تحقیق رایگان درباره امنیت جانی و مالی

اصطلاحی و فقهی مـشرکان دلالت داشته باشد، به مشرکان عرب و بت پرستان اختصاص دارد و حتی شامل فرقه های مشرک اهل کتاب نمی شود.
این عده عبارت اند از:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1- شیخ انصاری
2- امام خمینی (ره )
4- آیت اللّه خوئی (ره )
5- شهید محمد باقر صدر

فقهای نام برده دلایل زیر را بر مدعای خود، اقامه کرده اند:
1- انصراف
گرچه لفظ ((مشرک )) از نظر لغت به هرکسی که به نوعی برای خدا شریک قائل شود، اطـلاق می گردد و حتی می توان کسی را که به قصد خشنودی خدا وغیر او عملی انجام می دهد، مـشـرک نـامـید؛ لیکن از آن جا که واژه مشرک در قرآن , غالبا درخصوص بت پرستان به کار رفته اسـت. لـفـظ ((مـشرکون )) فقط آنان را در برمی گیرد، به گونه ای که هرگاه مورخی در تشریح تـاریخ صدر اسلام بگوید: ((مشرکان, پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وآله وسلّم، را آزار می دادند.)) ذهن ها متوجه مشرکان قریش، ابوجهل و ابولهب وابوسفیان و غلامان آن ها که بت پرست بودند، می شود و نصارای نجران و یـهودیان بنی نضیر و بنی قریظه به ذهن تبادر نمی کنند. این اختصاص، منشئی جز استفاده بسیار قرآن از این لفظ در خصوص این گروه ندارد.
شیخ انصاری (ره ) می نویسد: انـصـاف آن اسـت کـه ظـاهر مقصود از مشرکین در این آیه، همان کسانی هستند که مخــاطب آیه شریفه بوده و مؤمنــان آن زمان آن ها را به عنوان مشرک می شناختند.
آیت اللّه حکیم (ره ) می نویسد: نـسبت دادن شرک به اهل کتاب در قرآن، نحوه ای مجاز در اسناد است، نه این که شرک حقیقی به آن هـا نسبت داده شده باشد، زیرا شرک حقیقی که در آیه ((انما المشرکون نجس )) مراد است، در فرهنگ آیات قرآن و روایات و متشرعه وعرف، معنایی است که در اهل کتاب وجود ندارد.
شهید صدر می نویسد: گزاف نیست اگر ادعا کنیم که کلمه ((مشرک )) در این آیه, در صورت اطلاق, نزد جامعه اسلامی بـه معنای اصطلاحی باشد که در برابر اهل ذمه واهل کتاب است, زیرا قرآن کریم در این آیه, شرک مـشرکین را ملاک ممنوعیت ورود آنان به مسجد الحرام قرار داده است. بدیهی است مشرکانی که داعـی و انـگـیـزه و عـلاقـه ورود بـه مسجدالحرام را داشتند, فقط بت پرستان بودند که قداستی بـرای مـسجدالحرام قائل بودند, اما یهود و نصارا که هیچ قداستی برای مسجدالحرام قائل نبوده, و انـگـیـزه و رغبتی برای ورود نداشته اند, معقول نیست که خداوند بانزول این آیه آن ها را از آن باز دارد.
2- تفکیک مشرک از اهل کتاب در قرآن
قرآن کریم در موارد مـتـعـدد آن گـاه کـه از ادیـان و آیین های غیر اسلام سخن می گوید, لفظ ((مشرکین)) راتنها نـیـاورده, تـا شامل اهل کتاب (یهود و نصارا) هم شده باشد, بلکه قبل یا بعد ازکلمه ((مشرکین )) کـلـمـه (( اهـل کـتـاب )) یـا ((یـهـود ونصارا)) را در ردیف آن ها ذکر کرده است.
همین تفکیک, روشـن تـرین شاهد براین مدعاست که مراد خداوند از مشرکین, معنایی خاص است که شامل اهل کـتـاب نـمی باشد.
که در غیر این صورت ذکر اهل کتاب تکراری لغو و بیهوده برای بخشی از مفاد ((مشرکین )) است که سخن خدا از آن مبراست همانند آیات ذیل:
مـایـود الذین کفروا من اهل الکتاب ولاالمشرکین ان ینزل علیکم من خیر من ربِّکم واللّه یختصُّ بـرحـمته من یَّشاء واللّه ذو الفضل العظیم
کافران از اهل کتاب, و مشرکان دوست ندارند کـه خـیر از جانب پروردگارتان بر شما فرود آید, وخداوند هر کس را بخواهد ویژه رحمت خویش خواهد ساخت و خداوند دارای فضل بزرگ است.

