استراتژی‌های تجارت بین‌الملل

اگر دیدگاه کلاسیک‌ها را که تجارت موتور رشد و توسعه اقتصادی است را بپذیریم در سطح بین‌المللی کشورها می‌توانند استراتژی‌های ذیل را انتخاب کنند:

الف: استراتژی توسعه صادرات

ب: استراتژی جایگزینی واردات

استراتژی توسعه صادرات

راهبرد جانشینی صادرات در چارچوب نظریه خارج مطرح است و چنانچه رشد اقتصادی تحت تأثیر صادرات به‌دست‌آمده باشد  رشد متکی به صادراتنامیده می‌شود. اگر شکل توسعه اقتصادی تابع بازرگانی خارجی و به‌ویژه بازارهای صادراتی گردد به‌طوری‌که تمامی متغیرهای اقتصادی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به نحوی تحت تأثیر توان اقتصاد در رقابت خارجی و مزیت‌های نسبی اقتصاد

تجربیات کشورهای جهان در دو دهه اخیر حاکی از موفقیت چشمگیر کشورهایی است که استراتژی نخست را اتخاذ نموده‌اند.

در چارچوب تقسیم‌کار بین‌المللی تعیین گردد آن را توسعه برون‌نگر نامند.

برخلاف استقبال کنونی، در برخی اعصار توسعه صادرات، سیاستی غلط به شمار می‌رفته، اسباب تنزل کشور و رفاه عمومی محسوب و مورد اجتناب بوده است. در مصر و یونان باستان صادرات مواد غذائی اساسی، همچون اروپای عصرمرکانتلیست ها (تجارت گران)، منع می‌شده است و این ممانعت در مورد برخی از کالاها نظیر انجیر برای آتنی‌ها که آن را برای ذائقه خارجی‌ها زیادی» خوشمزه می‌دانستند تا حد جرم افزایش می‌یافت.

توسعه صادرات، معرف گرایش به آزادی در تجارت بین‌الملل است. این سیاست نشان می‌دهد یک ملت تا چه حد متوجه بازار خارجی و تابع نیازهای آن است. شاخص دیگر و بلکه مهم‌تر گرایش به آزادی تجارت بین‌الملل و اقتصاد باز تجویز و تشویق واردات است که به‌طور خودکار به کالاهایی محدود می‌شود که در خارج مرغوب‌تر و به‌طور نسبی ارزان‌تر تولید می‌شود. مجموع این دو سیاست که با نسبت تجارت خارجی در تولید ناخالص داخلی اندازه‌گیری می‌شود درجه باز بودن اقتصاد را اندازه‌گیری می‌کند، به‌طوری‌که هرقدر مجموع سهم صادرات و واردات از GDP بزرگ‌تر باشد اقتصاد بازتر است.

  پارامترهای مؤثر بر سبک مدیریت تحول آفرین