مترتب می‌کنند. مانند اینکه:
در ازدواج موقت (نکاح متعه) طلاق وجود ندارد و با تمام‌شدن مدت آن طلاق زن واقع می‌شود. اگر مدت آن یک هفته باشد بعد از پایان آن عقد نکاح به پایان رسیده. و ارتباط آنها با همدیگر حرام می‌شود لذا نیازی به تلفظ طلاق برای انتهاء عقد نیست.
۲- با ازدواج موقت میراث بین آنها ثابت نمی‌شود و اگر یکی از آن دو در اثناء نکاح متعه بمیرد از دیگری ارث نمی‌برد.
۳- وقتی مدت نکاح متعه پایان پذیرفت عده زن دو حیض و اگر زن حائضه نباشد عده او چهل و پنج روز است.
خلاصه این

دیدگاهتان را بنویسید