ـولتسمعن من الذین اوتواالکتاب من قبلکم و من الذین اشرکوا اذی کثیرا وان تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور
وحتما از اهل کتاب ومشرکان آزار بسیاری خواهی شنید, اما همانا صبر وپرهیزگاری بخشی از قوت اراده در کارهاست.
3- تفاوت احکام اهل کتاب با مشرکان در قرآن
تفکیک بـیـن احکام اهل کتاب و مشرکان در قرآن, خود شاهدی است بر این که مفهوم مشرکین در قرآن, غیر اهل کتاب است.
تعدادی از این احکام ویژه عبارتند از:
1- برائت از مشرکین, آیات برائت و اعلان بیزاری خدا و رسول صلی الله علیه و آله در مورد مشرکان قریش که در حقیقت بت پرستان آن زمان بودند, نازل شـد و فـرمـان مـمنوعیت ورود به مسجد الحرام نیز ویژه آنان بود, چرا که فقط همان ها درمسجد الـحرام حضور داشتند و با اعتقاد به قداست بیت شریف بر آن حاکمیت داشتند, اما یهود و نصارا نه عـلاقـه و اعـتـقـادی بـه قـداسـت مسجدالحرام داشتند, نه به حضور در آن , تا قرآن کریم فرمان ممنوعیت برای آنان صادر کند.
2- وجـوب نـبـرد بـا مشرکان, بازداشت, محاصره, کشتن, در کمین آن ها نشستن و از آن ها دست نکشیدن تا آن که ایمان آورند. این در حالی است که قرآن کریم فرمان پیکار با اهل کتاب را می دهد, و این فرمان تا زمانی که جزیه را بپذیرند و برای اهل ذمه شدن اعلام آمادگی کرده و در پناه حکومت اسلامی زندگانی کنند, به قوت خود باقی است, ولی این اجازه به مشرکان داده نشده است.
3- اجازه سکونت اهل کتاب در مملکت اسلام, چنان که از آیه فوق استفاده شدقرآن کریم به یهود و نـصـارا اجازه می دهد که قوانین ذمه اسلام را بپذیرند و زندگی آرام خویش را با امنیت جانی و مـالی و حتی آزادی انجام عبادات دینی در سرزمین اسلامی و تحت پوشش حکومت اسلامی ادامه دهـند و در قبال حمایت های حکومت, مالیاتی به نام جزیه بپردازند. اما چنین اجازه ای به مشرکان داده نشده است.
4- احـکـام دیـگـری که در فقه ویژه اهل کتاب ذکر شده و مشرکان از آن محروم اند, مانند اجازه ازدواج مسلمان با اهل ذمه به صورت موقت یا دایم بنابر اختلاف فتاوا و هم چنین امنیت جانی و مالی اهل ذمه و آزادی انجام عبادات و امثال آن, که مشرکان از آن محروم اند.
تنها معنای مناسب آیه
در آغـاز بررسی معنای واژه ((نجس )) بیان شد که برای این واژه پنج معنای مناسب می توان تصور کـرد, امـا معانی دیگر با این آیه تناسب نداشت, زیرا بیان معنای آلودگی ظاهری بدن مشرکان به کـثافات و میکروب ها از شئون و وظایف شارع وشریعت نیست.
نجاست فقهی نیز نمی تواند مراد و مـدلـول آیـه باشد, زیرا در زمان نزول این آیه از طرف شارع, لفظ ((نجس )) به طور مستقل برای خـصـوص ایـن معنا وضع و جعل نشده بود و حقیقت شرعیه و دلیل و قرینه خاصی هم در این آیه بـر اراده این معنا وجود ندارد. از سویی اراده نجاست عارضی یا محدث بودن هم بااشکالاتی مواجه بود. بـنـابراین, در این آیه جز معنای ((پلیدی عقیدتی و روحی )) معنای مناسب دیگری نمی توان برای کلمه نجس در نظر گرفت.
آیت اللّه خویی«ره» می نویسد: مـنـاسـب تـرین معنا با معنای لغوی آن, یعنی ((قذارت)), قذارت وناپاکی نفسانی وفساد عقیدتی مشرکان است, و مناسبت حکم و موضوع, همین معنا را اقتضامی کند, زیرا خداوند ورود کسانی را به خانه توحید حرام کرده که مدافعان ومروجان شرک و دشمنان توحیداند. .
اما نجاست اصطلاحی فـقـهی, اصولاموجب حرمت ورود نیست, مگر در موارد استثنایی که عامل هتک حرمت یاسرایت نجاست باشد .
بند دوم : آیه سوره انعام ونظر فقیهان شیعه درباره دلالت آیه
فـمـن یـرداللّه ان یـهـدیـه یشرح صدره للاسلام ومن یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا کأنَّما یصعد فی السماء کذلک یجعل اللّه الرجس علی الذین لایؤمنون .
پس هر که را که خدا هدایت او را خواهد, دلش را به نور اسلام روشن و گشاده گرداند و هر که را خواهد گمراه سازد و به حال خود واگذارد, دل او را ازپذیرفتن ایمان تنگ و سخت کند, گویی که می خواهد از زمین بر فراز آسمان بالا رود. این چنین خــــداوند پلیدی را برکسانی که نمی گروند قرار می دهد.
علمایی که برنجاست اهل کتاب بر طبق این آیه قائل اند:
1- علامه حلی در تذکره الفقهاء و البته ایشان نجاست اهل کتاب را صریحا ذکر نکرده, اما یکی از دلایل نجاست کافران را همین آیه دانسته است.
2- سـیدمرتضی , مرحوم فخرالمحققین در ((ایضاح )) گرچه در مورد اهل کتاب صریحا نسبتی به مرحوم سید نمی دهد از ایشان نقل می کند که به موجب دلالت این آیه, ایشان قائل به نجاست غیر مؤمن, یعنی مخالفان شده است .
3- ابـن ادریـس, مرحوم مقـــدس اردبیلی از کتاب ((المنتهی )) تاءلیف علامه حلّی نقل می کند که وی فـتـوای نـجـاست غیر مؤمن را به ابن ادریس نسبت داده است.
سپس خود اظهار نظر کرده و حدس زده اند که شاید مدرک ایشان دلالت همین آیه بوده است. الـبـته محقِّق حلی در کتاب ((المعتبر)) فقط برای اثبات نجاست کافران غیر کتابی به این آیه اسـتـدلال کـرده اسـت.
چـنـان که ملاحظه می شود هیچ یک از آنان بر دلالت این آیه بر نـجـاست اهل کتاب تصریح نکرده اند, اما به هرحال می توان موافقت آن ها را با این استدلال حدس زد.
بـه هرحال در دلالت این آیه شریفه بر حکم فقهی نجاست شرعی غیر مؤمنین اعم از اهل کتاب و دیـگـر کـافـران بـیـن فـقـهـا اختلاف نظری وجود دارد که منشاء آن, اختلاف در معنای کلمه ((رجس )) در این آیه می باشد.
دلالت آیه و نقد آن ها
آنان که قائل به دلالت آیه فوق برنجاست اهل کتاب اند, شواهدی را بر این مدعا اقامه کرده اند:
1- معنای حقیقی لفظ رجس
محقق حلی در ((المعتبر)) می نویسد: مـعـنـای حـقـیقی لفظ ((رجس )) همین مفهوم نجاست مصطلح فقهی است. بر همین اساس آیه شریفه, این حکم شرعی را برای غیر مؤمنین ثابت می کند.
این استدلال به سه صورت قابل تصور و دفع است: الف) اگر مقصود آن است که لفظ ((رجس )) از ابتدا برای این معنا (نجاست مصطلح شرعی ) وضع شـده اسـت, بـایـد گفت این لفظ قبل از تشریع حکم نجاست فقهی بلکه قبل از شریعت اسلام وجود داشته است.
ب) اگـر مـقصود آن است که این لفظ علاوه بر معنای حقیقی و لغوی اش, بار دیگر از سوی شارع مـقدس برای((نجاست شرعی )) وضع شده است, ادعایی است نیازمند دلیل, در حالی که برای این ادعا در لفظ ((نجس )) دلیلی استوار, اقامه نگردید, چگونه می توان در این لفظ, که کمتر به این معنا استعمال شده, دلیلی اقامه کرد؟ ج) هـرگـاه مقصود این باشد که معنای حقیقی و لغوی آن, مفهوم عامی است که معنای نجاست شـرعـی از مصادیق آن است, این تعبیر دیگری از دومین دلیل ایشان است که اکنون به بررسی آن می پردازیم.
2- اتفاق آرا
امام خمینی (ره ) به نقل از شیخ طوسی در تهذیب، آورده است: همه علما اتفاق نظر دارند
که معنای ((رجس )) نجس است, و طبرسی در ((مجمع البیان )) نوشته است که ظاهرا مقصود شیخ طوسی آن بوده که علما اتفاق نظر دارند که معنا و مقصود از ((رجس )) در این آیه نجاست است.
سپس امام خمینی (ره ) به پاسخ این استدلال پرداخته, می فرماید: شاید منشاء این ادعا اتفاق نظر علما برنجاست کفار است, چرا که مفسران هرگز کلمه ((رجس ))را به معنای نجس تفسیر نکرده اند و مجمع البیان که بنای آن بر نقل اقوال است, نه خود احتمال این تفسیر را داده و نه آن را از احدی نقل کرده است بـنـابراین, هیچ شاهدی بر دلالت این آیه شریفه, بر نجاست شرعی غیر مؤمنین و اهل کتاب وجود ندارد.
شواهد عدم دلالت آیه برنجاست کفار
1- معنای لغوی
لـفـظ ((رجـس )) از نـظـر لغت شناسان به معنای مکروه, ناپسند, زشت, لعنت, دوری از رحـمـت خـدا, گـناه, کفر, پلیدی, عقوبت, بدبختی دنیایی و عذاب اخروی است و در کتب لغت هـرگز به معنای نجاست شرعی استعمال نشده است هرگاه که این لفظ بدون قرینه در معنای خاصی استعمال شود, بر همان مفهوم مشترک حمل خواهد شد.
چیزهای منفور وناپسند چند دسته اند:
الف) آن چه طبع آدمی آن را منفور و ناپسند می دارد, مثل کثافات و… .
ب) آن چه عقل سالم انسان آن را منفور و ناپسند می دارد, مثل جهل, لجاجت و بداخلاقی.
ج) آن چه دین و شریعت آن را منفور و ناپسند شمرده است, مثل قمار, میسر, انصاب, ازلام, شرک, نفاق, شراب, مردار و …
بـا تـوجـه به دسته بندی فوق اگر نصوص شرعی چیزی را ((رجس )) بداند, آن چیزمنفور شرعی خـواهد بود, اما این همیشه به معنای نجاست فقهی آن نیست, چنان که میسر, انصاب, ازلام و انواع قمار ونفاق در قرآن ((رجس )) شمرده شده است , امانجس به (معنای فقهی ) نیست .
2- معنای رجس در اصطلاح قرآن
ایـن لفظ در موارد متعددی در آیات قرآن به کار برده شده و اغلب به معنای چیز((پلید و منفور)) اسـت.
ایـن کثرت استعمال در معنای غیر نجاست فقهی, شاهدی است بر این که هر گاه این لفظ بدون قرینه خاصی در قرآن استعمال شد, باید به غیرمعنای نجاست فقهی حمل شود.
6- مفسران
مفسران بزرگ شیعه و سنی و هم چنین فقهای شیعه, کلمه ((رجس )) را ظاهر در مفهوم عذاب, قساوت قلب, لعنت, خذلان و بدبختی دانسته اند.
شیخ طوسی در ((تبیان )) ذیل این آیه شریفه, ((رجس )) را به ((عقاب و بی زاری ولعنت و دشنام و اسـامـی زشـت )) تفسیر کرده و حتی به صورت احتمال سخنی از نجاست فقهی به میان نیاورده است.
شـیـخ طـبرسی ((رجس )) را به ((عذاب )) تعریف کرده و ملافتح اللّه کاشانی در((منهج الصادقین )) آن را به عذاب یا لعنت تفسیر نموده است، چنان که فخررازی تفسیر آن را به ((شـیـطـان ))، ((هـر چـیز بی فایده )) و ((عذاب اخروی و لعنت دنیوی )) تفسیر نموده است.

بند سوم: اجماع
اهمیت اجماع در این موضوع
مهم ترین دلیل قائلان به نجاست اهل کتاب, پس از قرآن, اجماع فقهای شیعه برنجاست اهل کتاب اسـت
جمعی از فقهای بزرگ شیعه برنجاست اهل کتاب یا عموم کفار ادعای اجماع محصل نموده و یـا حـداقـل از پـیـشینیان خود ادعای اجماع را با لحن موافق نقل کرده و برای اثبات نجاست اهل کتاب, به آن استدلال نموده اند.
فقیهانی که ادعای اجماع نموده اند عبارت اند از:
1- سید مرتضی در ((ناصریات)) و ((الانتصار))
2- شیخ طوسی در ((تهذیب ))
3- ابن زهره در ((الغنیه ))
4- ابن ادریس در ((السرائر))
5- علامه حلی در ((المنتهی )) و ((التذکره ))
6- شیخ انصاری در کتاب ((الطهاره ))
7- صاحب جواهر
8- امام خمینی در کتاب ((الطهاره ))
اگر به فتاوای فقهای شیعه در گذشته نظری بیافکنیم, فتوای نجاست اهل کتاب در سراسر کتب فقهی شیعه به چشم می خورد, تا جایی که به فرموده وحید بهبهانی این فتوا شعار شیعه شده است.
حال از انضمام آن اجماعات منقول به این فتاوای بی شمار می توان اطمینان حاصل کرد که فقهای شـیـعه این حکم را نسل به نسل ازپیشینیان خود و آنان نیز از اصحاب ائمه علیهم السلام دریافت کرده اند و ایـشـان نـیـز از ائمـه اطـهـار علیهم السلام آمـوخـته اند, هر چند آن اسناد و گفتار ویژه امامان به دست ما نرسیده است.
1- نظر مذاهب اهل سنت
هـمـه فقهای مذاهب چهارگانه اهل سنت و بلکه فقهای غیر آن چهار مذهب که آرا و کتب فقهی آنـان بـاقـی مـانـده جـز یک نفر به اتفاق آرا به طهارت اهل کتاب فتوا داده اند.
تنها فقیه سنی مـخـالف, ((ابن حزم اندلسی ظاهری )) متوفای 456 است که با اظهار شگفتی از فتوای دیگران به طهارت, فتوای خویش را صریحا اعلام کرده, می نویسد: آب دهان و عرق و اشک کافر چه اهل کتاب و چه غیرآن نجس است, زیراخداوند در قرآن با آیه ((انَّـمـا المشرکون نجس )) نجاست کفار را اعلام کرده است واجزای بدن نجس هم نجس است و روشن است که مراد از نجاست در این آیه پلیدی دین و عقیده مشرکان نیست, زیرا از آیه این چنین فـهـمیده نمی شود.
هیچ چیز در دنیا شگفت آورتر از این نیست که کسی نسبت به مشرکان که حکم صریح نجاست آنان در قرآن آمده است, ادعای طهارت کند, ولی در ((منی )) که اصلا نصی درباره نجاست آن نرسیده است, فتوا به نجاست دهد.

2- محی الدین نووی در ((المجموع )) (شرح المهذب ) می گوید: اصحاب ما فتوای نجاست کافران را از احمد و اسحاق حکایت کرده اند, اما اصحاب ما برای اثبات طهارت به آیه ((و طعام الذین اوتوا الکتاب حل لکم )) استدلال نموده اند.
فخر رازی نیز که احتمالا خود از معتقدان به نجاست همه انواع کفار است, ازکتاب ((زمخشری )) نـقل می کند که ابن عباس گفته است: ((ان اعیانهم نجسه, کالکلاب و الخنازیر)), و از ((حسن )) نـقـل کرده است که هرکس با مشرکی مصافحه کند, باید وضوبگیرد, و حسن نیز همین فتوا را از ((هادی )) (یکی از امامان زیدیه ) نقل کرده است.
نقد دلیل اجماع
اجـماع بر نجاست اهل کتاب, از جوانب مختلف دارای اشکال است.
اگر چه وجود حتی یک اشکال بـرای مـعـتبر نبودن دلیل کافی است, بهتر است برای تبیین بی پایگی استناد به این دلیل, به بیان اشکالات متعدد آن بپردازیم:
1- تردید جمعی از فقیهان قائل به نجاست کفار در اجماع های ادعا شده
اعـتـبـار ((اجـمـاع

دیدگاهتان را بنویسید